دویم منزل ای نامدار سوار
چو پیش آید از گردش روزگار
بدو گفت جمهور کای نامور
یکی بیشه پیش آیدت زآن بتر
درین بیشه گرگست هر یک چکوه
بهر پشته بیشه با صد شکوه
جوانی و از عمر نادیده بر
مرنجان ز خود مر روان پدر
که گُرز تو خود در خور گرگ نیست
ز گُرز تو بر گرگ من مرگ نیست
نه پیل است و این کش در آری ز پای
به گُرز گران چون کنی رزم رای
زپیلان به نیرو تواناترند
همه در گه کینه شیر نرند
چنین است آئین گرگ سترگ
شنیدم ز دانش پژوه بزرگ
که چون گرگ رو در شکار آورد
به فیلان نر کار زار آورد
زند شاخ بر ناف فیل دمان
برآردش از جا چو کوه دمان
رود فیل از باد بر باد فیل
روان خون ز پیل و مان همچو نیل
چو گردد هوا ز آتش مهر گرم
بسوزد ز گرمی بران فیل چرم
چو بگذارد از گرمی آفتاب
رود روغن از فیل چون رود آب
شود چشمش از روغن فیل کور
بدین سان ددی چون توان کرد زور
میندیش گفتا سپهبد ز گرگ
من و گُرز و شمشیر و این گرگ ترگ
نشست از بر تازی اسب بلند
خروشان و بسته بزین بر کمند
همی راند چون شیر آشفته بور
شب تیره تا سر برآور هور
بدآن بیشه گرگ آمد ز راه
ابا گرد جمهور زرین کلاه
سپهبد به جمهور گفت ای دلیر
ببینی کنون رزم و پیکار شیر
بگفت این و در بیشه آمد چو دیو
برآمد ز گرگان بیشه غریو
گروهی ز گرگان بدو باز خورد
برآورد گه زی سپهدار گرد
به جمهور گفتا پس پشت من
بدار و ببین گُرز این مشت من
به گرگ اندر آویخت چون شیر نر
ببردند گرگان به بیشه حشر
درافتاد در گرگ گرگ سترگ
چنان چونکه افتاده در رمه گرگ
صد از گرگ جنگی به گُرز گران
بکشت آن سرافراز جنگاوران
یکی گرگ پیش آمدش همچو کوه
که کوه آمدی از نهیبش ستوه
سروئی بسر برش چون یک ستون
دهان پر ز کف چشم چون طاس خون
بزد بر بر اسپ آن سروروی
درآمد ز بالا سمندش بروی
سپهدار جست و گران گُرز کین
برآورده آمد چو شیر عرین
چنان زدش بر سر عمود گران
که مغزش فرو ریخت بر خاکران
به یک گُرز از کاسه سر بجست
چو مهره دو چشم و تنش گشت پست
به خاکش بخوابید مانند کوه
چو دیدند از پهلوان آن شکوه
بدو بر دگر حمله آور شدند
سراسر بگرد دلاور شدند
سپهبد بدان گُرزه گاوسار
ز گرگان همی کشت چون مرغ زار
زره از تن یل بضرب سروی
دریدند گرگان پس پشت اوی
دلیران که بودند همراه شیر
بسی کشته گشتند در پیشه چیر
ولی شیر نر بود چون گرگ مست
میان اندران گُرزه کین به دست
به هر گرگ کو گُرز کین میزدی
زکین گرگ زیر زمین می زدی
سرانجام گرگان گریزان شدند
چه باد اندرون بیشه خیزان شدند
ز گردان دو ده ماند با یل سوار
ابا گرد جمهور با گیر و دار
دگر کشته کشتند در جنگ گرگ
نبرده کسی جان ز چنگال مرگ
نشست از بر اسب آن نامدار
برفتند تا بر لب جویبار
فرو آمد و پیکر خویش شست
یکی جای بهر پرستش بجست
بیامد هماندم ز بهر نماز
بدادار گفت ای خداوند راز
توانائی بندگان از تو شد
مرا شاد و خرم روان از تو شد
سپاس از تو ای داور آب خاک
که رستم از این بیشه هولناک
وز آن پس بخوردند چیزی که بود
بره روی کردند چون باد زود
همه شب همی راند سرکش سمند
دل آکنده از کین و بر زین کمند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن داستانی از یک نبرد بین پهلوانی نامدار و گرگها را روایت میکند. پهلوان با شجاعت و قدرت خود وارد بیشهای خطرناک میشود، جایی که گرگهای شرور در کمیناند. او به همراه گروهی از دلیران با گرگها میجنگد و با ضربات گرز خود، بسیاری از آنها را از پا در میآورد. در این نبرد، او با گرگی بزرگ روبرو میشود که بسیار قدرتمند است اما با شجاعت و مهارتش، موفق میشود او را از پا درآورد. در نهایت، پس از پیروزی، پهلوان از خداوند سپاسگزاری میکند و به عبادت میپردازد. داستان به نمایش قدرت و شجاعت انسان در مقابل خطرات و دشمنان میپردازد و نشان میدهد که با اعتماد به نفس و اراده، میتوان بر چالشها غلبه کرد.
هوش مصنوعی: ای سوار نامور، در دومین منزل به یاد داشته باش که وقتی چرخ روزگار به حرکت درآید، با واقعیتهای جدیدی روبهرو خواهی شد.
هوش مصنوعی: به او گفتند: ای مشهور، یکی از جنگلها از آن بهتری برای تو پیش میآید.
هوش مصنوعی: در این جنگل، هر گرگی برای خود صدای خاصی دارد و هر تپه در این جنگل را با نالهای پر از شکایت پر کرده است.
هوش مصنوعی: در جوانی خود را به خاطر عمرِ از دست رفته غمگین نکن، بلکه بر آنچه از پدر به ارث بردهای، افتخار کن.
هوش مصنوعی: سلاح تو به اندازهای قوی نیست که بتواند گرگ را شکست دهد، اما از تأثیر سلاح تو بر من، به زودی نجات نخواهم یافت.
هوش مصنوعی: این جمله اشاره به این دارد که اینجا نه خبری از فیل است و نه کسی میتواند با نیرویی سنگین و با استفاده از ابزارهای قوی، در جنگ به پیروزی برسد. در واقع، پیروزی در مبارزه به تدبیر و فکر درست بستگی دارد نه به قدرت فیزیکی و ابزار سنگین.
هوش مصنوعی: از نیروی پیلها همگی قویترند، اما در زمان کینهجویی مانند شیر نر عمل نمیکنند.
هوش مصنوعی: این طور است که بزرگانی مثل گرگ دارای اصول و قوانینی هستند که از یک عالم و دانشمند شنیدهام.
هوش مصنوعی: وقتی گرگ به شکار میرود، با شجاعت و قوّت خود به میدان میآید و در برابر فیلهای نر، جنگ و نبرد را به راه میاندازد.
هوش مصنوعی: زمانی که زلزلهای به وقوع بپیوندد، به شدت و قدرتی همچون کوهی، فیل را از جا به در میکند.
هوش مصنوعی: رود بزرگی که به خاطر وزش باد راهی شده، مانند خون در رگهایمان جاری است و به نوعی شبیه به نیل، درختان و شعور ما را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: وقتی هوا گرم و آتشین میشود، گرمای آن به قدری زیاد است که حتی پوست فیل هم را میسوزاند.
هوش مصنوعی: زمانی که گرمای آفتاب کم شود، مانند اینکه روغن از فیل جاری میشود، آب هم به راحتی جاری میشود.
هوش مصنوعی: چشم او به دلیل استفاده از روغن فیل نابینا میشود و در این وضعیت چگونه میتواند به کسی که قدرت دارد، زور بگوید.
هوش مصنوعی: نگران نباش، زیرا فرماندهای از درندهای مثل گرگ با نیزه و شمشیر در کنار من است. این درنده واقعاً وحشتناک است.
هوش مصنوعی: او از روی اسب بلند و تندرو خود پایین آمد و افسار آن را در کمند خود گرفت.
هوش مصنوعی: او مانند شیری آشفته در شب تاریک میتازد و تا وقتی که خورشید سر بزند، به حرکت ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: وقتی گرگ از راهی به جنگل میآید، به جمعی از افراد با کلاههای زرین میپیوندد.
هوش مصنوعی: سرهنگ به جمعیت گفت: ای شجاع، حالا نبرد و جنگ شیر را ببین.
هوش مصنوعی: او این را گفت و به جنگل رفت، مانند دیوی که از میان گرگها به آواز درآمد.
هوش مصنوعی: گروهی از گرگان به او حمله کردند و در آن زمان، سپهسالار را به یک چالش جدی کشاندند.
هوش مصنوعی: به جمعیت گفت: از پشت من دور شوید و ببینید چقدر قدرت این مشت من زیاد است.
هوش مصنوعی: وقتی شیر نر به گرگها حمله میکند، آنها به سرعت و به طور گروهی او را به جنگل میکشند.
هوش مصنوعی: در این بیت به وضعیتی اشاره شده که شخصی در میان دشمنان و خطرات قرار میگیرد، بهگونهای که از یک طرف درگیری با بزرگترین و خطرناکترین موجودات را دارد، و از طرف دیگر، بهمانند کسی است که به میان جمعی از همین موجودات خطرناک رفته است. بهطور کلی، این تصویرگر احساس ناامنی و خطر شدید است.
هوش مصنوعی: صد گرگ جنگی با چکش سنگین کشته شد، آن شکستناپذیران جنگ را.
هوش مصنوعی: یک گرگ بزرگ مانند کوه به او نزدیک شد و او از صدای وحشتناک آن به شدت ترسید و بیتابی کرد.
هوش مصنوعی: سرو قد بلندش مانند ستونی است و دهانش پر از اقتدار و زیبایی است، و چشمانش مانند یک کاسه خالی از خون میدرخشد.
هوش مصنوعی: آن فرمانروای زیبا از بالای اسبش به جلو آمد.
هوش مصنوعی: فرمانده جنگ، با انرژی و شجاعت، اقداماتی شجاعانه انجام داد که مانند شیر درندهای در میدان نبرد جلوهگر شد.
هوش مصنوعی: او به طرز شدیدی بر سر او ضربهای زد که مغزش بر زمین ریخت.
هوش مصنوعی: با یک ضربه گُرز، سرش شکافت و همانند مهرهای از چشمانش بیرون پرتاب شد و بدنش به زمین افتاد.
هوش مصنوعی: آنها هنگام دیدن عظمت و بزرگی پهلوان، مانند کوه به زمین افتادند و به خاک سپرده شدند.
هوش مصنوعی: آنها به او حمله کردند و همه دور او جمع شدند و دلیرانه رفتار کردند.
هوش مصنوعی: سپهبد از گرگان به میدان آمده و مانند مرغی در دشت، دشمنان را به راحتی از پا درآورده است.
هوش مصنوعی: گرگها از پشت سر یل، زرهاش را که بر تن داشت، پاره کردند.
هوش مصنوعی: دلیران بسیاری که در کنار شیرها بودند، در کارزارها و نبردها کشته شدند.
هوش مصنوعی: شیر نر در اینجا به گونهای است که مانند گرگی مست و سرخوش به نظر میرسد، در درون این جنگل، تنها به فکر انتقام است.
هوش مصنوعی: هر گرگی را که با چوب به او ضربه میزدی، از ترس به زیر زمین میرفت.
هوش مصنوعی: در نهایت، گرگها از ترس فرار کردند و چون بادی در جنگل وزید، آرام آرام حرکت کردند.
هوش مصنوعی: از میان دو ده، تنها با یک قهرمان سوار باقی مانده که surrounded by چالشها و مشکلات است.
هوش مصنوعی: در جنگ، افراد بیشتری کشته میشوند، اما هیچکس نمیتواند از چنگال مرگ فرار کند.
هوش مصنوعی: آن قهرمان از روی اسب فرود آمد و به سمت کنار جوی آب رفتند.
هوش مصنوعی: او به زمین آمد و بدن خود را شست، سپس جایی برای عبادت جستجو کرد.
هوش مصنوعی: در آن لحظه، کسی برای نماز به سراغ خداوند آمد و گفت: ای خداوند، تو رازها را میدانی.
هوش مصنوعی: توانایی و قدرت بندگان تو باعث خوشحالی و خوشی من شد و روح من از وجود تو شاداب گردید.
هوش مصنوعی: سپاسگزارم از تو ای داور طبیعت که رستم از این جنگل ترسناک و خطرناک عبور کرد.
هوش مصنوعی: بعد از آن، چیزی خوردند که خیلی سریع آنها را به سوی خود کشید و مثل باد به سرعت عمل کردند.
هوش مصنوعی: هر شب، با نفرتی که در دل دارم، اسب سرکشم را رهبری میکنم و خود را به بند کشیدهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.