یارا کجا یاران کنند آزار یاران بیش از این
دشمن نهای خصمی مکن با دوستداران بیش از این
سنگین ز دردت بار من آسوده تو از کار من
باشند یاران یار من در فکر یاران بیش از این
خاکم سموم قهر تو بر باد داد ای تندخو
آتش نهای تندی مکن با خاکساران بیش از این
چندم ز تو ای نخل تر نبود به جز حسرت ثمر
ز امیدگاهان برخورند امیدواران بیش از این
در جان سحاب وصل تو زد آتش حسرت مرا
زآن ابر بود این دانه را امید باران بیش از این
تا چند داری شمعسان عشاق را آتش به جان
مپسند سوزند از غمت شبزندهداران بیش از این
شد مدتی کافتادهام در دامت و آگه نهای
دارند فکر صید خود عاشقشکاران بیش از این
آماده صد خفتنم هر دم ز تو هرگز کجا
خواریکشی خاریکشد از گلعذاران بیش از این
مشتاق وقت آمد که جان بسپارم از هجر بتان
خوردن کجا غم میتوان بیغمگساران بیش از این
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره دلتنگی و آزار عاشقان از سوی معشوق است. شاعر از معشوق میخواهد که دیگر یاران را آزار ندهد و به دوستان خود محبت کند. او ابراز میکند که تحمل درد و قهر معشوق برایش سخت است و حسرت باران وصال او را میکشد. شاعر از تداوم این وضعیت نگران است و میخواهد که آتش عشقش سوزانتر نشود، زیرا این حالت باعث رنجش دیگر عاشقان نیز میشود. او در پایان بیان میکند که هر لحظه آمادهی فراق و جانسپاری برای محبوب خود است و نمیتواند بدون همدلی دیگران و غمگساران زندگی کند.
هوش مصنوعی: دوستان، چرا به یکدیگر آزار میزنید؟ بیشتر از این، دشمنی نکنید، زیرا این کار بر علیه دوستان است.
هوش مصنوعی: از درد تو بار سنگینی بر دوش من است، اما تو از زحمات من بیخبر هستی. دوستان من هم درگیر زندگی خود هستند و بیشتر از این نمیتوانند به فکر یاران خود باشند.
هوش مصنوعی: من از شدت خشم تو آسیب دیدهام. ای تندخو، تو آتش نیستی؛ پس با من که خاکی هستم بیشتر از این تندرو نباش.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به درخت نخل اشاره میکند که با وجود اینکه ثمرهای ندارد، هنوز امید و آرزو در دلها وجود دارد. افراد امیدوار همچنان منتظرند و به دنبال ثمره و کامیابی هستند، حتی اگر باری از این درخت نچیده باشند. در واقع، شاعر احساس حسرت را بیان میکند و به امیدهایی اشاره دارد که هنوز در دل انسانها زندهاند.
هوش مصنوعی: در دل ابرها، در آرزوی وصالت، حسرتی عمیق در وجودم شعلهور شده است. این دانه، که امید به باران را در دل دارد، بیشتر از این انتظار ندارد.
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی مانند شمع به عشقها روشنایی بدهی، در حالی که خودت آتش به دلشان میزنی؟ شبزندهداران بیشتر از این سوز و حسرت را نمیخواهند.
هوش مصنوعی: مدتی است که در دام تو گرفتار شدهام و آنها که در جستجوی شکار عاشقانه هستند، از حال من آگاه نیستند و همچنان ادامه میدهند.
هوش مصنوعی: هر لحظه آمادهام که به خاطر تو ذلت و خفت را بپذیرم، اما تو هرگز در عمق خفت و ذلت نمیمانی و مانند خارها از گلها بیشتر نمیکشی.
هوش مصنوعی: زمانی خواهد رسید که از دلتنگی معشوق جانم را فدای عشقش کنم، اما در حال حاضر، نمیتوانم بدون همراهی دوستان و غمخواران تحمل این غم را داشته باشم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جانا مران رخش جفا بر خاکساران بیش از این
زاری ببین خواری مکن با بردباران بیش از این
کردم نگاهی آرزو و آن هم نکردی از جفا
دارند چشم ای بیوفا یاران ز یاران بیش از این
دل کرده ساز ای نوش لب در وعده قانونی عجب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.