حکم نو کن که شاه دورانی
سکه تازه زن که سلطانی
حکم مطلق تو راست در عالم
حاکمان قالباند و تو جانی
آن چه شاهان به خواب میجستند
چون مسلم شدت به آسانی
همه مرغان چو دانه چین تواند
تو همایی میان مرغانی
بر سر آمد رواق دولت تو
ز آن که تو صاف صاف انسانی
برتر آید ز جان ملک و ملک
گر دهی دل به روح حیوانی
شرطها را ز عاشقان برگیر
که تو احوال شان همیدانی
دامها را ز راه شان بردار
خواه تقدیر و خواه شیطانی
تا شوم سرخ رو در این دعوی
که تو چون حق لطیف فرمانی
شمس تبریز رحمت صرفی
ز آن که سر صفات رحمانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأکید بر مقام والای انسان و ویژگیهای الهی او میپردازد. او از شاهی سخن میگوید که در حقیقت حاکم مطلق عالم است و فقط ظاهراً حاکمان دیگر وجود دارند. شاعر بیان میکند که آنچه شاهان در خواب به دنبال آن بودند، به آسانی در دست انسان است. همچنین، او از عشق و آگاهی معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که باید دل از قید و بندها رها کرد تا به حقیقت رسید. در نهایت، او از شمس تبریز به عنوان مظهر رحمت و صفات الهی یاد میکند و او را به عنوان راهنمایی برای درک این حقایق معرفی میکند.
هوش مصنوعی: ای فرمانروا، فرمان تازهای بده که مانند سکهای نو، سلطنت تو را تازه و شکوه آن را نمایان کند.
هوش مصنوعی: حکم مطلق و کامل تو در جهان موجود است و حاکمان فقط مانند قالبهایی هستند که تو آنها را روح میدهی.
هوش مصنوعی: آنچه شاهان در خواب آرزو میکردند، بهطور حتم و با شدت، به راحتی به دست میآید.
هوش مصنوعی: همه پرندگان برای چیدن دانه به سختی تلاش میکنند، اما تو همچون همای (پرندهای بلندپرواز و زیبا) هستی که در میان آنها قرار داری.
هوش مصنوعی: دولت و خوشبختی تو به دلیل سادگی و بیریاییات به اوج رسیده است، زیرا تو فردی صادق و خالص هستی.
هوش مصنوعی: اگر دل را به روح حیوانی بسپاری، مقام و موقعیت انسانیات از جان و ملک هم برتر میشود.
هوش مصنوعی: شرط و قید و بندها را از عاشقان بردار، زیرا که تو به خوبی حال و وضعیت آنها آگاهی داری.
هوش مصنوعی: باید موانع و تلهها را از سر راه عاشقان برداری، چه این موانع ناشی از سرنوشت باشد و چه از وسوسههای شیطانی.
هوش مصنوعی: میخواهم در این ادعا که تو همچون حقیقتی نرم و لطیف فرمان میدهی، با چهرهای سرخ و خجسته حاضر شوم.
هوش مصنوعی: شمس تبریز، که رحمت و لطف او بینهایت است، تجلی صفات خداوند و ویژگیهای رحمانیت اوست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ساخت آنگه یکی بیوگانی
هم بر آئین و رسم یونانی
ما به هر مجلسی ز تو زده ایم
همچو بلبل هزاردستانی
بسته کاری نکرده ای با ما
مردمی کرده ای فراوانی
زود در هر چه خواستیم از تو
[...]
تا کی این لاف در سخن رانی
تا کی این بیهده ثنا خوانی
گه برین بی هنر هنر ورزی
گه بر آن بی گهر درافشانی
با چنین مهتران بی معنی
[...]
ای پناه همه مسلمانی
رافع بن علی شیبانی
تاج دینی و از مکارم تو
همه اصحاب دین بآسانی
در معالی بلند مرتبتی
[...]
من یکی شاعرم نه سامانی
نز نژاد ملوک ساسانی
نه مرا باد حشمت میری
نه مرا اسب و طوق سلطانی
نه غلامان رومی و خزری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.