رفتی تو ز بزم و نه همین نشئه ز می رفت
تأثیر ز آواز دف و ناله نی رفت
من بیخود شوقم بره وعده چه دانم
قاصد ز سر کوی تو کی آمد و کی رفت
چون غنچه دلم وانشود بی تو گرفتم
صد فصل بهار آمد و صد موسم دی رفت
خونی تو که در بزم بدل کردیم از ناز
رفتی و ز چشمم همه چون شیشه می رفت
یار آمد و صد شکوه بدل داشتم از وی
رفتم چو کنم سر گلهای وای که وی رفت
رفت از برم آن سروسهی وز دل و جانم
صد آه ز دنبالش و صد ناله ز پی رفت
فریاد که بختش نرسانید به لیلی
مجنون اگر از بادیه صد بار بحی رفت
نالان نشوی تا ز فراقی تو چه دانی
کز درد جدائی نیستان چه به نی رفت
کردیم ز خاک در و نقش قدمت یاد
هرجا سخن از تخت جم و افسر کی رفت
مشتاق که آمد بر او شکوه کان دوش
چون گرد ره دور و دراز گله طی رفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از جدایی و غم فراق معشوق صحبت میکند. او از حالتی میگوید که پس از رفتن یار، همه چیز تحت تأثیر این جدایی قرار گرفته است. به یاد خاطرات خوش گذشته و زیباییهای عشق میافتد و از ناله و درد جدایی سخن میگوید. شاعر اشاره میکند که هر فصل زیبایی و شکوفایی به یاد او تلخ و بیمعنا گشته و حتی قلبش همچون غنچه بسته شده است. او با حسرت به گذشته و لحظاتی که با یار داشته، مینگرد و از حسرت و درد فراق به فریاد میآید. در نهایت، تصویر غمانگیز جدایی و اندوهی عمیق از دست دادن عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: وقتی تو از مجلس رفتی، بقیهی حالتهای شاد و سرخوشی که از نوشیدن شراب به دست آمده بود، هم به یکباره از بین رفت. تأثیر صداهای ساز و نواهای نی نیز به شدت کم شد.
هوش مصنوعی: من بدون دلیل شوق و اشتیاق دارم، اما نمیدانم پیامآور از کجا به کوی تو آمد و کی رفت.
هوش مصنوعی: دل من مانند غنچهای است که به خاطر نبودن تو باز نمیشود. با اینکه بهارهای زیادی آمده و فصلهای سرد زیادی گذشته، اما هنوز نتوانستهام شادابی و سرزندگی را احساس کنم.
هوش مصنوعی: وقتی که برای تو و در مهمانی خودم اشک ریختم و غمگین شدم، تو به ناز و راحتی رفتی و من مثل شیشهای که در حال شکست است، از چشمانم اشکهام ریخت.
هوش مصنوعی: دوست به من نزدیک شد و من از او شکایتهای زیادی در دل داشتم. وقتی خواستم که مشکلاتم را با او در میان بگذارم، او رفت و تمام آرزوهایم بر باد رفت.
هوش مصنوعی: دختر زیبایی از کنارم رفت و من از دل و جانم به خاطر او صد آه و ناله کردم.
هوش مصنوعی: فریاد بزنید که سرنوشت به مجنون کمک نکرد تا به لیلی برسد، حتی اگر او صد بار هم از بیابان عبور کند.
هوش مصنوعی: اگر از غم جدایی ناراحت نباشی، چگونه میتوانی درک کنی که چگونه از دلتنگیهای جدایی، نی به ناله میآید و صدایش پر از درد است؟
هوش مصنوعی: ما از خاک در و جای پای تو یاد کردیم و در هر جا که سخن از تخت جم و تاج کی آمده، به یاد تو افتادهایم.
هوش مصنوعی: دلتنگی که با شوق به سوی او آمد، در دلش به یاد آن شب، مانند گرد و غبار به دور و برش پراکنده شد و در کنار جمعیت و تودرتویی که در راه دور و دراز بود، انبوهی از احساسات را گذرانید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.