به زبان غمزه رانی چو روم به عشوه خوانی
به تو ناز داد یاد این همه مختلف زبانی
سگی از تو شهسوارم به قبول و رد چکارم
بود آن که اضطرارم که نخوانی و نرانی
اگرم برون ز امکان دو جهان بود بر از جان
همه در ره تو ریزم که عزیزتر ز جانی
دو جهان ز توست ای مه بکشی اگر یکی را
به تو کس چه میتواند مکن آن چه میتوانی
همهٔ فتنه روید از خاک و ستیزه خیزد از گل
به زمین کرشمه ریزان چو سمند ناز رانی
به زبان جور ممکن بود امتحان عاشق
تو به تیغم آزمودی و همان در امتحانی
بگذر ز کین که ترسم به زمین بشر نماند
که ارادهٔ تو ماند به قضای آسمانی
طلبی که یار نازی نکشد چه لذت او را
دل شوق گرم دارد ارنی ز لن ترانی
چو شدی به غیر یاران همه رازهای پنهان
دگری اگر بداند تو ز محتشم ندانی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیباییهای آن است. شاعر به معشوقهاش میگوید که در حضور او تمام عالم را فراموش کرده و تنها به او فکر میکند. او احساس میکند که تمام دردها و رنجها از عشق ناشی میشود و هیچ چیز برایش مهمتر از معشوق نیست. شاعر به نوعی وابستگی عمیق به معشوقهاش اشاره دارد و بیان میکند که حتی زمین و آسمان نیز به خاطر عشق او دستخوش تغییرات میشوند. او به زیبایی و ناز معشوقهاش اشاره میکند و از او میخواهد که به کینهها و خصومتها پایان دهد، چرا که عشق حقیقی فقط در دلهای پاک وجود دارد. به طور کلی، این شعر حاوی احساسی عمیق و عاشقانه است که مشکلات و چالشهای عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: وقتی که میخواهم با زیبایی و نازتو حرف بزنم، به یاد این همه تفاوت در زبانها میافتم.
هوش مصنوعی: سگی که در برابر تو تسلیم است، چه کاری میتوانم بکنم؟ آن کس که مرا به این حالت دچار کرده، نخواندنت و طرد کردنت است.
هوش مصنوعی: اگر امکان یا وجود دو جهان هم از دست برود، من جانم را در راه تو فدا میکنم، چون تو برای من عزیزتر از جان هستی.
هوش مصنوعی: ای ماه، دو جهان به خاطر توست؛ اگر یکی از آنها را بگیری، هیچکس نمیتواند چیزی بگوید. پس هر چه میتوانی، انجام نده!
هوش مصنوعی: تمامی مشکلات و کُشمکشها از خاک و زمین نشأت میگیرد و همانگونه که از گل و گیاه زیبایی و ناز به وجود میآید، در دل طبیعت هم میتوان زیباییهایی را مشاهده کرد. این زیباییها مانند سمند نازناز، دلفریب و خوشمنظرند.
هوش مصنوعی: شاید با زبان زیبا و دلنشین، میتوانستی عاشق خود را آزمایش کنی و او را با تیغ درد و رنج محک بزنی. اما این امتحان در حقیقت آزمایشی دیگر است.
هوش مصنوعی: از کینه و دشمنی بگذر، زیرا نگرانم که بر روی زمین هیچ انسانی باقی نماند. اگر خواست تو مقدر باشد، آن چه در آسمان رقم خورده بر روی زندگی تأثیر خواهد گذاشت.
هوش مصنوعی: اگر محبوب ناز نکند و چیزی از عشق نطلبد، چطور میتواند لذتی ببرد؟ دل آدم همیشه به شوق دیدار او گرم است، حتی اگر او را نبینم.
هوش مصنوعی: اگر از دوستان و یاران دور شوی، آن وقت رازهای نهان دیگران را خواهی دانست، اما در این حال، تو از اوصاف و ویژگیهای محترم خود بیخبر خواهی بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غم تو خجسته بادا، که غمیست جاودانی
ندهم چنین غمی را به هزار شادمانی
منم آنکه خدمت تو کنم و نمیتوانم
تویی آنکه چاره من نکنی و میتوانی
ز سگان کویت ای جان که دهد مرا نشانی
که ندیدم از تو بوئی و گذشت زندگانی
دل من نشان کویت ز جهان بجست عمری
که خبر نبود دل را که تو در میان جانی
ز غمت چو مرغ بسمل شب و روز میطپیدم
[...]
به صبا پیام دادم که ز روی مهربانی
سحری به کوی آن بت گذری کن ار توانی
چو رسی به آستانش ز ادب زمین ببوسی
ز من ای صبا پیامی بدهی بدو نهانی
سر زلف مشکبارش به ادب مگر گشایی
[...]
هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانی
که ببرد رخت ما را همه دزد شب نهانی
بزن آب سرد بر رو بجه و بکن علالا
که ز خوابناکی تو همه سود شد زیانی
که چراغ دزد باشد شب و خواب پاسبانان
[...]
نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی
که به دوستان یک دل سر دست برفشانی
دلم از تو چون برنجد؟ که به وهم در نگنجد
که جواب تلخ گویی تو بدین شکردهانی
نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.