گنجور

 
محتشم کاشانی

یارب امشب از علامتها چه می‌بیند به خواب

آن که فردا خواهمش کردن علامت در جهان

با کدامین قسمت رسوائی شود یارب قرین

آن که از طبع جهان آشوب من دارد قزان

یافت حرفی زور برائی بالماس خیال

کز عبورش صد خطر دارد لب و کام و زبان

دست و تیغی شد علم کاندر ته هفتم زمین

گاو و ماهی در خیال پس خمند از تاب آن

ای شکار کم هراس غافل خرگوش خواب

شیر خشم‌آلودی از زنجیر خواهد جست هان

بیش از آن کن فکر کار خود کز اسباب صلاح

از فساد مفسدان چیزی نماند در میان

نیست پر آسان شکستن تو به همچون منی

چون شکستی وای قدر وای عرض و وای جان

خوش نشستی زان زیان ایمن کزو خواهد فکند

کمترین جنبش تزلزل در زمین و آسمان

تا عیارت پرسبک بیرون نیامد از هجا

در ترازو می‌نهم بهر تو سنگی بس گران

می‌کنم صد فکر ناخوش باز می‌گویم که خوش

آن چه امشب خواهی انشا کرد فردا میتوان

می‌جهد از شست قهر اما به اعراض دگر

تیر پر کش کرده‌ای کز صبر دارم در میان

من که بر وی کرده‌ام صد صحبت از وقت درست

گو صد و یک باش امروزش دگر دادم امان

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
رودکی

خواسته تاراج گشته، سر نهاده بر زیان

لشکرت همواره یافه، چون رمهٔ رفته شبان

عنصری

چیست آن آبی چو آتش و آهنی چون پرنیان

بیروان تن پیکری پاکیزه چون بی‌تنْ روان

گر بجنبانیش آب است، ار بلرزانی درخش

ور بیندازیش تیر است، ار بدو یازی کمان

از خرد آگاه نه در مغز باشد چون خرد

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
ابوسعید ابوالخیر

بس که جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان

تا گمان اندر یقین گم شد یقین اندر گمان

تا که می‌جستم ندیدم تا بدیدم گم شدم

گم شده گم کرده را هرگز کجا یابد نشان

در خیال من نیامد در یقینم هم نبود

[...]

فرخی سیستانی

سرو دیدستم که باشد رسته اندر بوستان

بوستان هرگز ندیدیم رسته بر سرو روان

بوستانی ساختی تو برسر سرو سهی

پر گل و پر لاله و پر نرگس و پر ارغوان

ای بهار خوبرویان چند حیلت کرده ای

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
عسجدی

خسروا جائی بهمت ساختی، جائی بلند

پر ز خوان خواهی کنونش کرد و خواهی پر سخوان

تیر تو مفتاح شد در کار فتح قلعه ها

تیر تو مومول شد در دیده های دیده بان

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه