گنجور

 
مشتاق اصفهانی

گشت مرغی زخمی تیری دلم آمد به یاد

طایری غلتید در خون بسملم آمد به یاد

نوحه جغدی شنیدم دوش از ویرانه‌ای

ناله‌ام آمد به خاطر منزلم آمد به یاد

پرتوافکن شد به بزم تیره‌روزی مهوشی

محفل‌افروزی شمع محفلم آمد به یاد

بود در فانوس شمعی همدم پروانه‌ای

صحبت پنهان دلدار و دلم آمد به یاد

در گذر لیلی‌وَشی دیدم سوار هودجی

آن بت محمل‌نشین و آن محملم آمد به یاد

قالب فرسوده‌ای را عشق شورانگیز کرد

بود آن شورش که در آب و گلم آمد به یاد

عاقبت مشتاق دیدم بر سر دل جان سپرد

عقده دشوار و کار مشکلم آمد به یاد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

کشتی دریایی‌ای دیدم دلم آمد به یاد

حال دور افتادگان ساحلم آمد به یاد

برق را دست و گریبان گیاهی یافتم

گرم‌خونی‌های تیغ قاتلم آمد به یاد

گوهری افتاده دیدم در میان خاک راه

[...]

سیدای نسفی

مرغ بی بال و پری دیدم دلم آمد به یاد

ناله جغدی شنیدم منزلم آمد به یاد

از فریب و وعده های او شدم راضی به مرگ

شب همه شب دست و تیغ قاتلم آمد به یاد

در تلاش بحر چون گرداب سرگردان شدم

[...]

جویای تبریزی

غنچه تا بگشود لب، خونین‌دلم آمد به یاد

لاله را دیدم چراغ محفلم آمد به یاد

در فضای باغ دیدم داغ‌های لاله را

چشم در خون خفتهٔ داغ دلم آمد به یاد

جلوه‌گر شد موج تا در دیده‌ام با اضطراب

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه