چو کرد اژدهای شب قیر فام
نهان مهره مهر در زیر جام
دو لشکر دگر باره شد باز جای
نشستند بر تخت آوای نای
طلایه برون از دو لشکر شدند
ابا گرز و شمشیر و خنجر شدند
غونای برد از سر مرد هوش
بدرید بانک تبیره دو گوش
بفرمود در لحظه ارژنگ شاه
که نسناس آمد به نزدیک گاه
از آن نوش دارو که در گنج داشت
ز بهر چنین روز و این رنج داشت
بدادش جهانجوی تا شد درست
چنان شد تن او که بود از نخست
به هیتال مردمی فرستاد زود
که ای شاه با رای باکبر و خود
یکی گفت باید که شادان شویم
نیاریم آهنگ کین بغنویم
بدان تا بر آسوده گردد سپاه
سر هفته آئیم در رزمگاه
پذیرفت هیتال چون او شنید
ز جنگ و ز شورش فرود آرمید
وز آن پس طلب کرد دانا دبیر
بدو گفت کای مرد دانای پیر
به اکره یکی نامه بفرست زود
بر شاه اکره به مانند دود
که گر هست مارا جهان جوی یار
سپاهی فرستد بدین کارزار
ابا گرد شنگاوه تیز چنگ
کزو لرزه دارد به دریا نهنگ
کزین گونه کاری مرا اوفتاد
ندارد کسی رزم اینگونه یاد
بدیشان مرا نیست در کینه تاو
که ایشان عقابند و من چون چکاو
بجز گرد شنگاوه نامور
نبندد درین کین ابا شه کمر
چو آن نامه بشنید لشکر کشید
فرستاد با ساز کین چون سزید
سپهبد چو شنگاوه شیرگیر
ابا سی هزار از یلان دلیر
ز پیلان جنگی دگر یک هزار
بیاورد شنگاوه نامدار
شنیدم که شنگاوه تیز چنگ
بدی حره اش درکه کینه سنگ
یکی جامه بودش ز چرم پلنگ
هم از چرم کرکان بدی ساز چنگ
به گاهی که او سوی میدان شدی
پی رزم شیران و گردان شدی
یک تبره در پیش زین پر ز سنگ
همی داشت در بهر میدان جنگ
ورا چون هژبر ژیان جنگ بود
همه حربه اش گاه کین سنگ بود
زره پیش چنگش چو کرباس بود
تو چنگش مگو کان الماس بود
بدیدی در آن چنگ از خاره راه
در آخر نه چنگ و نه سنگ سیاه
چو آمد به نزدیک هیتال شاد
ببردش نماز و زمین بوسه داد
بدو گرد هیتال شاه آفرین
یکی مجلس آراست در دم کزین
به می خوردن اندر نشستند شاد
به کردند از رزم ارژنگ یاد
که اکنون از ارژنگ غم کی بود
که سورش دگر جمله ماتم بود
یکی هفته زین گونه پیمود نوش
کاز خوردن می نشد کس خموش
صدای دف و چنگ می بود و بس
به مجلس درون جوش می بود و بس
سرهفته برخاست آوای نای
دگرباره جنبید لشکر ز جای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، داستانی حماسی از جنگها و نبردها روایت میشود. اژدهای شب با رنگ قیر، مهره خورشید را پنهان میکند و دو لشکر به میدان جنگ برمیخیزند. ارژنگ شاه برای تسکین درد و رنج جانشین، نوشدارویی میفرستد که باعث بهبودی جهانجوی میشود. هیتال از خود خویشتنداری نشان میدهد و پیشنهاد میکند که باید شاد باشند و به جنگ نروند.
پس از آن، هیتال نامهای به شاه اکره میفرستد تا سپاهی برای جنگ به کمک بفرستد. شنگاوه، سپهبد شجاع، با لشکری از دلیران به میدان میآید و تجهیزات جنگی خود را به نمایش میگذارد. او به هیتال سلام میدهد و در یک مجلس، همه به یاد ارژنگ و فرصت شادی میپردازند و پس از یک هفته جشن و سرور، دوباره لشکر برای نبرد آماده میشود.
این متن نشاندهندهی روحیه شجاعت، رزم و تلاش برای یافتن راهحلی مسالمتآمیز قبل از ورود به جنگ است.
هوش مصنوعی: وقتی اژدهای شب با رنگ سیاه خود درخشش خورشید را پنهان کرد، مهر و محبت زیر پوشش جام پنهان شد.
هوش مصنوعی: دو گروه دوباره به میدان آمده و در جای خود نشستهاند، صدای نای به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: پیشاپیش دو گروه جنگی، افرادی با سلاحهای مختلف، آماده نبرد شدند.
هوش مصنوعی: صدای خوشی از سر مردی برمیخیزد که با هوش و ذکاوتی که دارد، گوش دیگران را پر از نغمه و لذت میکند.
هوش مصنوعی: در لحظهای که ارژنگ شاه فرمان داد، نسناس به نزدیک او آمد.
هوش مصنوعی: دارو و درمانی که در گنجینهاش نگه داشته بود، به خاطر چنین روزهای سخت و رنجهایی که تحمل کرده است، آماده کرده بود.
هوش مصنوعی: جهانجوی به او کمک کرد تا به حالت درست و طبیعی خود برگردد، به طوری که بدن او مانند قبل شد.
هوش مصنوعی: به سرعت افرادی را به هیتال فرستاد تا به شاه بگویند که با خرد و تدبیر بزرگ خود چه کار کند.
هوش مصنوعی: یکی گفته است که باید شاد و خوشحال باشیم و به جای اینکه کینه به دل بگیریم، باید به سراغ شادی و سرور برویم.
هوش مصنوعی: بدان که وقتی سپاه آرامش پیدا کند، ما در روز مشخصی به میدان نبرد خواهیم آمد.
هوش مصنوعی: هیتال وقتی خبر جنگ و شورش را شنید، تصمیم گرفت که عقبنشینی کند و آرام بگیرد.
هوش مصنوعی: سپس، عالم دانا از او خواست و دبیر به او گفت: ای مرد خردمند و سالخورده.
هوش مصنوعی: به سرعت یک نامه به شاه اکره بفرست، مانند دود.
هوش مصنوعی: اگر در این دنیا یاری برای ما باشد، باید سپاهی برای نبرد به سوی ما فرستاده شود.
هوش مصنوعی: با استفاده از چنگ تیز و قوی، تودهای از آب را به حرکت در میآورم که حتی نهنگها در دریا از آن میلرزند.
هوش مصنوعی: به خاطر این نوع رفتار، هیچکس نمیتواند مانند او در میدان جنگ بایستد و به من کمک کند.
هوش مصنوعی: من نسبت به آنها کینهای ندارم، چون آنها عقاب هستند و من مانند چکاوک.
هوش مصنوعی: به جز گرد و غبار شنگاوه، کسی نمیتواند در این میدان نبرد با شهامتی چون کمر بسته حاضر شود.
هوش مصنوعی: بعد از اینکه آن نامه را شنید، لشکر را به راه انداخت و با تجهیزات جنگی به سوی دشمن حرکت کرد.
هوش مصنوعی: سردار همچون حیوانی شکارچی و قوی است، که با شجاعتش، سیهزار جنگجوی دلیر را تحت فرمان خود دارد.
هوش مصنوعی: از سربازان جنگی، هزار نفر دیگر به نام شنگاوه آوردند.
هوش مصنوعی: شنیدم که صدای تیز چنگ شنگاوه به قدری قوی است که دل دشمنان را به درد میآورد و از آنجا که سخت و سنگین است، ناراحتی و کینه را بیشتر میکند.
هوش مصنوعی: او لباسی داشت که از پوست پلنگ ساخته شده بود و همچنین از پوست کرکانی هم یک ساز چنگ تهیه کرده بود.
هوش مصنوعی: در زمانی که او به سوی میدان رفت و به جنگ شیران و مبارزان پرداخته شدی.
هوش مصنوعی: او یک کولهپشتی پر از سنگ را در جلو خود داشت که برای میدان جنگ آماده شده بود.
هوش مصنوعی: او مانند هژبر (یعنی شیر) در میدان جنگ است و تمام ابزار و وسایلش گاهی به خاطر انتقام، سنگین و سخت است.
هوش مصنوعی: زره در برابر دستان او مانند پارچه کرباس است، اما درباره چنگش نگو که او الماس است.
هوش مصنوعی: در آن چنگی که دیدی، در نهایت نه چیزی به نام چنگ باقی مانده و نه سنگ سیاهی پیدا است.
هوش مصنوعی: وقتی به نزد هیتال رسید، با شادی برای او نماز خواند و زمین را بوسید.
هوش مصنوعی: شاه آفرین به دور هیتال گرد آمد و مجلسی برپا کرد که در همان لحظه، نتیجهای از این اجتماع حاصل شد.
هوش مصنوعی: آنها در مینوشی دور هم جمع شدند و از یاد داستانهای جنگ ارژنگ شاد شدند.
هوش مصنوعی: در حال حاضر، هیچ چیزی جز غم و اندوه نمیتوان از ارژنگ انتظار داشت، چرا که جشن و شادیاش به کل تبدیل به عزا و سوگواری شده است.
هوش مصنوعی: در یک هفته، کسی نتوانست از می نوشیدن ساکت بماند و هیچ کس نتوانست به راحتی از آن لذت نبرد.
هوش مصنوعی: در مجلس فقط صدای دف و چنگ به گوش میرسید و همگی در حال شادی و شور و نشاط بودند.
هوش مصنوعی: در روزی دیگر صدای نای به گوش میرسید و بار دیگر نیروهای لشکر از جا حرکت کردند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.