آن منتظر گدازی چشم سیاه او
جانیست در تن نگه گاهگاه او
خوش کامرانیست در اثنای قهر و خشم
دیدن به دست میل عنان نگاه او
در عین بسملم در انکار اگر زند
من با سر بریده شوم خود گواه او
هست از سر بریده او یک رهم امید
جنبیدن لبی که شود عذرخواه او
آن رتبه کو که بیحرکت سازم از دعا
دست فرشتهای که نویسد گناه او
الماس ریزه ریخته در چشم غیرتم
هر برگ گل که ریخته در خوابگاه او
او گرد غم فشانده ز حرمان به روی من
من خاک کوچه رفته ز مژگان ز راه او
زلفش سپاه خسرو حسنست وین عجب
کاسباب قوت است شکست سپاه او
منشین ز سوز محتشم ایمن که بر فلک
داغیست هر ستارهای از دود آه او
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و تاثیری که معشوقش بر او دارد صحبت میکند. او در انتظار چشمان سیاه معشوقش است و این عشق برایش به سان زندگی و مرگ است. حتی در لحظات قهر و خشم معشوق، او خوشبختی را در نگاه او مییابد. شاعر به شدت تحت تاثیر زیبایی و قدرت معشوقش قرار دارد و حتی اگر مورد انکار او قرار گیرد، با تمام وجودش به او وفادار است. عشق او مانند امیدی است که از سر بریدهای به او میماند و شاعر را به عذرخواهی میکشاند. او با غم و دلتنگی از دوری معشوقش رنج میبرد و خود را خاک کوچههایی میداند که او در آنها قدم میگذارد. زلف معشوقش را به سپاهی شبیه میداند و از سوز و آههایش به شدت متاثر است. شاعر در این شعر به فراز و نشیبهای عشق و تاثیر عمیق آن بر روح و جانش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: چشمان سیاه او همچون جان در تن، هر بار که به او نگاه میکنم، مرا به شدت تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: خوشحالی و کامیابی در زمان قهر و خشم، به دیدن چهرهای است که در آن نگاهش، توانایی و قدرتی نهفته است.
هوش مصنوعی: اگرچه من در حالتی از فرومایگی و ناامیدی به سر میبرم، اگر کسی به من حمله کند و به من آسیب برساند، با وجود این که جانم از دست میرود، خودم به عنوان شاهدی بر حقیقت باقی میمانم.
هوش مصنوعی: از سر بریدهاش، همچنان یک امید دارم؛ امید به اینکه لبی تکان بخورد و از او عذرخواهی کند.
هوش مصنوعی: آن مقام و جایگاهی که بتوانم با دعا، از کار فرشتهای که گناهان او را مینویسد، جلوگیری کنم.
هوش مصنوعی: چشم غیرت من پر از الماسهای ریز است، همچنان که هر گلبرگ که در خوابگاه او ریخته شده، برای من ارزشمند و گرانبهاست.
هوش مصنوعی: او به خاطر ناامیدی و اندوه، غم را بر چهرهام پاشیده و من همچون خاک کوچهای شدهام که اشکهایم از یاد او بر زمین ریخته است.
هوش مصنوعی: موهای او مانند لشکری از زیبایی است و این جای تعجب دارد که همین موها میتواند باعث شکست نیروهای عشق و زیبایی شود.
هوش مصنوعی: از درد و رنج دیگران غافل مشو، زیرا هر ستارهای در آسمان نشانهای از غم و اندوه اوست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مستغنی از می آیم ز جان نگاه او
ما را بس است کاسهٔ چشم سیاه او
ارباب جستجوی، به راهش سپرده اند
آن را که نیست دیدهٔ بینش به راه او
بدمستیی که چشم تو دیشب به کار برد
[...]
کو عبرت آگهی که به تحقیق راه او
جو شد ز چشم آبلهٔ پا نگاه او
چون شمع قطع ساز نفس مفت بیدلی
کزاشک تیغ آب دهد برق آه او
مأوا کشیدهایم به دشتی که تا ابد
[...]
بیچارهٔی که نیست بجز حق پناه او
آن کن که به شود ز تو حال تباه او
از خود مساز رنجه را کسی که سوی تو
گردد رها ز شصت خدا تیر آه او
بیداد گر هلاک شد و ماند برقرار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.