جان بقید تنم از کوی کسی افتاده است
بلبلی از چمنی در قفسی افتاده است
باید افغان ز جفای تو و افغان کز ضعف
کار ما خسته دلان با نفسی افتاده است
زان بکوی عدمم خوش که جز آن کوی کجاست
که نه آنجا بکسی کار کسی افتاده است
فصل گل شد چه بمرغی گذرد آه که او
بی پروبال بکنج قفسی افتاده است
سوز دم رشگ درین بادیه هرجا بینم
آتشی جسته و در جان خسی افتاده است
محمل ناز که زیندشت گذشته است که باز
دل بدنبال صدای جرسی افتاده است
آمدم سوی تو اکنون نکنم چون فریاد
که گذارم بر فیاد رسی افتاده است
هر کسم دید به دنبال نگاهت بیخود
گفت مستی به قفای عسسی افتاده است
نه همین خفته ز بیداد تو در خون مشتاق
کشته تیغ تو در خاک بسی افتاده است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از غم و اندوه ناشی از دوری، تنهایی و دلخوری سخن میگوید. شاعر خود را همچون بلبل در قفس میبیند که از کوی محبوب دور افتاده است. او به جفای معشوق اشاره میکند که سبب شده دلباختگان از کلافگی و ناتوانی رنج ببرند. شاعر در آرزو و ناامیدی به سر میبرد و به یاد میآورد که هیچکس در جایی که هست، به او کمک نمیکند. فصل گل و زیبایی به او یاری نمیرساند و او همچنان در حسرت و ضعف به سر میبرد. اسرار و مسایل عاشقانه، خطیبهای دردی را در دل او شعلهور کرده و در پی صدا و نشانهای از محبوبش است. در این حال، یادآور میشود که غم و ناتوانی او ناشی از سنگینی عشق و جفای معشوقش است.
هوش مصنوعی: روح من به وسیلهی بدنم در بند است و مانند بلبل که از باغ خود به داخل قفس افتاده، حال من نیز از وجود محبوبم محروم شدهام.
هوش مصنوعی: باید فریاد کنیم از ظلمی که بر ما رفته و از نالهای که به خاطر ناتوانی کار ما، دلهای خستهمان را تکانده است.
هوش مصنوعی: از اینکه در کوی بینهایت هستم خوشحالم، چون در هیچ جا دیگری کار کسی به کسی نمیافتد.
هوش مصنوعی: فصل گل و blossoming فرا رسیده و پرندگان باید از آن لذت ببرند، اما آه که یکی از آنها بدون بال، درون قفس گرفتار شده و نمیتواند از زیباییهای این فصل بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: در این دشت، هر کجا که مینگرم، آتشِ رشک و حسد در دل میسوزد و به جانِ خاکی و بیارزش افتاده است.
هوش مصنوعی: محمل زیبایی که از دشت عبور کرده است، سبب شده که دل دوباره به دنبال صدای جرس برود.
هوش مصنوعی: به سوی تو آمدهام، اما اکنون فریاد نمیزنم، زیرا در این لحظه دلخوشیها و آرزوهایم به زمین افتاده است.
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال نگاه تو بود، بیاختیار گفت که من در حال مستی هستم و انگار به دنبالت افتادهام.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نه تنها کسی که به خاطر ظلم و ستم تو خوابیده، بلکه بسیاری دیگر نیز که دل باخته تو هستند و به خاطر تیر و تهمت تو در خاک افتادهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.