یکی سخت پیمان کنون یاد دار
به یزدان کازو یافت گیتی قرار
که با شاه ناری دگر کینه پیش
مجویی دگر کینه از کم و بیش
فرانک بدو گفت فرمان تراست
که هستی سرافراز و کیهان تراست
مرآئینه حکمت آرید گفت
بدان تا به بینمش راز نهفت
چه آن آینه برد گنجور شاه
بدو چاره گر کرد یکسر به ماه
چه دل بودش ازکینه با چاره جفت
در آئینه اش عکس اندر نهفت
نه پیدا از آئینه شد روی او
که بادیو بد چاره بد خوی او
سپهبد بدانست راز نهفت
که با دیو دارد نهان رای جفت
بدو گفت که ای ریمن کج نهاد
ندارد دلت راستی هیچ یاد
فرانک چنین گفت با شهریار
که ای تختگاه تو چرخ چهار
به یزدان که چرخ و جهان آفرید
مه و مهر و هم جسم و جان آفرید
که کینه نجویم ز ارژنگ شاه
اگر بخشدم پهلوان سپاه
سپهدار کردش برون از کمند
ولی داشت از چاره اش دل نژند
سپه برنشاند آن زمان شاه نو
بسوی سراند آمد از راه خو
نشاندند وی را به مهمل چه ماه
برفتند گردان ارژنگ شاه
که ارژنگ آمد به سوی سراند
همه کوی و بازار آئین زدند
بدادند مه را به ارژنگ شاه
به آئین شاهان با عز و جاه
فرانک چه بانوی ارژنگ شد
شبستان ارژنگ اورنگ شد
به شهرسراندیب و هند و سراند
به فرمان ارژنگ شه زر زدند
چه شد ساخته کار هندوستان
سپهبد سپه برد زی سیستان
سر سال نو بود و نوروز ماه
که زی شهر ایران روان شد سپاه
سه ده ده هزار از دلیران کار
ز گردان درآمد بعرض شمار
سرافراز شنگاوه تیز چنگ
که با شیر جستی گه کینه جنگ
دگر گرد الماس زنگی بدی
که فیل افکن و شیر جنگی بدی
دگر نامور شاه جمهور بود
که در چنگ او شیر چون گور بود
دگر نامور زنگی زوش بود
که از نعره اش شیر بیهوش بود
ز فیلان جنگی هزار و دویست
که پشت زمین پایشان می شکست
چه مه بود در مهمل همچو نیل
دلارام و مهمل برافراز پیل
برآمد غونای و آوای کوس
شد از گرد گردان سپهر آبنوس
سپه چون به نزدیک دریا رسید
بزد بارگاه و فرود آرمید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به یک داستان حماسی دربارهی جنگ و کینههای قدیمی میپردازد. در این روایت، شخصیت فرخند و قهرمانانی از زمانهای قدیم به یاد میآورند که باید به یزدان سوگند یاد کنند و از کینههای گذشته صرفنظر کنند. فرانک به پادشاه ارژنگ میگوید که باید حکمت را در نظر بگیرد و رازهای نهان را دریابد. داستان به نبردهایی که میان نیروهای مختلف رخ میدهد، اشاره دارد و نامهایی از قهرمانان جنگی که در این نبردها شرکت دارند، به تصویر کشیده میشود. در نهایت، سپاه به سوی دریا میرسد و آماده نبردهای جدید میشوند. این روایت به موضوعاتی چون قهرمانی، کینهتوزی، قدرت و نبرد پرداخته و فضایی حماسی و تاریخی دارد.
هوش مصنوعی: حالا که پیمان سختی بستهای، به یاد داشته باش که به خداوندی که به واسطهاش دنیا آرامش پیدا کرده است، وفادار بمانی.
هوش مصنوعی: اگر با پادشاهی رابطهای نداشته باشی، دیگر به دنبال کینه و دشمنی نباش. دیگر نباید به چیزهای کم و زیاد توجه کنی و کینهتوزی را دنبال کنی.
هوش مصنوعی: فرانک به او گفت که تو تحت فرمان این دنیا هستی و این جهان به خاطر عظمت تو به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: بهطور خلاصه، شاعر میگوید که اگر میخواهی به عمق و رازهای حکمت پی ببری، باید با دقت و نگاهی عمیق آن را بررسی کنی. تنها با مشاهده و تفکر میتوان به حقایق پنهان دست یافت.
هوش مصنوعی: آینه گنجور شاه را به ماه نشان داد و او را یکسره شفا داد.
هوش مصنوعی: او دلش پر از کینه بود، اما راه نجاتش در عکسی که در آینه پنهان شده است، نهفته بود.
هوش مصنوعی: چهره او در آئینه نمایان نشد، چرا که طبع و خوی او تحت تأثیر بادهای نامناسب قرار دارد.
هوش مصنوعی: فرمانده متوجه شد که چه رازی در نهان است و این که با موجودی شیطانی، نقشهای پنهانی دارد.
هوش مصنوعی: به او گفت که ای دزد کجرفتار، در دل تو هیچگونه صداقت و راستی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: فرانک به شهریار گفت: ای پادشاه، تخت تو همانند چرخ گردون است.
هوش مصنوعی: به خداوندی که آسمان و زمین را خلق کرد، همچنین ماه و خورشید و هم روح و جسم را به وجود آورد.
هوش مصنوعی: من از کینهتوزی نسبت به ارژنگ شاه پرهیز دارم، اگرچه بزرگترین جنگجو را بخشیدهام.
هوش مصنوعی: فرمانده او را از دام بیرون آورد، اما دلش به خاطر چارهای که اندیشیده بود، ناراحت بود.
هوش مصنوعی: در آن زمان سپاه به فرمان شاه جدید برپا شد و به سوی او آمدند.
هوش مصنوعی: او را در میان چیزهای بیاهمیت نشاندند، در حالی که ماههای زیبا و درخشان از پیش چشمش میگذشتند و شاه ارژنگ در حال حرکت بود.
هوش مصنوعی: وقتی ارژنگ به سمت سراند آمد، همه جا و در تمام خیابانها و بازارها جشن و شادی برپا کردند.
هوش مصنوعی: ماه را به شاه ارژنگ دادند تا در میان شاهان با احترام و مقام بزرگ زندگی کند.
هوش مصنوعی: فرانک، بانوی بزرگ و باعظمت، شبستان ارژنگ را به مکانی زیبا و باشکوه تبدیل کرد.
هوش مصنوعی: به شهر سراندیب و هند، با فرمان ارژنگ، زر و طلا زدند و ساختند.
هوش مصنوعی: چه اتفاقی افتاد که فرمانده سپاه هند به سیستان حمله کرد؟
هوش مصنوعی: در آغاز سال نو و هنگام نوروز، هنگامهای در شهر ایران به راه افتاد که جمعیتی به سوی آنجا روانه شدند.
هوش مصنوعی: سی نفر از دلیران، کار را از دستان گردان خارج کرده و به سوی عرض و وسیعتر شدن آوردهاند.
هوش مصنوعی: شخصی با شخصیت برجسته و شجاع است که با توانایی بالا و قدرت عمل، با دشمنانش به مقابله میپردازد. او مانند شیر سریع و چالاک است و در میدان جنگ همیشه آماده است، حتی وقتی که با کینه و دشمنی مواجه میشود.
هوش مصنوعی: دگر بار جواهر ارزشمند و با ارزش به وجود میآید و تو به آن قدرت و دلیری بخشیدهای که میتواند انجام دادن کارهای بزرگ و چالشهای سخت را ممکن سازد.
هوش مصنوعی: دیگر پادشاه مشهور و برجستهای وجود دارد که در دستان او، شیر مانند گورخر به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: یک شخص مشهور و قدرتمند وجود دارد که صدای بلندی دارد به طوری که نعرهاش باعث میشود شیر هم غش کند.
هوش مصنوعی: در نبرد، فیلهای جنگی زیادی بودند که تعدادشان به هزار و دویست میرسید و بر اثر فشارهایی که به زمین وارد میکردند، زمین زیر پاهایشان میشکست.
هوش مصنوعی: چه ماهی بود در دل شب، همانند نیل دلبر و خوشسیما، که زینت آن را به بلندای آسمان بالا برد.
هوش مصنوعی: آوای دلنشین و نغمهای زیبا به گوش میرسد که از گرد و غبار آسمان و دنیای پرفراز و نشیب به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: سپه، زمانی که به نزدیکی دریا رسید، چادر خود را بر پا کرد و اردو زد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.