یک صبح ببام آی و ز رخ پرده برانداز
آوازه به عالم زن و خورشید برانداز
زه شد چو کمان تو پی کشتن مردم
گوزه ز کمان اجل ایام برانداز
بربند به شاهی کمر و طوق غلامی
در گردن صد خسرو زرین کمر انداز
بهر دل مشتاق مکش تیر ز ترکش
نخجیر چنین را به خدنگ دگر انداز
دی داشتم ای صید فکن طاقت ازین بیش
امروز خدنگ نظر آهستهتر انداز
در گفتن راز آن چه زبان محرم آن نیست
بر گردن آمد شد و پیک نظر انداز
ای زینت بالین رقیبان شده عمری
بر من که ز هم میگذرم یک نظر انداز
تا غیر بمیرد ز شعف یک شبم از وی
پنهان کن و در شهر توهم خبر انداز
در بحر هوس کشتی ما محتشم از عشق
تا غرق نگردیده تو خود را به در انداز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و احساسات عاشقانه میپردازد. شاعر به معشوق خود اشاره میکند و از زیباییاش و تاثیر او بر جان و دل خود سخن میگوید. او در کنار توصیف احساساتی چون عشق و شوق، به درد و رنج ناشی از جدایی و دوری نیز اشاره میکند. شاعر به نوعی از معشوق میخواهد که نگاه خود را به او بیندازد و از او خواسته میشود که در شرایط سخت خود را رها کند و به سوی عشق برود. به طور کلی، این شعر بیانگر شوق و التهاب عاشقانه و درد ناشی از جدایی است.
هوش مصنوعی: یک صبح به هنگام طلوع، چهرهات را نمایان کن و صدایت را به همه برسان. ای زن، همچون خورشید، نور و زیبایی را در اطراف پخش کن.
هوش مصنوعی: زمانی که تیر کمان تو به هدف میرسد، مردم به سوی مرگ میروند. مانند تیر مرگ که روزگار را به زمین میزند.
هوش مصنوعی: باید به مقام و موقعیت خود افتخار کنی و خود را به عنوان یک خدمتگزار درآوری، حتی اگر در خدمت افراد بزرگ و ثروتمند باشی. در این موقعیت، میتوانی به بزرگی گذشته و احترام به سلسله مراتب اعتراف کنی.
هوش مصنوعی: برای دل عاشق، تیر را از تیرکمان نزن، چون این کار را با دست دیگر انجام بده.
هوش مصنوعی: دیروز به چشمانت نگاه کردم و احساس کردم که دیگر نمیتوانم طاقت بیاورم. امروز با آرامش بیشتری به من نگاه کن، چون نمیتوانم بیشتر از این تحمل کنم.
هوش مصنوعی: در بیان کردن رازهایی که زبان نمیتواند آنها را بیان کند، باید احتیاط کرد و به دیگران نگاه کرد.
هوش مصنوعی: ای زیبا، که زیباییات دلرباست و بر رقیبان چیره شدهام، سالهاست که در جستجوی تو هستم. تنها یک لحظه به من نگاه کن تا از دنیای خودم فاصله بگیرم و به شوق تو بیفتم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دیگران از شادی و سرخوشی من بمیرند، یک شب مرا از دیدشان پنهان کن و در شهر شایعهای بساز.
هوش مصنوعی: در دریاچه تمایلات و آرزوها، کشتی ما به خاطر عشق ممکن است غرق شود، پس باید خودت را نجات دهی و از این وضعیت خارج شو.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سودای تک و تاز هوسها ز سر انداز
پرواز به جایی نتوان برد پر انداز
هرجا تویی آشوب همین دود و غبار است
از خویش برآ طرح جهان دگر انداز
شوریکه ز زیر و بم این پرده شنیدی
[...]
شیرین پسرا خیز و بساط دگر انداز
مسند بهگذرگاه نسیم سحر انداز
تا چهرهٔ زرین کنم از ساغر گلگون
گلفام می رنگین در جام زر انداز
امروز جز از باده گساری نبود کار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.