گنجور

 
هلالی جغتایی

دی براهم دیدن و آنگاه نادیدن چه بود؟

روی گردانیدن و از راه گردیدن چه بود؟

گر نه در دل داشتی کز رشک گریم زار زار

پیش من رخ در رخ اغیار خندیدن چه بود؟

خواستی کز ساغر حسرت خورم خون جگر

ور نه در بزم رقیبان جرعه نوشیدن چه بود؟

من نمی دانم که این خشم ترا تقریب چیست؟

خود بگو آخر که: بی تقریب رنجیدن چه بود؟

دوش در کویت ببیماری فگندم خویش را

تا نگویندم که: شب تا روز نالیدن چه بود؟

خانه اغیار را پرسید و من مردم ز رشک

دوستان، پرسید زو کین خانه پرسیدن چه بود؟

بی مه رویش، هلالی، زار گشتی عاقبت

با چنین نامهربانی مهر ورزیدن چه بود؟

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
جامی

دی چو دید آن مه مرا از راه گردیدن چه بود

وان روان بگذشتن آنگه باز پس دیدن چه بود

با رفیقان گر نه رمزی داشت از من در میان

آن اشارت کردن پنهان و خندیدن چه بود

بی دلی می گفت دی کان ماه را خانه کجاست

[...]

محتشم کاشانی

دی به شیرین عشوه هر دم سوی من دیدن چه بود

وز پی آن زهر از ابرو چکانیدن چه بود

گر نبودی بر سر آتش ز اعراض نهان

همچو موی خویشتن بر خویش پیچیدن چه بود

گربدی از من نمی‌گفتند خاصان پیش تو

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از محتشم کاشانی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه