فرود آمد آنگه یل دیوبند
برآمد دم نای هندی بلند
شد آگه از آن سرخ پوش سوار
که آمد ز پس نامور شهریار
بشد در شگفت آن یل نامور
همی لب گزید و بجنباند سر
که چل روز رفت و بیامد چنین
مراین نامور یل ز مغرب زمین
بفرمود تا کوس بنواختند
همی رزم را باز پرداختند
چه روز دگر شد زمین عطربار
دو لشکر ببستند تنگ استوار
برا(فرا)ختند از دورویه علم
جهانی پر از ناله گاودم
دو لشکر برابر چه گشتند راست
تو گفتی که از دشت کین کوه خاست
دلیری بناوردگه راند اسپ
برش رفت زنگی چه آذرگشسپ
چه زنگی سر ره بدان دیو بست
یکی حربه از چوب بودش بدست
پیاده به نزد همآورد رفت
همآورد را نیزه کین گرفت
به نیزه بر زنگئی زوش شد
چه آتش که از باد در جوش شد
بزد دست زنگی سنانش گرفت
اجل بود گفتی که جانش گرفت
کشیدش ز دست و گرفتش کمر
یکی برخروشید چون شیر نر
کشیدش ز پشت تکاور بزیر
ز هم بر دریدش چه خرگوش شیر
یکی دیگر آمد میان سپاه
ز هم بر دریدش همان گه سیاه
برآمد فغان از همه دشت و راغ
چه سنجد ملخ پیش چنگال زاغ
چنین تا از ایشان دو ده مرد کشت
به چنگال و دندان سیاه درشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به توصیف یک نبرد و جلوههای دلیرانهی یک یل به نام دیوبند میپردازد. در آغاز، دیوبند با نای هندی وارد میدان میشود و از ورود سرخپوشی که به دنبال شهریار معروف آمده است، متعجب میشود. پس از چهل روز سفر، او به نبرد با آن لشکر آماده میشود و دو گروه جنگی در یک روز به هم میرسند و آمادهی جنگ میشوند.
جنگ آغاز میشود و هر دو لشکر با شور و هیجان به مبارزه میپردازند. در این نبرد، یک جنگجوی زنگی با سلاحی چوبی به میدان میآید و دلاوریهایی نشان میدهد. در نهایت، چند جنگجو به خاک افتاده و فریاد و ناله در دشت و جنگل طنینانداز میشود. در این نبرد، دلاوری و شجاعت هر دو طرف به نمایش گذاشته میشود و در نتیجه، تعدادی از قهرمانان کشته میشوند.
هوش مصنوعی: پس از آنکه قهرمان دیوبند به زمین آمد، صدای نای هندی به گوش رسید و به وضوح بلند شد.
هوش مصنوعی: سوار سرخپوشی که از پشت به شهریار معروف نزدیک میشود، آگاه شد.
هوش مصنوعی: آن جنگجوی مشهور که همواره در قهر و قدرت بود، به شدت متوجه یک واقعه عجیب شد و در حالی که لبش را نمیزدید، سرش را تکان داد.
هوش مصنوعی: چهل روز گذشت و او با این ویژگیهای برجستهاش از سمت مغرب زمین آمد.
هوش مصنوعی: فرمان داد تا طبل را به صدا درآورند و دوباره به نبرد ادامه دهند.
هوش مصنوعی: روزی دیگر فرا رسیده که زمین بوی دلانگیزی گرفته و دو ارتش با استحکام و دقت در کنار هم قرار گرفتهاند.
هوش مصنوعی: از دوردستها، علم و دانشی فراهم آمده که جهان را مملو از نالهها و شکایتهای گاوها کرده است.
هوش مصنوعی: دو ارتش برابر در میدان نبرد آماده شدند و تو بهدرستی گفتی که از دشت جنگ، کوههای بزرگ و سختی سر برآوردهاند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر درباره شجاعت و قدرت یک دلیر صحبت میکند که در میدان نبرد مانند اسب تندرو و نیرومند، به پیش میرود. او به صورتی توصیف شده که همانند یک قهرمان بزرگ و بیباک، به مبارزه میپردازد و با روحیهای نیرومند، به سمت هدفش حرکت میکند.
هوش مصنوعی: سوار بر اسبی که زنگی به گردنش آویزان است، به سوی آن دیو رفت. او در دست خود سلاحی چوبی داشت.
هوش مصنوعی: شخصی پیاده به سمت رقیب خود رفت و رقیب نیز نیزهای برای مبارزه آماده کرد.
هوش مصنوعی: سردی و زنگ زدگی نیزه، با زبانههای آتشین و تند بادی که به آن برخورد کرد، از بین رفته و داغ شد.
هوش مصنوعی: دست زنگی به تیرش گرفت و مرگ او را در چنگال خود داشت، بهطوری که گویی جانش را گرفته بود.
هوش مصنوعی: یک نفر دست دیگری را گرفت و او را به سمت خود کشید، سپس او مانند شیر نر فریادی کشید.
هوش مصنوعی: فردی قوی و چابک، حیوانی را که به شدت از هم شکافته و مجروح کرده، به زیر میکشد. مانند خرگوشی که در برابر شیر قرار میگیرد و به راحتی شکست میخورد.
هوش مصنوعی: یکی دیگر به سپاه نزدیک شد و وقتی به او رسید، او را از هم جدا کرد و در همان لحظه، او به رنگ سیاه در آمد.
هوش مصنوعی: صدای ناله و فغان از تمام دشتها و باغها بلند شده است. چه ارزشی دارد یک ملخ در برابر چنگال یک زاغ؟
هوش مصنوعی: دو ده مرد به دندان و چنگال تاریک و بزرگشان کشته شدند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.