چنین تا ز که خور برآمد بلند
ستمکاره ترکان به غارت بدند
زن ومرد یکسر برافراز بام
اجل تیغ کین برکشید از نیام
دلیران بلخی گشادند چنگ
به ترکان نهادند شمشیر و سنگ
چنان فتنه ای در سر بلخ شد
که از بیم خور چون مه سلخ شد
ز بس تیغ کین ریخت در شهر خون
همه کوچه ها گشت شنجرف گون
بدین گونه تا گشت خورشید راست
بدان فتنه از بلخ از چپ و راست
ز ترکان ارجاسپ با ده هزار
بشد کشته هر سوی در بلخ زار
در آخر چه دانست هر کس که شاه
برون رفت از بلخ و از رزمگاه
دل دست اینان برون شد ز کار
تهی کرد هرکس سر از کار زار
بکشتند ترکان فزون از شمار
زن و مرد بلخی در آن کارزار
همه کاخ ایوان لهراسپ شاه
به چنگ اندر آورد ارجاسپ شاه
ز اسباب شاهی هر آن چیز بود
بدست آمد آورد ارجاسپ زود
از آن مردم شهر کآمد اسیر
ز خرد و بزرگ ز برنا و پیر
ز دانا شنیدم که بد سی هزار
ندیده سپهر این چنین کارزار
گرفتند گودرز کشواد را
مرآن نامور پیر باداد را
نبودش توان تا کند کارزار
چنان بد که بدخسته آن نامدار
یکی آنکه فرسوده و پیر بود
کمان آن قد راست چون تیر بود
سه دیگر ز نادیدن گیو شیر
قدش چون کمان گشته بد گوشه گیر
چنین خسته هم باش بستند دست
سرآن را سر از تن صد افکند پست
زنان را بزیر شکنجه برنج
همی داشتند از پی مال گنج
چه از غارت و تاخت پرداختند
به ایوان ها آتش انداختند
همه کاخ لهراسپ را سوخت پاک
بشد بلخ مانند یک توده خاک
از ایران ببردند نزدیک شاه
همی کرد ارجاسپ به ایشان نگاه
به بردند گودرز را بسته پیش
دلش خسته و سر فکنده ز پیش
ز پیری الف قد او دال بود
بر آن پیر سر بند بر یال بود
بپرسید ارجاسپ کاین پیر کیست
که مادر به حالش بخواهد گریست
بگفتند گودرز پیر است این
که در رزم جوشان چه شیر است این
ز گردان ما صد دلاور بکشت
بدان تا ببستیم دستش به پشت
بدو گفت ارجاسب که ای شوم کار
که بادی ز کار خودت شرمسار
ز پیش تو این فتنه آمد نخست
که خسرو به ایران کشیدی درست
کمر کینه را بهر افراسیاب
ببستی و رفتی بر آن روی آب
به ترکان نبردی بیاراستی
کازو شیر را دل به تن کاستی
چنین تا که شد کار خسرو بلند
بشد گرم و کردی کمر باز تنگ
به دست تو شد کشته پیران پیر
کنون خون پیرانت کرده اسیر
بدو گفت گودرز کای بی بها
تهی بیشه دیدی ز نر اژدها
تهمتن مگر نیست آید به جنگ
بیازد سوی گرده سام چنگ
بیاید دمادم ز خاور زمین
بدرد ز نعل تکاور زمین
همان رستم است آنکه افراسیاب
همیشه از او بد دو دیده پر آب
فرامرز آید ز هندوستان
ابا شهریار جهان پهلوان
چه بانو گشسب و چه پرهیزگار
بیایند با لشکر سی هزار
دگر پور بیژن سوار دلیر
جهان جو سپهدار یل ارده شیر
دگر گرد فیروز یل پور طوس
چه رهام گودرز با بوق کوس
چه گرگوی گرگین میلاد تیز
بیایند با گُرز و پولاد نیز
دگر نامور پور لهراسپ شاه
چه کردش همی نام گشتاسپ شاه
چه شیر ژیان لشکر آید به جنگ
ز کین گُرزه گاو پیکر به چنگ
وزین روی دستان سام سوار
ابا زابلی نامور سی هزار
نشانند بر تخت لهراسپ را
نمانند برجای ارجاسپ را
همان است این مرز ایران زمین
کز اینجا گریزان بشد شاه چین
نه این بیشه از شیر نر شد تهی
که جوئی تو زین مرز تاج و شهی
مرا بود هشتاد پور گزین
همه کشته گشتند در گاه کین
بخون سیاوخش پاکیزه تن
همه کشته گشتند یک انجمن
سرا زندگانی نیاید بکار
بگیری ابر تخت و ارثت؟ زار
که چون رستم آید بدین کینه گاه
نه سر با تو ماند نه تخت و کلاه
چو بشنید ارجاسپ این گفتگوی
بپیچید از پیر گودرز روی
به فرمود او را بدارند سخت
به زنجیر پولاد در بند سخت
اسیران که بودند در بند اوی
بفرمود آن ترک پرخاشجوی
که بردندشان سوی توران زمین
بروئین دز اندر دلیران کین
به فرمود آنجا همه خشت و خاک
بدز درکشند از پی قلعه پاک
دلیران که دنبال بانو شدند
زنان دست از کین به زانو شدند
به بانو رسیدند در مرغزار
سوران ترکان به صد گیرو دار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن بیانگر وقایع جنگ سنگینی در بلخ است، جایی که ترکان به رهبری ارجاسپ به غارت پرداختند و دست به کشتار مردم زن و مرد بلخی زدند. جنگجویان بلخی تلاش کردند تا از خود دفاع کنند، اما در نهایت شکست خوردند و شهر به ویرانی کشیده شد. ارجاسپ پس از تسخیر بلخ، اسیرانی را از مردم شهر گرفت و به غنائم و کاخ شاه دست یافت. در این میان، گودرز، یک مبارز پیر و معروف، نیز به اسارت درآمد و به ارجاسپ هشدارهایی درباره عواقب کینتوزیها داد. او به این نکته اشاره کرد که رستم، قهرمان بزرگ ایرانی، به زودی برای انتقامجویی خواهد آمد. ارجاسپ از این سخنان خشمگین شد و گودرز را در زنجیر کرد و اسیران دیگر را به سرزمین خویش برد. وضعیت جنگ و کشتار در بلخ به شدت بحرانی بود و آینده نامشخصی را برای مردم باقی گذاشت.
هوش مصنوعی: از زمانی که خورشید در آسمان طلوع کرده است، ستمگران ترکان به غارت و چپاول مشغول بودهاند.
هوش مصنوعی: زن و مرد به طور کامل بر بام مرگ رفته و شمشیر کینه را از غلاف خود بیرون کشیدهاند.
هوش مصنوعی: دلیران بلخ با شجاعت به جنگ پرداختند و با قدرت به ترکان حمله کردند و از شمشیر و سنگ برای دفاع از خود استفاده کردند.
هوش مصنوعی: در بلخ فتنهای بزرگی به وجود آمد که به خاطر آن خورشید، مانند ماه در دوران نیمه مصنوعی، رنگ باخت و وحشت زده شد.
هوش مصنوعی: به دلیل کینه و انتقام، به اندازهای خون در شهر ریخته شد که همه کوچهها رنگ سرخی به خود گرفتند.
هوش مصنوعی: خورشید به تدریج به حالت درست خود رسید و در این میان، فتنهای در بلخ از دو طرف، چپ و راست، ظهور کرد.
هوش مصنوعی: در بلخ، در اثر حمله و جنگی که توسط ترکها به رهبری ارجاسپ صورت گرفت، با هزاران کشته در هر گوشه و کنار، به شدت ویرانی و غم و اندوه حاکم شد.
هوش مصنوعی: در پایان، چه کسی میداند که وقتی پادشاه از بلخ و میدان جنگ خارج شد، چه اتفاقی افتاد؟
هوش مصنوعی: دلهای این افراد از فعالیت مرتبط با کار جدا شد و هر کسی از سختیها و تلاشهای زندگی خسته و منصرف شد.
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، ترکها تعداد زیادی از مردان و زنان بلخی را نابود کردند.
هوش مصنوعی: تمام قصرها و ساختمانهای باشکوه لهراسپ، پادشاه، به دست ارجاسپ، پادشاه دیگر، افتاده است.
هوش مصنوعی: از وسایل سلطنت هر چیزی که لازم بود، به سرعت به دست آورد و آورد.
هوش مصنوعی: مردم این شهر از نادانی گرفتار میشوند، چه کوچک و چه بزرگ، چه جوان و چه پیر.
هوش مصنوعی: از یک شخص دانا شنیدم که در دنیای بیرحم و فراخ، جنگ و نبردها به این شکل و شرایطی وجود دارد.
هوش مصنوعی: گودرز کشواد را به دام انداختند، همان شخصیت معروف و کهنسال.
هوش مصنوعی: او توانایی این را نداشت که در میدان نبرد به اندازهای مبارزه کند که نام مشهور و مشهورش را تحت تأثیر قرار دهد و یا خراب کند.
هوش مصنوعی: شخصی که سن و حالش به او رنج و سستی بخشیده، همچنان با قدی بلند و استوار همچون تیر به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: سه دیگر از دیدن گیو، شیر و قد او مانند کمانی شده و گوشهگیر گشته است.
هوش مصنوعی: او به شدت خسته است و با دست بسته، به سر آن شخص که بسیار پایین افتاده نگاه میکند.
هوش مصنوعی: زنان را تحت فشار و سختی قرار میدادند و برای به دست آوردن ثروت و مال، مجبور به تحمل مشکلات میشدند.
هوش مصنوعی: به دلیل حمله و غارت، بر محیطها و کاخها آتش زدهاند و تخریبهایی به بار آوردهاند.
هوش مصنوعی: تمام کاخ لهراسپ به طور کامل سوزانده شد و بلخ حالا مثل یک توده خاکی بیارزش به نظر میآید.
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به این است که آرگاسپ، که ممکن است نامی از یک شخصیت باشد، به نزد شاه در ایران رفت و به آنجا توجه کرد. به نوعی نشان میدهد که او به اهمیت و جایگاه شاه واقف بوده و اقداماتی انجام داده است که به او نزدیکتر شود.
هوش مصنوعی: گودرز را به جایی بردند، دلش شکسته و سرش را پایین انداخته بود.
هوش مصنوعی: بر اثر پیری، حرف الف نشاندهندهای از پیری است و آن پیرمرد به مانند دالی بر سر نازدانی که بر یال اسبی قرار دارد، متصل شده است.
هوش مصنوعی: ارجاسپ از کسی میپرسد که این پیرمرد کیست که مادرش از حال او به گریه افتاده است.
هوش مصنوعی: گفتند گودرز پیر است، اما او در میدان نبرد همچنان پرشور و قوی و دلیر است.
هوش مصنوعی: از میان جنگجویان ما، صد نفر شجاع به زمین افتادند، و به همین خاطر ما دست او را به پشتش بستیم.
هوش مصنوعی: ارجاسب به شوم کار گفت که از کار خودت شرمنده و خجالتزده هستی.
هوش مصنوعی: از پیش تو این مشکلات و ناآرامیها آغاز شد که خسرو به ایران کشاندی.
هوش مصنوعی: به خاطر افراسیاب، کینهات را جمع کردی و به سمت آن سوی آب رفتی.
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و جذابیت خود، قدرتی را به وجود آوردی که باعث شد دل شیر نیز به تنش گسسته شود و شجاعتش کاهش یابد.
هوش مصنوعی: وقتی که وضعیت خسرو با عظمت و شکوه شد، از شدت احساساتش گرم و آماده شد و کمربندش را محکمتر بست.
هوش مصنوعی: در اثر دست تو، پیران به زانو درآمدهاند و اکنون خون آنها باعث به بند کشیده شدن خودت شده است.
هوش مصنوعی: گودرز به او گفت: ای بیبهاتر، آیا در جنگل، از اژدهای نر خبری ندیدی؟
هوش مصنوعی: آیا تهمتن نمیخواهد به جنگ برود و به سمت گرده سام حمله کند؟
هوش مصنوعی: هر لحظه از سمت شرق زمین صدای درد و زخم زمین به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: شخصی که همیشه افراسیاب از او میترسد و به خاطر او غمگین است، همان رستم است.
هوش مصنوعی: فرامرز، پهلوان بزرگ از هندوستان، به سوی شهریار جهان میآید.
هوش مصنوعی: هر دختری با زیبایی و پاکدامنی که بر سر سربازان سی هزار نفری به میدان بیاید.
هوش مصنوعی: فرزند بیژن، رزمندهای شجاع و دلیر است که در جستجوی جهان و مقام خود میتازد و همچون سپهدار و جنگجویی قویهیکل به نبرد میپردازد.
هوش مصنوعی: یعنی اکنون زندگی و موفقیت، مانند قهرمانان و برجستگان گذشته، برای من به پایان رسیده و احساس میکنم که دیگر خبری از شجاعت و دلاوری نیست، همانطور که گودرز با صدای طنین افکن بوق، گام به میدان میگذارد.
هوش مصنوعی: بیاایند افرادی که با قدرت و ابزارهای قوی آمادهاند، هر چند که در ظاهر شجاعت و توانایی دارند.
هوش مصنوعی: در اینجا به این اشاره شده است که پسر لهراسپ شاه چه کارهایی انجام داد که نامش به شهرت رسید و به عنوان گشتاسپ شاه شناخته شد.
هوش مصنوعی: شیر قوی و نیرومند به میدان نبرد میآید تا انتقام بگیرد و گاوی بزرگ و قدرتمند را به دست بگیرد.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده است که سام، سوار بر اسبی که به نام زابلی معروف است، در میدان نبرد یا مسابقه، سی هزار دستان را نمایش میدهد. این نشاندهنده قدرت و شجاعت سام در نبرد است که با تواناییهای خود، تحسین بسیاری را به دست آورده است.
هوش مصنوعی: کسی که به مقام و جایگاهی بلند میرسد، مانند تخت لهراسپ میماند و این جایگاه پایدار نیست؛ زیرا مانند ارجاسپ، که نیز در نهایت حاکمیتش به پایان رسید، هیچ کس نمیتواند دائماً در اوج بماند.
هوش مصنوعی: این سرزمین ایران همان جایی است که پادشاه چین از آنجا فرار کرده است.
هوش مصنوعی: این جنگل از شیر نر خالی نشده است که تو بتوانی در این سرزمین، پادشاهی و تاج و تخت را جستجو کنی.
هوش مصنوعی: من هشتاد فرزند داشتم که همه در جنگ کشته شدند.
هوش مصنوعی: همه افراد از جان خود گذشتند تا به فرشتگان آسمانی بپیوندند، در حالی که سیاوخش با پاکی و صفای وجودش در این میان درخشید.
هوش مصنوعی: زندگی به هیچوجه قابل پسانداز نیست، آیا تو بهجای درست کردن خویش، به فکر تخت و ارث خود هستی؟ غمانگیز است.
هوش مصنوعی: زمانی که رستم با این کینه به میدان بیاید، دیگر نه سر تو باقی خواهد ماند و نه تخت و کلاه.
هوش مصنوعی: وقتی ارجاسپ این گفتگو را شنید، از دیدن پیر گودرز دور شد و رو برگرداند.
هوش مصنوعی: او دستور داد که او را به شدت و با زنجیر آهنی در بند کنند.
هوش مصنوعی: اسیرانی که در دست او بودند، آن ترک پرخاشگر به آنها دستور داد.
هوش مصنوعی: آنها را به سرزمین توران بردند تا در دل دلیران، کینه و دشمنی را بیفزایند.
هوش مصنوعی: در آنجا که فرمان داده شده است، همه دیوارها و زمین ها را ویران کرده و از پی ساختن قلعه ای امن و معتبر میکوشند.
هوش مصنوعی: دلاورانی که به سمت بانوان رفتند، زنان دیگر از انتقام دست کشیدند و به آرامش رسیدند.
هوش مصنوعی: آنها به بانو رسیدند در دشت سبز و سرسبز، جایی که ترکیان با شور و شوق حضور داشتند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.