گفتم ز صبر کار بسامان شود نشد
طالع بحکم و بخت به فرمان شود نشد
یا آنکه ترک او بجفا دل کند نکرد
یا آنکه اوز کرده پشیمان شود نشد
با جان ز دام کفر خط او رهد نرست
یا آن فرنگزاده مسلمان شود نشد
یا همچو شمع آتش هجرت کشد نکشت
یا گلخن فراق گلستان شود نشد
یا ذوق شهد وصل تو از دل رود نرفت
یا عادتم بتلخی هجران شود نشد
با خود بکوی وصل تو دل ره برد نبرد
یا جذبه تو سلسله جنبان شود نشد
مشتاق یا به راه غمت جان دهد نداد
یا مشکل فراق تو آسان شود نشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به ناامیدی از تغییر وضعیت و برطرف شدن مشکلات در رابطه عاطفی خود میپردازد. او از صبر خود سخن میگوید که بینتیجه بوده و تلاشهایش برای بهبود وضعیت عشقش به جایی نرسیده است. او به احتمال ترک معشوق، پشیمانی و درنیاوردن از شکافهای عاطفی اشاره میکند. همچنین، به دشواریهای فراق و هجران اشاره دارد و تأکید میکند که حتی با تمام آرزوها و احساساتش، چیزی تغییر نکرده است. در نهایت، او حسرت و اشتیاقش را افشا میکند که هنوز به وصال معشوق نرسیده است و این فراق برایش بسیار سخت و طاقتفرساست.
هوش مصنوعی: گفتم با صبر و شکیبایی اوضاع بهتر میشود، اما نشد. سرنوشت و تقدیر هم به میل من تغییر نکرد.
هوش مصنوعی: یا اینکه کسی به ناحق از عشق خود دل بکند، یا اینکه آن شخص از رفتار خود پشیمان شود، که هیچیک از این دو اتفاق نیفتاد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر کسی به ندانسته در دام کفر گرفتار شده باشد، به سختی ممکن است از آن رهایی یابد. حتی اگر فردی که به ظاهر مسلمان است، در درون هنوز با اعتقادات نادرست و کفر آمیز دست و پنجه نرم کند، تغییر واقعی در او به راحتی اتفاق نمیافتد.
هوش مصنوعی: شاید مانند شمعی که در آتش هجرت میسوزد، نتواند از بین برود، یا شاید هم مانند جایی که گلها از درد جدایی پژمرده میشوند، آن درد برطرف نشود.
هوش مصنوعی: یا شیرینی وصل تو از دلم بیرون نرفته، یا این که عادت کردهام به تلخی جدایی و دیگر نمیشود.
هوش مصنوعی: با خود به سوی وصل تو دل را به تماشا میبرد و یا اینکه کشش تو باعث میشود که او آغازگر شود، اما این اتفاق نیفتاد.
هوش مصنوعی: عاشق در انتظار غم تو است و جانش را فدای آن میکند، اما آیا جدایی از تو آسان میشود؟ اینطور نشده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گفتم که چاره غم هجران شود نشد
در وصل یار مشکلم آسان شود نشد
یا از تب غمم شب هجران کشد نکشت
یا دردم از وصال تو درمان شود نشد
یا آن صنم مراد دل من دهد نداد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.