چو آب آهسته زیر که درآیم
به ناگه خرمن که درربایم
چکم از ناودان من قطره قطره
چو طوفان من خراب صد سرایم
سرا چهبْوَد؟ فلک را برشکافم
ز بیصبری قیامت را نپایم
بلا را من علف بودم ز اول
ولیک اکنون بلاها را بلایم
ز حبس جا میابا دل رهایی
اگر من واقفم که من کجایم
سر نخلم ندانی کز چه سوی است
در این آب ار نگونت مینمایم
نه قلماشی است لیکن ماند آن را
نه هجوی میکنم نی میستایم
دم عشق است و عشق از لطفْ پنهان
ولی من از غلیظی های هایم
مگو کُه را اگر آرد صدایی
کهای کُه نامدی، گفتی که آیم
تو او را گو که بانگِ کُه از او بود
زهی گویندهٔ بیمنتهایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر با استفاده از تصاویری طبیعی و استعاری به توصیف حالتی از عشق و وجود میپردازد. او به آرامی و مسیری ناپیدا اشاره میکند و بیان میکند که در میان بلاها و مشکلات، او همچنان تلاش میکند تا رهایی را بیابد. شاعر از رابطهٔ خود با عشق و تاثیر آن بر زندگیاش سخن میگوید و نشان میدهد که در دنیایی پر از چالش، او توانایی درک عمیقتری از عشق و وجود خود دارد. در نهایت، او به نیروی بیپایان عشق و آواز عشق اشاره میکند که همیشه در حال جریان است.
هوش مصنوعی: مانند آبی که آرام و بیصدا به زیر میرود، ناگهان به خرمن (محل جمعآوری محصول) هجوم میآورم و آن را بهراحتی میبرم.
هوش مصنوعی: من از دل من به آرامی قطرهقطره میریزم، مانند طوفانی که باعث ویرانی بسیاری از خانهها میشود.
خانه که چیزی نیست اسمان جهان هستی را میشکافم وباسرعت روبه جلو وبدون اندکی صبر حتی به نزدیک شدن به قیامت نیز توجه نخواهم کرد
ازابتدا من همچون علف دربرابربلاها اسیب پذیربودم واسیب میدیدم امااکنون عمل اصلی بلاها خودم هستم ومنانهارابوجود میاورم
هوش مصنوعی: برای رهایی از زندان موجودیت و گرفتاریهای دنیا، باید با دل آزاد باشی، چون من به خوبی میدانم که جایگاه واقعی من کجاست.
من همچون سرنخل هستم جهت وراه م رانمیتوانی تشخیص دهی ممکن است فکرکنی داری سرنگون میشوی ولی اینگونه نیست .
هوش مصنوعی: قلممو یا قلم مخصوصی نیست که بتوانم آن را بگذارم یا ببرم، اما همچنان آن را به خاطر دارم؛ نه آن را به تمسخر میکشم و نه ستایشش میکنم.
«از لطف پنهان» یعنی از روی لطافتی که دارد پنهان است.
هوش مصنوعی: اگر کسی صدای «کوه» را به درستی بشنود و بپرسد که چرا از تو خبر نمیآید و به یاد تو نیفتاده، نگو که چرا این صدا را میگوید، چرا که تو نیز به یاد او بیفتی و به او پاسخ بدهی که من خواهم آمد.
هوش مصنوعی: به او بگو که صدای کوه از او ناشی میشود، چه گویندهای بیپایان و بینظیر است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
خداوندا همیخواهم که از دل
تو را تا عمر دارم میستایم
ولیکن از دم جور زمانه
برنجید این دل مانده نمایم
حریف نیم مست امروز ناگه
[...]
به نیکی و به شادی دَرفَزایم
که باشد آفتابَ انْدَر سَرایم
خداوندا همی خواهم که از دل
ترا تا عمر باشد من ستایم
ولیکن این دم از جور زمانه
برنجید این دل انده نمایم
بدین دل کز کدامین در درآیم؟
کدامین گنج را سر برگشایم؟
گرفته خواهر از بهر خدایم
بسی انعامها کرده بجایم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.