لشگر عشقت سیاهی میکند از دور باز
وای بر من کز سلامت میشوم مهجور باز
برشکست خیل طاقت ده قرار ای دل که کرد
پادشاه عشق برپا رایت منصور باز
تا به جای نوش بارد نیش بر ما خاکیان
فتنه مشتی خاک زد بر خانهٔ زنبور باز
من که با خود برده بودم شور از میدان عشق
آمدم اینک که میدان را کنم پرشور باز
گرچه حسن لنترانی بست راه آرزو
من همان صیت طلب میافکنم در طور باز
پای کوبان بر فراز بیستون عشق تو
کوه کن را لرزه میاندازم اندر گور باز
وه که در بازار رسوائی عشق پرده سوز
شاهدان از باده نابند نامستور باز
در برافکن دیگر ای دل جوشن طاقت که نیست
از کمین بر من کمانکش بازوی پرزور باز
زان خط نو خیز بر خیل سلیمان خرد
خوش شکستی خواهد آوردن سپاه مور باز
گر چنین خواهد نمودن کوکب عشقم طلوع
ملک دل را سربه سر خواهد گرفتن نور باز
با وجد فقر از اقبال عشقش محتشم
چند روزی فخر خواهد کرد بر جمهور باز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق سخن میگوید. او به دوری و جدایی از معشوق اشاره میکند و از شدت عشق و شور و شوق خود میگوید. به نظر میرسد که عشق او تأثیر عمیقی بر زندگیاش گذاشته و باوجود مشکلات و ناکامیها، همچنان راهی برای ادامه این عشق و شور پیدا میکند. او به قدرت و زیبایی عشق اشاره میکند و این احساسات را در قالب تصاویری قوی و بینظیر بیان میکند. در نهایت، شاعر از فقر و ناچیزی خود در برابر عظمت عشق سخن میگوید و نشان میدهد که عشق میتواند انسان را بر افراز کند و به او افتخار بخشد.
هوش مصنوعی: لشکر عشق تو از دور نمایان میشود و من نگرانم که از این دوری و بیتوجهی، دیگر به سلامتی نرسم و دچار غم و ناامیدی شوم.
هوش مصنوعی: دل، آرام بگیر و خسته نشو، چرا که عشق قدرتی دارد و دوباره میتواند پیروزیهای بزرگ به دست آورد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که به جای شیرینی و لذت، درد و نیش زندگی را تجربه کنیم، روی زمین مملو از مشکلات، مانند گروهی از خاکیان، باعث زحمت و گلایه برای دیگران میشویم.
هوش مصنوعی: من از ابتدا شور و هیجان عشق را با خود داشتم، حالا که به میدان عشق بازگشتهام، میخواهم دوباره آن احساسات را در اینجا زنده کنم.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه زیبایی تو راه رسیدن به آرزوهایم را مسدود کرده، من همچنان در جستجوی شهرت و نام نیکو هستم و آن را در دامن طبیعت میافشانم.
هوش مصنوعی: با شور و شادی بر بالای بیستون، عشق تو باعث میشود که کوه کن را به لرزه درآورم و در همان حال در گور بیدار شوم.
هوش مصنوعی: در بازار عاشقی، عشق چنان آشکار است که گواهانی که از شراب ناب مست هستند، پردهها را کنار زده و چیزی را پنهان نمیکنند.
هوش مصنوعی: ای دل، دیگر تحمل کن که دیگر تاب این کمین را ندارم. کماندار قوی، گویی در کمین من نشسته است.
هوش مصنوعی: از آن خط خوش که نوظهور است، سپاه سلیمان با خرد و نیکویی به جلو میآید و در آینده دستاوردهای بزرگتری خواهد داشت.
هوش مصنوعی: اگر ستاره عشق من چنین درخشان شود، تمام نور دل را در بر خواهد گرفت و وجود آن را ستم میکند.
هوش مصنوعی: اگرچه در فقر و تنگدستی به سر میبرم، اما عشق او باعث میشود که مدتی از این حال خوشحال باشم و بر دیگران افتخار کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.