گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۶۷

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

کعبه طواف می‌کند بر سر کوی یک بتی

این چه بتی است ای خدا این چه بلا و آفتی

ماه درست پیش او قرص شکسته بسته‌ای

بر شکرش نبات‌ها چون مگسی است زحمتی

جمله ملوک راه دین جمله ملایک امین

سجده کنان که ای صنم بهر خدای رحمتی

اهل هزار بحر و کف گوهر عشق را صدف

زان سوی عزت و شرف سخت بلندهمتی

او است بهشت و حور خود شادی و عیش و سور خود

در غلبات نور خود آه عظیم آیتی

بشنو این خطاب را ساخته شو جواب را

ذره مر آفتاب را گشت حریف و بابتی

ای تبریز محرمت شمس هزار مکرمت

گشته سخن سبوصفت بر یم بی‌نهایتی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

کعبه طواف مکند برسر کوی یک بتی این بت کیست

پرویز اشکان نوشته:

کعبه طواف می‌کند بر سر کوی یک بتی *این چه بتی است ای خدا این چه بلا و آفتی
این بت همان هدایتگر انسانها به صراط مستقیم یعنی روح و رحمت و نعمت و نور و آیات الله است و او رسول حق تعالی است که بوسیله او هم عذاب میرساند و هم رحمت جهانیان است

بی شک اولین خانه ای که برای مردم مقرر شد بخاطر آن کسی است که با برکت و مبارک و هدایتگر برای جهانیان است [ آل عمران ۹۶ ]

فرمود: «عذاب خود را بوسیله او به هر کس بخواهم مى‌رسانم و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است و به زودى او را براى کسانى که پرهیزگارى مى‌کنند و زکات مى‌دهند و آنان که به آیات ما مؤمن می شوند، مقرّر مى‌دارم [ أعراف ۱۵۶ ]

ماه درست پیش او قرص شکسته بسته‌ ای * بر شکرش نبات‌ها چون مگسی است زحمتی
این بت همان معبودیست که صورت او قبله ماست در برابر کلام او دیگر سخنان مانند وزوز آزار دهنده مگسه
شکرش = کلام خدا
نبات ها = کلام غیر الهی
و برای همگی ، صورت او قبله شماست ، پس در نیکى کردن بر یکدیگر سبقت گیرید ،هر جا که باشید همگی در محضر الله قادر مطلق هستید ، بی شک الله متعال ، بر هر چیزی سنجشی گذاشته [بقره ۱۴۸]

جمله ملوک راه دین جمله ملایک امین * سجده کنان که ای صنم بهر خدای رحمتی
تمامی صالحین و ملائک برای رسیدن به رحمان قبلأ جسد خود را به این معبود داده اند
ملوک راه دین = صالحین = روح (کسانی هستند که توسط این هدایتگر به هدایت رسیده و خود را تسلیم روی الله کرده اند و به آنها عطای نور یا روح شده و به حیات جاودانه رسیده اند)
سجده = جسد دادن = تن دادن
خدای رحمت = رحمان (رحمت جهانیان) = رحیم (روح دهنده به مؤمنین)
بى‌ شک، کسانى که کفر می ورزند و از راه الله و مسجد الحرام و آن کسی را که برای مردم بطور یکسان قرار دادیمش ، معتکفین در آن و بیابان نشینان ، باز می‌دارند وآنکه بخواهد در آن به ظلم الحاد کند، از عذابى دردناک مى‌چشانیمش [ حج ۲۵ ]

اهل هزار بحر و کف گوهر عشق را صدف * زان سوی عزت و شرف سخت بلندهمتی

دانش او بر هر چیزی احاطه دارد و او تجلی الله است و اوست عزتمند و پایدار

این بدان سبب است که بی شک الله متعال همان « حق تعالی» است و اوست که مردگان را زنده مى‌کند و اوست که بر هر چیزى سنجش گذاشته [ حج ۶ ]

وعزت برای الله تعالی و برای رسول حق تعالی و برای مؤمنین است ؛ لیکن این منافقین نمی فهمند [ منافقون ۸ ]

او است بهشت و حور خود شادی و عیش و سور خود * در غلبات نور خود آه عظیم آیتی
بهشت و همه مزایای آن در وجود این معبود است که با عطای نور به ایمان آورندگانش آنها را داخل نور خود می کند و او همان آیات الله است
و به رسول حق تعالی ایمان آورید تا از رحمت خود به شما دو بهره عطا کند و براى شما نورى قرار دهد که بوسیله آن به حیات و زندگی جاودانه برسید و شما را آمرزش دهد و الله متعال آمرزنده و روح دهنده است [ حدید ۲۸ ]

« ابرقدرتــــی» که به او علم آموخت همان زیباترین ، پس جلوس کرد آنگاه وحی کردنی ها را بسوی بنده‌ اش وحی کرد و قطعاً بار دیگرى هم او را در فرود آخری دیده است نزدیک آخرین درخت سدر در همان مکان که جنت است آنگاه که درختان سدر را آنچه پوشیده بود، پوشیده بود به درستی او از آیات عظیم سرور خود را دید * [نجم ۴تا۱۸]

مینا مینوی نوشته:

ناشناس عزیز
بت همان شمس تبریز است ، و مولانا در وصف او غلوّ کرده .
بیت آخر اشاره به او دارد :
ای تبریز محرمت شمس هزار مکرمت
گشته سخن سبوصفت بر یم بی‌نهایتی

کانال رسمی گنجور در تلگرام