کنون ای سراینده داستان
زنه بیشه آرم سخن در میان
بیارم کنون رزم نه بیشه پیش
که دارم درین رزم اندیشه بیش
ز نه بیشه چون بشنوی داستان
شگفتی بسی بشنوی از جهان
چو بر راه نه بیشه شد شهریار
اباگرد جمهور خنجر گذار
دو منزل چو رفت از سر بیشه دور
یکی بیشه پیش آمدش پر ز شور
بدو گفت جمهور کای شیر مست
ز نه بیشه این بیشه اول است
به بیشه درون پیل بینی هزار
نکرد است هرگز درین ره گذار
همه نره پیلان چون اهرمن
همه کوهسای و همه کوه تن
ز خرطومشان اژدها در گریز
ز دندانشان تیغ خونریز تیز
چو بینی از ایشان یکی را به پای
تو گوئی که که هست جنبان ز جای
نیوش ای سرافراز زین ره بگرد
کزین بیشه کس رای رفتن نکرد
مکن گفت زین بیشه اندیشه هیچ
که راهی ندانم جز از بیشه هیچ
من و گرز و آن بیشه و پیل نر
ازین بیشه خواهیم کردن گذر
بگفت این و برداشت گرز کشن
در آمد درون بیشه چون اهرمن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: داستان درباره شهریاری است که به میان یک جنگل (بیشه) وارد میشود و در آنجا با خشم و شگفتیهای زیادی مواجه میشود. او به همراه سپاهش، از وجود شیرهای غولآسا و فیلهای وحشتناک در این بیشه مطلع میشود. به رغم عدم شناخت از این مکان خطرناک، تصمیم میگیرد با شجاعت و قدرت خود، از این بیشه عبور کند. او در نهایت گرز خود را برمیدارد و به دل بیشه میرود، به رغم هشدارهایی که دریافت کرده است. پس این داستان به تقابل انسان با چالشها و خطرات ناشناخته اشاره دارد.
هوش مصنوعی: حالا ای شاعر داستان زنی که در دل جنگل است، بگذار تا سخن را در میان بگذارم.
هوش مصنوعی: بهتر است اکنون به جنگ بیفتم، نه اینکه به جنگل بروم، چون در این نبرد در فکر و اندیشهام هستم.
هوش مصنوعی: وقتی از میان جنگل عبور میکنی، داستانهای شگفتانگیز زیادی را درباره دنیای اطرافت میشنوی.
هوش مصنوعی: زمانی که در مسیر، جنگل به حضور پادشاه تبدیل شد، مردم با سلاحهای خود به استقبال او آمدند.
هوش مصنوعی: وقتی از کنار جنگل عبور کرد، به زودی یک جنگل دیگر که پر از هیجان و نشاط بود، پیش رویش ظاهر شد.
هوش مصنوعی: به او گفتند: ای شیر ن alcohool ، از این جنگل خارج نشو، چرا که این تنها آغاز کار است.
هوش مصنوعی: در جنگل، فیل را میبینی که هزاران کار نکرده را نشان میدهد، او هرگز در این راه عبور نکرده است.
هوش مصنوعی: همهی فیلهای نر مانند شیطان هستند، همهی کوهها و همهی کوهپیکرها.
هوش مصنوعی: از دمشان، اژدهای خطرناک فرار میکند و دندانهایشان مانند شمشیرهای تیز و خونآلود است.
هوش مصنوعی: وقتی یکی از آنها را دیدی، انگار به تو میگوید که من کی هستم و از جای خود حرکت میکنم.
هوش مصنوعی: ای سرافراز، به این راه گوش فراده و توجه کن که هیچکس از این جنگل راهی برای رفتن پیدا نکرده است.
هوش مصنوعی: نگران نباش که در این جنگل هیچ فکری نکنم، چون هیچ راهی جز گذر از این جنگل ندارم.
هوش مصنوعی: من و چماق و آن جنگل و شیر نر، از این جنگل عبور خواهیم کرد.
هوش مصنوعی: او این را گفت و با چماق به دست به میان جنگل رفت، همچون موجودی شرور.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.