ای در زمان خط تو بازار فتنه تیز
انجام دور حسن تو آغاز رستخیز
جولانی تو راست که جولان ز لعب تو
صد رستخیز خاسته از هر نشست و خیز
هر روز میکند ز ره دعوی آفتاب
کشتی حسن با تو قدر لیک در گریز
داده خواص نافه به ناف زمین هوا
هرگه به جنبش آمده آن زلف مشگبیز
دانی که چیست دوستی و کوشش وصال
با جان خود خصومت و با بخت خود ستیز
تلخی صبر گفت ولی کرد آشکار
عذری ز پی بجنبش لبهای شهد ریز
هرچند آتشش بود افسرده محتشم
او تیز میکند به نگههای تیز تیز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت خاصی میپردازد که معشوق به همراه دارد. شاعر به بیان قدرت فتنه و تاثیری که عشق و زیبایی معشوق بر دل و روح انسان میگذارد، میپردازد. هر روز معشوق به گونهای خود را معرفی میکند که انسان را به وجد میآورد و با زلف مشکیاش دلها را به جنبش درمیآورد. همچنین، شاعر به چالشها و تلخیهای عشق و صبر در مسیر دستیابی به وصال اشاره میکند و در نهایت، به قدرت و شدت عشق و زیبایی معشوق، حتی در زمانهایی که به نظر میرسد خاموش شده، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ای در خط تو زمان، شور و هیجان برپا میشود و همزمان با زیبایی تو، فصل جدیدی از زندگی و بیداری آغاز میشود.
هوش مصنوعی: تو درست همانند جولانی هستی که بازی تو باعث شده است صدها قیامت از هر حرکت و جنبش برپا شود.
هوش مصنوعی: هر روز آفتاب با تو در رقابت است تا نشان دهد که حسن و زیبایی تو چقدر باارزش است، اما تو مدام از آن دوری میکشی.
هوش مصنوعی: موهبت خاصی که از درختان به زمین رسیده است، هر بار که نسیم به حرکت درآید، آن زلف معطر و زیبا را به جنبش در میآورد.
هوش مصنوعی: دوستی یعنی چه و تلاش برای رسیدن به محبوب، در حالی که با جان خود در حال جنگی و با شانس و سرنوشت خود در تضاد هستی.
هوش مصنوعی: صبر در دلش تلخی دارد، اما به وضوح دلیلش را میگوید. او به دنبال حرکتی است که لبهایش مملو از شیرینی را نشان دهد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه احساسات و اشتیاق او به شدت تحت فشار و افسردگی است، اما همچنان با نگاهی تند و نافذ، انرژی و هیجان بیشتری را به زندگیاش میآورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آزرده رفت مانا تاجالزمان ز ما
زیرا که وقت رفتن رفتم نگفت نیز
اسراف از او طمع نتوان داشت شرط نیست
لفظش درست و مرد حکیمست و در عزیز
چون خشم او شود گه کین و ستیز تیز
گردون کند نفیر که ای رستخیز خیز
از بیم آب روی تو در صف رستخیز
آتش نموده پشت و گرفته ره گریز
من در وفای عهد چنان کند نیستم
کز دامن تو دست بدارم به تیغ تیز
دیگر چه فتنه می کند این باد مشک بیز
گر عاقلی دلا به سوی بوستان گریز
از باد صبحدم به چمن بین شکوفه ها
بنشین به زیر آن و شکوفه به سر بریز
ای نور هر دو دیده بینا ز روی لطف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.