تو فقیری تو فقیری تو فقیر ابن فقیری
تو کبیری تو کبیری تو کبیر ابن کبیری
تو اصولی تو اصولی تو اصول ابن اصولی
تو خبیری تو خبیری تو خبیر ابن خبیری
تو لطیفی تو لطیفی تو لطیف ابن لطیفی
تو جهانی دو جهان را به یکی کاه نگیری
هله ای روح مصور هله ای بخت مکرر
نه ز خاکی نه ز آبی نه از این چرخ اثیری
تو از آن شهر نهانی که بدان شهر کشانی
نشوی غره به چیزی نه ز کس عذر پذیری
همگی آب حیاتی همگی قند و نباتی
همگی شکر و نجاتی نه خماری نه خمیری
به یکی کرم منکس بدهی دیبه و اطلس
نکند بر تو زیان کس که شکوری و شکیری
به عدم درنگریدم عدد ذره بدیدم
به پر عشق تو پران برهیده ز زحیری
اگرت بیند آتش همگی آب شود خوش
اگرت بیند منکر برهد او ز نکیری


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به توصیف مقام والای انسان و روح پرداخته و او را از هرگونه مادیات و کمبودها، همچون فقر و غفلت، آزاد میکند. او به ویژگیهای معنوی انسان اشاره میکند و میگوید که انسان به حقیقتی مقدس و جهانی تعلق دارد که فراتر از ظواهر دنیوی است. مولانا تأکید میکند که باید از غرور و تعلق به چیزهای دنیوی دوری کرد و به درک عمیقتری از خود و جهان دست یافت. او به اهمیت عشق و ارتباط با خدا میپردازد و میفرماید که در این مسیر هیچ چیز نمیتواند مانع انسان شود. در نهایت، او وحدت میان خود و دیگران را با استعارههایی از آب و قند به تصویر میکشد، و بر نیکی و شکرگزاری تأکید میکند.
هوش مصنوعی: تو در مقام فقیر بودن هستی، یعنی وابسته به نیازمندیها و کاستیها، و این فقیر بودن تو به نوعی از تفسیر بزرگتری بر میخیزد. همچنین، تو در مقام کبیر و بزرگ نیز هستی، و این عظمت تو به بازتابی از بزرگی واقعی مرتبط است.
هوش مصنوعی: تو اصل هر چیزی هستی و به اصول و پایههای آن مربوط میشوی، و از طرفی تو آگاه و خبیر هستی و همچنین این آگاهی به ریشهها و اصل تو برمیگردد.
هوش مصنوعی: تو موجودی لطیف و ناب هستی و فرزند لطافت. تو موجودیت دنیا و دو جهان را به سادگی و بیدردسر بررسی میکنی، به حدی که چیزی از آن نمیگیری.
هوش مصنوعی: ای روح زیبای تجسم یافته، ای بختی که مدام تکرار میشود، تو نه وابسته به خاکی و نه به آبی، و نه ناشی از این جهان آسمانی هستی.
هوش مصنوعی: تو از آن شهری هستی که در آن پنهانی، و به هیچ چیزی در این دنیا وابسته نخواهی بود؛ بنابراین به هیچ چیز مغرور نشو و از هیچ کسی عذرخواهی نکن.
هوش مصنوعی: همه ما به نوعی چون آب حیات هستیم، مانند قند و نبات شیرین. همه ما شکر و نجاتدهندهایم و در میان ما هیچ کس غم و درد ندارد و همه از حالت گیجی و خماری بیرون هستند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به تو کرم و بخشش کند، از ناز و زیباییات چیزی کم نمیشود. همچنین، تو که شکرین و زیبا هستی، هیچ کس نمیتواند به تو زیان برساند.
هوش مصنوعی: به عدم (یعنی عدم وجود) ننگریستم و به جای آن، عدد ذرات را دیدم که به خاطر عشق تو به پرواز درآمده و از قید و بند (زحیر) رها شدهاند.
هوش مصنوعی: اگر کسی آتش را ببیند، همه آب میشود، و این خوشایند است، و اگر کسی منکر (کسی که به گناه و بدی معروف است) را ببیند، از خوبیها دور میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
یارب از ما چه فلاح آید اگر تو نپذیری
به خداوندی و فضلت که نظر باز نگیری
درد پنهان به تو گویم که خداوند کریمی
یا نگویم که تو خود واقف اسرار ضمیری
گر برانی به گناهان قبیح از در خویشم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.