آن یکی از خشم، مادر را بِکُشْت
هم به زخمِ خَنْجَر و هم زخمِ مُشْت
آن یکی گفتش که: از بدگوهری
یاد ناوردی تو حقِ مادری؟
هی تو مادر را چرا کُشتی؟ بگو
او چه کرد آخر بگو ای زشتخو؟
گفت: کاری کرد کان عار وی است
کشتمش کان خاک، سَتّار وی است
گفت: آنکس را بِکُش ای مُحْتَشَم
گفت: پس هر روز مَردی را کُشَم
کُشْتَم او را رَستم از خونهای خلق
نای او بُرَّم بِه است از نای خلق
نَفْسِ توست آن مادرِ بدخاصیت
که فساد اوست در هر ناحیت
هین بِکُش او را که بهرِ آن دَنی
هر دمی، قصدِ عزیزی میکنی
از وی این دنیای خوش بر توست تنگ
از پیِ او، با حق و با خلق، جنگ
نَفْس کُشتی باز رَستی ز اعْتِذار
کس، تو را دشمن نَمانَد در دیار
گر شکال آرد کسی بر گفتِ ما
از برای انبیا و اولیا
کانبیا را نی که نَفْسِ کُشْته بود
پس چراشان دشمنان بود و حسود؟
گوش نِه تو، ای طلبکار صواب
بشنو این اشکال و شُبْهَت را جواب
دشمنِ خود بودهاند آن مُنْکِران
زخم، بر خود میزدند ایشان، چنان
دشمن، آن باشد که قصدِ جان کند
دشمن، آن نَبْوَد که خود، جان میکَنَد
نیست خفاشک، عدوی آفتاب
او، عدوی خویش آمد در حجاب
تابشِ خورشید او را میکُشَد
رنجِ او، خورشید هرگز کِی کَشَد؟
دشمن، آن باشد کز او آید عذاب
مانع آید لعل را از آفتاب
مانعِ خویشاند جملهٔ کافران
از شعاعِ جوهرِ پیغمبران
کِی حجابِ چشمِ آن فردند خلق؟
چشم خود را کور و کژ کردند خلق
چون غلام هندوی کو کین کِشَد
از ستیزهٔ خواجه، خود را میکُشَد
سرنگون میافتد از بامِ سرا
تا زیانی کرده باشد خواجه را
گر شود بیمار، دشمن با طبیب
ور کند کودک، عداوت با ادیب
در حقیقت، رهزنِ جانِ خَودند
راهِ عقل و جانِ خود را خود زَدند
گازُری گر خشم گیرد ز آفتاب
ماهیی گر خشم میگیرد ز آب
تو یکی بنگر که را دارد زیان
عاقبت کِبْوَد سیهاختر از آن؟
گر تو را حق آفریند زشترو
هان مَشو هم زشترو، هم زشتخو
ور بَرَد کَفْشَت مَرو در سنگلاخ
ور دو شاخهستت مشو تو چار شاخ
تو، حَسودی کز فلان، من، کمترم
میفَزاید کمتری در اخترم
خود، حَسَد، نقصان و عیبی دیگر است
بلک از جمله کمیها بتّر است
آن بلیس از ننگ و عارِ کمتری
خویش را افکند در صد اَبْتَری
از حَسَد میخواست تا بالا بُوَد
خود چه بالا بلک خونپالا بُوَد
آن ابوجهل از محمّد ننگ داشت
وز حَسَد خود را به بالا میفَراشت
بوالحِکَم نامش بُد و بوجَهْل شد
ای بسا اهل از حَسَد، نااهل شد
من ندیدم در جهانِ جستوجو
هیچ اهلیّت، بِه از خوی نکو
انبیا را واسطه زان کرد حق
تا پدید آیَد حَسَدها در قَلَق
زانک کس را از خدا عاری نبود
حاسِدِ حق، هیچ دَیّاری نبود
آن کسی کش مِثْلِ خود پنداشتی
زان سَبَب با او، حَسَد برداشتی
چون مُقَرَّر شد بزرگی رسول
پس حَسَد نایَد کسی را از قبول
پس به هر دوری، ولیی قائم است
تا قیامت، آزمایش، دائم است
هر که را خوی نکو باشد بِرَست
هرکسی کاو شیشهدل باشد شِکَسْت
پس امامِ حیِّ قائم، آن ولیست
خواه از نسلِ عُمَر خواه از عَلیست
مهدی و هادی، ویست ای راهجو
هم نهان و هم نشسته، پیشِ رو
او چو نور است و خرد، جبریل اوست
وان ولیِ کم از او، قندیلِ اوست
وانک زین قندیلِ کممشکاتِ ماست
نور را در مرتبه، ترتیبهاست
زانک هفصد پرده دارد نورِ حق
پردههای نور دان چندین طَبَق
از پس هر پرده، قومی را مقام
صفصفاند این پردههاشان تا امام
اهلِ صفِ آخرین از ضعفِ خویش
چشمشان طاقت ندارد نورِ بیش
وان صفِ پیش از ضعیفی بصر
تاب نارَد روشنایی، بیشتر
روشنایی کاو حیاتِ اول است
رنجِ جان و فتنهٔ این اَحْوَل است
اَحْوَلیها اندکاندک کم شود
چون ز هفصد بگذرد او یَم شود
آتشی کاصلاحِ آهن یا زَر است
کی صَلاحِ آبی و سیبِ تر است؟
سیب و آبی، خامیی دارد خفیف
نِی چو آهن، تابشی خواهد لطیف
لیک آهن را لطیف، آن شعلههاست
کو جذوبِ تابشِ آن اژدهاست
هست آن آهن، فقیرِ سختکش
زیر پتک و آتش است او سرخ و خوش
حاجِبِ آتش بُوَد بیواسطه
در دلِ آتش رَوَد بیرابطه
بیحجاب آب و فرزندان آب
پختگی ز آتش نیابند و خطاب
واسطه دیگی بود یا تابهای
همچو پا را در روش پاتابهای
یا مکانی در میان تا آن هوا
میشود سوزان و میآرد بما
پس فقیر آنست کو بی واسطهست
شعلهها را با وجودش رابطهست
پس دل عالم ویست ایرا که تن
میرسد از واسطهٔ این دل به فن
دل نباشد تن چه داند گفت و گو
دل نجوید تن چه داند جست و جو
پس نظرگاه شعاع آن آهنست
پس نظرگاه خدا دل نه تنست
بس مثال و شرح خواهد این کلام
لیک ترسم تا نلغزد وهم عام
تا نگردد نیکوی ما بدی
اینک گفتم هم نبد جز بیخودی
پای کژ را کفش کژ بهتر بود
مر گدا را دستگه بر در بود


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، مولانا به مسألهٔ ملامت کردن مردم و تنفر نسبت به یکدیگر میپردازد. شخصی به دلیل کشتن مادرش به تهمت مورد سرزنش قرار میگیرد و در پاسخ، به فساد نفس خود اشاره میکند که عامل بسیاری از مشکلات و جنگهاست. او میگوید که دشمن واقعی کسی است که به جان دیگران آسیب میزند، نه کسی که خود به علت حسد و کینه آسیب میبیند. مولانا به حساسیت انسانها نسبت به یکدیگر و خطرهای ناشی از حسد و خودخواهی اشاره کرده و در انتها بر اهمیت نیکویی ذات انسان تأکید میکند و یادآور میشود که در این راه، امام و ولیان راهنمایی هستند.
هوش مصنوعی: شخصی به خاطر خشم، مادرش را به قتل رساند، هم با ضربهٔ خنجر و هم با مشت زدن.
هوش مصنوعی: شخصی به فردی میگوید که چرا به خاطر بدی و ناپاکی دیگران فراموش کردهای حق مادری را رعایت کنی؟
هوش مصنوعی: تو که مادر را کشتی، دلیلش چیست؟ بگو او چه کار کرده که میگویی حقش را از بین بردی، ای انسان زشتخو؟
هوش مصنوعی: او گفت: آن شخص کاری کرده که باعث عذاب و ننگ او شده، و به همین خاطر او را کشتم، زیرا این خاک یعنی بدن وی، پوشانندهٔ عیوب اوست.
هوش مصنوعی: او (شخصی) میگوید: کسی که در این عالم به این دلیل که عار (سرزنش) به او بچسبد کشته شود، باید آن قدر به کشتن مردم ادامه دهد که هر روز یک نفر را بکشد.
هوش مصنوعی: من، آن فرد را کشتم و رهایی یافتم از خونهای مردم؛ صدای او (این فرد) سر و صدایش بهتر است از صدای مردم.
هوش مصنوعی: نفس تو همان مادر بدجنس و آسیبرسانی است که فسادش در هر جا گسترش یافته و تأثیر منفی میگذارد.
هوش مصنوعی: به او بگو که باید نفس خود را که سبب فساد و گمراهیات است، بکش، زیرا به خاطر این دنیا هر لحظه با عزیزی دشمنی میکنی.
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر دوستی با او برای تو تنگ و محدود شده است و تو در این راه در حال جنگیدن با خدا و مردم هستی.
هوش مصنوعی: اگر نفس خود را بکشی و از عذرخواهی دیگران دست برداری، دیگر هیچ دشمنت در این دنیا نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: اگر کسی به سخنان ما درباره پیامبران و اولیای خدا ایراد بگیرد و شکایت کند، نباید نگران باشیم.
هوش مصنوعی: اگر انبیا (پیامبران) نفس کشته بودند، پس چرا دشمنان و حسودان برای آنها دشمنی میکردند؟
هوش مصنوعی: ای کسی که دنبال حق و حقیقتی، به دقت گوش کن و این سؤال و شبهه را پاسخ بده.
هوش مصنوعی: این افراد انکارکننده، در واقع دشمن خودشان بودهاند و به خود آسیب میزنند، مانند کسی که زخمهایی به خود میزند.
هوش مصنوعی: دشمن واقعی کسی است که به جان دیگران آسیب میزند، نه کسی که خودش به جان خود آسیب میزند.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که خفاش، دشمن روشنایی آفتاب است، اما در واقع، دشمنی او با آفتاب تنها به خود او برمیگردد و در واقع خود را در سایه و حجاب قرار داده است. به عبارت دیگر، کسی که علیه نور و روشنایی ایستاده، در حقیقت به خودش آسیب میزند.
هوش مصنوعی: تابش خورشید، یعنی حقیقت و روشنایی، او را به الموت میکشاند و سبب رنج او میشود، اما آیا حقیقت و روشنایی بهخودش کشنده است؟ یعنی خورشید هرگز نمیتواند کسی را بکشد.
هوش مصنوعی: دشمن کسی است که باعث درد و عذاب برای انسان میشود، و برعکس، کسی که مانع میشود که گوهر (حقیقت) از نور آفتاب (موعظه و هدایت) بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: کافرانی که به درک و فهم حقایق نائل نمیشوند، خودشان مانع بهرهمندی از نور و حقیقت وجود پیامبران هستند و باعث میشوند که دیگران نتوانند از این نور بهرهمند شوند.
هوش مصنوعی: مردم چگونه میتوانند حجاب چشم آن شخص باشند؟ خودشان چشمانشان را کور و کج کردهاند.
هوش مصنوعی: چون غلام هندوستانی به خاطر دشمنی با خواجه دعوا و جنگ به راه میاندازد، در واقع خودش را هم به خطر میاندازد و نابود میکند.
هوش مصنوعی: شخصی که در صدد آزار دادن دیگران است، در نهایت خود به نابودی میافتد، مانند کسی که از بالای بام سقوط میکند، زیرا به خاطر عملی که علیه دیگران انجام داده به چنین سرنوشتی دچار میشود.
هوش مصنوعی: اگر کسی بیمار شود، دشمن با پزشک میشود و اگر کودک باشد، با معلم دشمنی میکند.
هوش مصنوعی: در واقع، انسانها خودشان با نادانی و رفتارهای نادرست، به جان و روح خود آسیب میزنند و راه درست را از دست میدهند.
هوش مصنوعی: اگر گرگ (گازور) از تابش آفتاب خشمگین شود، مانند ماهی نیز در آب اگر خشم بگیرد.
هوش مصنوعی: به تو گفته میشود که به سرنوشت کسانی که به دیگران آسیب میزنند، توجه کن؛ زیرا بدبختی و زیان نهایی برای آنها خواهد بود و به مراتب بیشتر از کسی است که خود را درگیر این کار میکند.
هوش مصنوعی: اگر خداوند تو را به صورت زشت بیافریند، نباید هم زشترو باشی و هم زشتخو؛ یعنی خلق نیکو نباید با اخلاق بد همراه باشد.
هوش مصنوعی: اگر کسی کفشات را بردارد، نباید در مسیر سنگلاخ و دشوار بروی و اگر دو راه داری، نباید به چهار راه تبدیلش کنی و خودت را در سختی قرار دهی.
هوش مصنوعی: تو حسادت میکنی به کسی، اما خودت کمتر از او هستی و این حسادت، باعث افزایش نقص و کمبودهای تو در زندگیات میشود.
هوش مصنوعی: حسادت، یکی از نقصها و عیبهاست، بلکه از جملهی کمبودها و کمبودهایی که برتر از آنها محسوب میشود.
هوش مصنوعی: ابلیس از شرم و زشتی عیوب کمتری که در خود دارد، خود را در صد عیب بزرگتر انداخته و به آن عیوب بزرگتری متهم میکند.
هوش مصنوعی: ابوجهل به خاطر حسدی که به پیامبر محمد (ص) داشت، میخواست خود را در مقام بالاتری قرار دهد، در حالی که او موجودی پست و خونی ناپاک است.
هوش مصنوعی: ابوجهل از پیامبر محمد (ص) احساس ننگ میکرد و به خاطر حسدی که داشت، خود را بزرگتر و برتر از او نشان میداد.
هوش مصنوعی: بوالحکم، که نامش بود، به ابوجهل معروف شد. بسیاری از مردم به خاطر حسد، خود را نااهل و نالایق نشان دادند.
هوش مصنوعی: در دنیای پر جستوجو، هیچ چیز ارزشمندتر از نیکخویی و داشتن صفات خوب نیست.
هوش مصنوعی: خدایان برای آگاهی و توجه به انسانها انبیا را به عنوان واسطه قرار دادهاند تا حسادتها و اضطرابها در آنها به وجود آید.
هوش مصنوعی: هیچکس از خدا خالی نیست و کسی که حاسد است، هیچ مکانی برای پناهندگی ندارد.
هوش مصنوعی: تو کسی را که مانند خودت میپنداشتی، به همین دلیل به او حسادت کردی.
هوش مصنوعی: وقتی که بزرگی و مقام پیامبر مشخص و ثابت شد، هیچکس نمیتواند به خاطر حسد، او را از پذیرش درست و صحیح بازدارد.
هوش مصنوعی: در هر زمان، ولی و پیشوایی وجود دارد که میتواند درستی را هدایت کند و آزمایش و آزمون برای انسانها ادامه دارد تا روز قیامت.
هوش مصنوعی: هر کسی که شخصیت خوبی داشته باشد، در نهایت نجات پیدا میکند، اما کسی که دلش ظریف و حساس باشد، به آسانی دچار آسیب و شکست میشود.
هوش مصنوعی: امام مهدی، که او را امام زنده و منتظر میدانند، ولی الهی است و ممکن است که از نسل عمر باشد یا علی.
هوش مصنوعی: مهدی و هادی، همان کسی است که ای کسی که به دنبال راهنمایی هستی، او هم در دلهای مردم پنهان است و هم در جلو چشمها حضور دارد.
هوش مصنوعی: او مانند نور و خرد است و به نوعی مظهر فرشتگی (جبریل) است و ولی (مردی با مقام معنوی و روحانی) که از او کمتر است، مانند قندیل (چراغ) او به شمار میآید.
هوش مصنوعی: نور حقیقت از این قندیل (نور معنوی) که در دست ماست، به تدریج و با مرتبهبندی خاصی قابل مشاهده است. این نشان میدهد که نور الهی در سطحهای مختلفی تجلی میکند.
هوش مصنوعی: نور حق دارای هفتصد پرده است، و همچنین پردههای نوری وجود دارد که هر کدام چندین لایه یا طبقه دارند.
هوش مصنوعی: مردم در پس هر پرده، در مقامهای مختلفی قرار دارند و این پردهها، که نشانههای نور الهی هستند، آنها را تا دیدار با امام میپوشانند.
هوش مصنوعی: آنان که در آخرین ردیف قرار دارند، به دلیل ناتوانی و ضعیف بودن خود نمیتوانند نور بیشتری را تحمل کنند و در مقابلش تاب بیاورند.
هوش مصنوعی: صفّ پیش یعنی گروهی که در درجههای بالاتر از خُود هستند، به خاطر ضعف چشم نمیتوانند نور بیشتری را تحمل کنند و به آن نگاه کنند.
هوش مصنوعی: روشنایی که به حیات اولیه مربوط میشود، همان رنج و مشکلاتی است که در این دنیا تجربه میکنیم و به نوعی مایهٔ فتنه و دردسر است.
هوش مصنوعی: افراد با ویژگیهای خاص و پیچیده (احوالیها) به تدریج کاهش مییابند و زمانی که به هفتصد برسد، به طور کلی محو میشوند.
هوش مصنوعی: آتش، هم برای اصلاح و قالبگیری آهن و طلا استفاده میشود، اما آیا میتواند برای اصلاح آب و سیب تازه هم به کار رود؟ این بیت به تفاوتهای طبیعی و کارکردی عناصر مختلف اشاره میکند.
هوش مصنوعی: سیب و آب یک خصوصیت خفیف و نازک دارند و طبعشان خام است، برعکس آهن که خاصیتش درخشش و تابش لطیفی دارد.
هوش مصنوعی: آهن زمانی که به حرارت میرسد و تحت تأثیر شعلهها قرار میگیرد، نرمی و لطافت پیدا میکند، و این حرارت به جذب نور و درخشش خاصی در آن مرتبط است که مانند درخشش یک اژدهای افسانهای است.
هوش مصنوعی: آهن در اینجا به معنای انسانی است که با سختیها و مشکلات زندگی مواجه است. او تحت فشار و سختی (پتک و آتش) قرار دارد، اما با وجود این دشواریها، همچنان مقاوم و خوشحال است.
هوش مصنوعی: آتش حجاب ندارد و بدون واسطه وارد دل آتش میشود. این بیان کننده این است که حقیقت و جوهر هر چیز نمیتواند تحت تأثیر موانع و حجابها قرار گیرد و به راحتی به عمق وجود میرسد.
هوش مصنوعی: بیحجاب بودن آب یعنی بدون هیچ پوششی و پنهانی، آب و فرزندان آن نمیتوانند از آتش پختگی و گرما تاثیر بپذیرند و مستقیماً در معرض آن قرار نمیگیرند. در واقع، وقتی چیزی درمیان نیست، نمیتواند تحت تاثیر آن واقع شود.
هوش مصنوعی: هیچ وسیلهای مانند دیگ یا تابهای نیست که پا را در پیالهای قرار دهد و به آن شکل در آن قرار گیرد. در اینجا این تعبیر به معنای این است که انسانها باید با شرایطی که در آن قرار دارند، سازگار شوند و از آن بهرهبرداری کنند.
هوش مصنوعی: یا جایی وجود دارد که باعث میشود هوا گرم و سوزان شود و این گرما بر ما تأثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: فقیر حقیقی کسی است که بدون واسطه و با وجودش ارتباطی مستقیم با شعلهها (نور و آتش) دارد، یعنی او به حقیقت و معنویت نزدیک است.
هوش مصنوعی: دل عالم کسی است که از طریق واسطههای موجود، به حقایق و فنون دست مییابد. در واقع، تن (بدن) نتیجهای از دل است که از طریق آن به علم و دانایی میرسد.
هوش مصنوعی: تن (بدن) نمیتواند به گفتوگو و مباحثه بپردازد؛ فقط دل (روح) است که میتواند فهم و درک کند. بدن نمیتواند در پیِ جستوجو باشد، این دل است که طالب حقیقت و معناست.
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم نگاه کنیم، حقیقت و نور معنوی به مانند شعاعی است که از خداوند (کسی که خالق است) نشأت میگیرد و این نور تنها از طریق دل قابل درک است، نه از طریق جسم و تن.
هوش مصنوعی: این سخن مثالها و توضیحات زیادی خواهد داشت، اما من میترسم که این فکر عمومی دچار اشتباه شود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که نیکویی ما به بدی تبدیل نشود، الان میگویم که بدون خویشتنداری و خودنظارتی، چنین اتفاقی نخواهد افتاد.
هوش مصنوعی: بهتر است که پاهای کج، از کفشهای کج استفاده کنند، نه اینکه گدا بهدلیل نداشتن امکانات، از درگاه دیگران درخواست کمک کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.