درون غنچه دل خارخاری کردهام پیدا
همانا باز عشق گلعذاری کردهام پیدا
به لب سرچشمه نوشی به قد سرو قباپوشی
به تن شایسته بوس و کناری کردهام پیدا
ننازم چون به نقش پای او کآمد به بالینم
که دشمنکورکن مشت غباری کردهام پیدا
بری با سبزخطی گر شب و روزی به سر دانی
چه خوش روزی چه خرم روزگاری کردهام پیدا
نترسم از مصاف خصم کز هر موجه اشکی
به خون لبتشنه تیغ آبداری کردهام پیدا
بود از یاد شام خطی و صبح بناگوشی
که از هم تیرهتر لیل و نهاری کردهام پیدا
به بین فصل خوشم را کز تو چون نخل خزاندیده
ز رنگآمیزی حسرت بهاری کردهام پیدا
دل دلکندگان از جان به دست و شاخ گل بر سر
شه صاحبنگین تاجداری کردهام پیدا
بترس از اشک گرمم سنگدل بیداد کمتر کن
که در صد خرمن آتشزن شراری کردهام پیدا
چه سان مشتاق جانم ناید از هجرش به لب بنگر
که چون از فرقتش احوال زاری کردهام پیدا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساسات عمیق عشق و درد فراق صحبت میکند. او از غم و تلخیهای دل سخن میگوید که شبیه خار در دل او جا خوش کرده است، اما عشق به محبوبش او را تسکین میدهد. با تشبیهات زیبا، زیباییهای محبوب و تأثیر محبتش بر زندگیاش را توصیف میکند. شاعر همچنین از قدرت عشق در مواجهه با مشکلات و دشمنان میگوید و به تنهایی و سختیهایش در نبود محبوب اشاره میکند. در نهایت، او از اشکها و رنجهایی مینالد که از دوری معشوقش به دل دارد.
هوش مصنوعی: در دل من زخم و درد پنهانی وجود دارد و در واقع عشق به یک گل زیبا را آشکار کردهام.
هوش مصنوعی: در کنار چشمه، نوشیدنی به زیبایی و قد بلند سرو دارم. لباسی شایسته بر تن کردهام و در کنار هم نشینی، احساس عشق و محبت را نشان میدهم.
هوش مصنوعی: من به خود میبالم که وقتی او به بالینم آمد، آثار پایش را بر روی زمین دیدم و این نشان میدهد که من حتی در معرض دید دشمن نادان قرار گرفتهام.
هوش مصنوعی: اگر با خط سبز بگردی و شب و روز را بشماری، میفهمی که چه روزهای خوش و شادی را در زندگیام تجربه کردهام.
هوش مصنوعی: من از رویارویی با دشمن نمیترسم، زیرا هر قطره اشکی که از چشمانم ریخته شده، به جای آب، خون را نشان میدهد و همچون شمشیر تیز و آبداری در زندگیام آشکار است.
هوش مصنوعی: در تاریکی شب، نشانهای از گذشته در ذهنم باقی مانده است و صبح، با زیبایی خاصی که دارد، به خوبی خود را نمایان میکند؛ اما من در این دو دوره زمانی، همواره احساس جدا بودن و فاصلهای عمیق را تجربه کردهام.
هوش مصنوعی: نگاه کن به حال خوشی که من دارم؛ من مانند درختیام که در پاییز رنگهای حسرت بهار را بر خود دارد.
هوش مصنوعی: دل کسانی که دل باختهاند، به شدت به عشق وابسته است و من نیز با تمام وجودم، به محبوبم که صاحب تاج و نگین است، عشق ورزیدهام و از او به زیبایی یاد میکنم.
هوش مصنوعی: از اشکهای داغ و سوزان من بترس؛ ای دل سنگی، کمتر بیرحمی کن. زیرا در میان این خرمن آتش، جرقهای که به وجود آوردهام، نمایان شده است.
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است جانم به خاطر دوری او بیقرار نشود؟ کافیست به چهرهام نگاه کنی تا ببینی چه اندازه از جداییاش در رنج و ناراحتی هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به دل از گلعذاری خارخاری کردهام پیدا
بحمدالله نیم بیکار کاری کردهام پیدا
درین گلشن چو گلبن از جفای گردش گردون
بسی خون خوردهام تا گلعذاری کردهام پیدا
به خون دیده و دل کردهام صید سگ کویش
[...]
من از رغم غزالی شهسواری کردهام پیدا
شکاری کردهام گم جان شکاری کردهام پیدا
زلیخا طلعتی را راندهام از شهر بند دل
به مصر دلبری یوسف عذاری کردهام پیدا
زمام ناقه محمل نشینی دادهام از کف
[...]
دگر ای هم نشینان خار خاری کرده ام پیدا
عجب نازک نهالی، گلعذاری کرده ام پیدا
خضاب از خون عاشق کن نگاری کردهام پیدا
نگار سر و قد گلعذاری کردهام پیدا
بتی من جستهام کز چهرهاش پیداست نور حق
عجب آیینه و آیینهداری کردهام پیدا
به یک ابرش جهاندن شعله در هر خرمن اندازد
[...]
بیا ساقی شراب خوشگواری کردهام پیدا
شراب خوشگوار بیخماری کردهام پیدا
ز رنج باده دوشین حریف ار دردسر دارد
به میخانه حریف میگساری کردهام پیدا
شکست ار تار مطرب یا که مزمارش نمیخواند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.