دی به شیرین عشوه هر دم سوی من دیدن چه بود
وز پی آن زهر از ابرو چکانیدن چه بود
گر نبودی بر سر آتش ز اعراض نهان
همچو موی خویشتن بر خویش پیچیدن چه بود
گربدی از من نمیگفتند خاصان پیش تو
تیر تیز اندر حکایت سوی چه بود
ور نبودی بر سر آزار من در انجمن
حرف جرمم یک سر از بدخواه پرسیدن چه بود
گر به دل با من نبودی بذر طعنم غیر را
منع کردن وز قفا چشمک رسانیدن چه بود
بزم خاصی گر نهان از من نمیآراستی
بی محل اسباب عیش از بزم برچیدن چه بود
گر نبودت در کمان تیر غضب مخصوص من
چین برد ابرو در رخ اغیار خندیدن چه بود
دی به بزم از غیر آن احوال پرسیدن نداشت
من چو واقف گشتم آن خاموش گردیدن چه بود
محتشم را گر نمیدانستی از نامحرمان
پش غیر از وی جمال راز پوشیدن چه بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات و زجرهای عاشقانه فردی است که به نبود محبت و توجه معشوق میپردازد. شاعر به معشوقش اشاره میکند و از او میپرسد که چرا در حضور او به دیگران نگاه میکند و چرا در دلم به او محبتی ندارد. او از تناقضاتی که در رفتار معشوق میبیند گلایه میکند و به نکات ظریفی از عشق و آزارهای ناشی از آن اشاره میکند. در نهایت، شاعر به حسادت و ناخرسندی خود از رفتارهای معشوق در مجلس بزم دیگران اشاره میکند و خواهان توضیح دربارهٔ این مسائل است.
هوش مصنوعی: دیروز که با ناز و جاذبهات به سمت من آمدی، چه معنایی داشت و چرا بعد از آن با چشمهای پر از زهر به من نگاه کردی؟
هوش مصنوعی: اگر بر آتش نبودی و از آن دوری میکردی، چطور میتوانستی به یکتا بودن و پیچیدگی خودت پی ببری؟
هوش مصنوعی: برخی از افراد خاص و نزدیک به تو درباره من حرفهایی میزدند که مانند تیر تیز به دل مینشیند، ولی قصهاش به کجا میرسید؟
هوش مصنوعی: اگر کسی در جمع بر من ظلم نمیکرد، بهراحتی هیچکس از بدخواهیهایم نمیپرسید.
هوش مصنوعی: اگر در دل تو نسبت به من احساس خوبی نبوده، چرا باید به دیگران اجازه میدادی که به من طعنه بزنند؟ و آنچه از پشت سر با ناز و چشمک به من میرسید، چه معنی داشت؟
هوش مصنوعی: اگر در این ضیافت خاص چیزی از من مخفی نمیماند، پس چرا بدون دلیل وسایل شادی را از این مهمانی جمع میکنی؟
هوش مصنوعی: اگر تو در کمان تیر غضب من نباشی، پس چه دلیلی دارد که دیگران با لبخند، ابروهای خود را به حالت چینی درآورند؟
هوش مصنوعی: در روز جشن، جرات نداشتم از دیگران حال و احوال او را بپرسم. اما وقتی که به حقیقت پی بردم، دیگر نمیتوانستم سکوت کنم و تنها نظارهگر بمانم.
هوش مصنوعی: اگر محتشم را نمیشناختی، در میان نامحرمان چه جای دیگری بود که جز او زیبایی را با راز و مستوری در خود بپوشاند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دی چو دید آن مه مرا از راه گردیدن چه بود
وان روان بگذشتن آنگه باز پس دیدن چه بود
با رفیقان گر نه رمزی داشت از من در میان
آن اشارت کردن پنهان و خندیدن چه بود
بی دلی می گفت دی کان ماه را خانه کجاست
[...]
دی براهم دیدن و آنگاه نادیدن چه بود؟
روی گردانیدن و از راه گردیدن چه بود؟
گر نه در دل داشتی کز رشک گریم زار زار
پیش من رخ در رخ اغیار خندیدن چه بود؟
خواستی کز ساغر حسرت خورم خون جگر
[...]
دی ز شوخی بر من آن توسن دوانیدن چه بود
نارسیده بر سر من باز گردیدن چه بود
تشنهای را کز تمنا عاقبت میسوختی
آب از بازیچهاش بر لب رسانیدن چه بود
خستهای را کز جفا میکردی آخر قصد جان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.