چنان مکن که مرا هم نفس به آه کنی
جهان بیک نفس از آه من سیاه کنی
ز بزم میروی افتان و سر گران حالا
به راه تا سر دوش که تکیهگاه کنی
به رخصت تو مفید نمیشود چشمت
که عالمی بستان و یک نگاه کنی
نگاه دم به دمت بس خوش است و خوشتر از آن
عزیز کرده نگاهی که گاهگاه کنی
شکسته طرف کله میرسی و میرسدت
که ناز بر همه خوبان کج کلاه کنی
ملوک حسن سپاه تواند اما تو
نه آن شهی که تفاخر به این سپاه کنی
چرا من این همه بر درگه تو داد کنم
اگر تو گوش به فریاد دادخواه کنی
تو گرم ناشده برقی و برق خرمن سوز
شوی چو گرم چه با جان این گیاه کنی
به پیش بخشش او محتشم چه بنماید
اگر تو تا دم صبح جزا گناه کنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق شاعری میپردازد که از معشوق خود میخواهد به او توجه کند و به تأثیر نگاه و رفتار او بر زندگیاش اشاره دارد. شاعر از آسیبهایی که از این بیتوجهی به او میرسد گلهمند است و بر قدرت عشق و تأثیرگذار بودن نگاه معشوق تأکید میکند. او به زیباییها و جاذبههای معشوق اشاره میکند و میگوید که این زیباییها نباید باعث تفاخر او شود. در پایان، شاعر به این نتیجه میرسد که این عشق و انتظار میتواند موجب درد و رنج باشد و از معشوق میخواهد که به صدای دلش گوش دهد و به او توجه کند.
هوش مصنوعی: چنین چیزی را انجام نده که من را نیز با نفسکشیدنت به آه و ناله واداری. وقتی تو به آه میافتید، به یک نفس تمام دنیا را به سوی سیاهی و ناامیدی میکشی.
هوش مصنوعی: از مهمانی با حالتی سست و سر سنگین بیرون میآیی، حالا در راه هستی تا به جایی برسی که بتوانی تکیهگاه درست کنی.
هوش مصنوعی: اگر نگاه تو به من اجازه ندهد، فایدهای ندارد که بخواهی به کسی کمک کنی، زیرا با یک نگاه میتوانی دنیایی را تغییر دهی.
هوش مصنوعی: نگاه کردن تو به من لحظه به لحظه لذتبخش است و از آن لذتانگیزتر، نگاهی که بهطور گذرا بر من میاندازی.
هوش مصنوعی: به زودی میرسی و میرسد که با ناز و غمزهات بر زیباییهای دنیا فخر میفروشی و برای آنها کنایه میزنی.
هوش مصنوعی: پادشاهان زیبایی را در ارتشت میتوان یافت، اما تو آن پادشاهی نیستی که بخواهی به این قدرت و زیبایی افتخار کنی.
هوش مصنوعی: چرا من اینقدر در برابر تو شکایت و ناله کنم اگر تو به صدای فریاد من گوش ندی؟
هوش مصنوعی: تو هنوز گرم نشدهای و اگر از خود حرارت نشان دهی، همچون برقی خواهی بود که آتش خرمن را میسوزاند. در این حال، این گرما چه تأثیری بر جان این گیاه خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: اگر تو تا صبح ادامه به گناه کردن بدهی، به بخشش او چه ارزشی دارد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که گفت مشک سیه را قرین ماه کنی؟
چو خال عارض خود روز من سیاه کنی
فغان که داد دل خود نخواهد از تو کسی
گهی که گوش به فریاد دادخواه کنی
به همرهی رقیب از بر تو میگذرم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.