سبک جولان سمندی کان پری در زیر ران دارد
به رو بسیار میلرزم که باری بس گران دارد
من سر گشتهٔ بی دست و پا گرچه عنانش را
به میلش میکشم از یک طرف نازش عنان دارد
خدنگی کز شکاری کرده دشت عشق را خالی
هنوز از ناز ترک غمزهٔ او در کمان دارد
ندارد جز هوای برّ مجنون محمل لیلی
زمام ناقه محمل کش اما ساربان دارد
چه بودی گر نبودی پایبست تربیت چندین
سبک پرواز شاهینی که قصد مرغ جان دارد
تو هستی یوسف اما نیست یعقوب تو معصومی
که از آسیب گرگت زاری او در امان دارد
به کذبت تا نگردد جامهٔ معصومی آلوده
حذر کن خاصه از گرگی که سیمای شبان دارد
ز جام حسن حالا سر خوشی اما نمیدانی
که این رطل گران در پی خمار بیکران دارد
از آن آتش زبان دیگر چه داری محتشم در دل
مگر تا عاشق از وی سر دل اندر زبان دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و احساسات عمیق انسان است. شاعر از سبک زندگی و احوالات عاشقانه خود میگوید و به سختیها و زیباییهای عشق اشاره میکند. او به رفتار نازک و حساس معشوق اشاره کرده و تنهایی و بیدستی خود را در برابر عشقش توصیف میکند. همچنین، به خطرات و چالشهایی که ممکن است در عشق پیش بیاید، مانند آسیبپذیری و وسوسهها، اشاره دارد. در نهایت، شاعر با اشاره به این که عشق ممکن است انسان را تحت تأثیر قرار دهد، قلب و دل عاشق را در مقابل خطرات جهانی مستحکمتر میکند.
هوش مصنوعی: اسبهایی که به سبک و با شتاب میدوند، مانند سمندی هستند که در زیر رانش دختری پریچهره را دارد. من به شدت میلرزم و نگرانم، زیرا این بار سنگین و مسئولیت بسیار زیادی را بر دوش دارم.
هوش مصنوعی: من دلبسته و گیج یک معشوق بیتوجه هستم، هرچند که سعی میکنم بر افکار و احساساتش مسلط شوم، اما از سوی دیگر، زیبایی و ناز او مرا تسخیر کرده است.
هوش مصنوعی: یک تیر که از شکاری به دشت عشق پرتاب شده، هنوز از زیبایی و لذت ناز چشمهای او خالی نیست و در دل خود تیرگی غمزهاش را نگه داشته است.
هوش مصنوعی: مجنون تنها به عشق لیلی میاندیشد و او را در دل خود جای داده است. ولی در عین حال، شخصی که سکان کاروان را در دست دارد، بر اسبی سوار است و مسئولیت حمل و نقل را بر عهده دارد.
هوش مصنوعی: اگر تو پایبند به تربیت و آموزش نبود، چه حالتی پیدا میکردی؟ تو در واقع مانند پرندهای هستی که در تلاش برای پرواز به سوی آسمان است و باید در این مسیر مهارتها و اصولی را فرا بگیرد.
هوش مصنوعی: تو مانند یوسف هستی، اما یعقوبی در کار نیست. تو معصوم هستی و آسیبهای گرسنگی و مشکلات نمیتوانند به تو آسیبی برسانند.
هوش مصنوعی: از دروغ پرهیز کن تا لباس پاکی و معصومیت آلوده نشود، بهویژه از گرگی که خود را به شکل چوپان درآورده است.
هوش مصنوعی: از میگساری و شادی و لذت در حال حاضر برخوردار هستی، اما نمیدانی که این شادابی و خوشحالی، به دنبال خود گرانباری و حالتهای ناخوشایند فراوانی دارد.
هوش مصنوعی: آیا غیر از آتش عشق در درونت چیزی داری که دل عاشق را به زبان بیاورد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر موری سخن گوید، و گر مویی روان دارد
من آن مور سخن گویم، من آن مویم که جان دارد
تنم چون سایه مویست و دل چون دیده موران
ز هجر غالیه مویی، که چون موران میان دارد
اگر مر آب و آتش را مکان ممکن بود مویی
[...]
اگر ذاتی تواند بود کز هستی توان دارد
من آن ذاتم که او از نیستی جان و روان دارد
وگر هستی بود ممکن که کم از نیستی باشد
من آن هستم که آن از بینشانیها نشان دارد
وگر با نقطهای وهمم کسی همبر بود او را
[...]
غلام آن سبکروحم که با من سر گران دارد
جوابش تلخ و پنداری شکر زیر زبان دارد
مرا گر دوستی با او به دوزخ میبرد شاید
به نقد اندر بهشتست آن که یاری مهربان دارد
کسی را کاختیاری هست و محبوبی و مشروبی
[...]
هوای بوستان خوش گشت و باده لطف جان دارد
کنون هر کس که جان دارد، هوای بوستان دارد
سحرگه بکر غنچه ها باده ها خورده ست در پرده
همه سرخی رو بدهد گواهی، گر نهان دارد
کنون دل بستگی غنچه با گل، کی نهان ماند؟
[...]
نگارا دل همیخواهد که عشقت را نهان دارد
ولیکن اشک را نطق است و رنگ رو زبان دارد
اگر چه آتش مجمر ندارد شعلهٔ پیدا
ولیکن عود نتواند که دود خود نهان دارد
کسی کز درد عشق تو ندارد زندگیِّ دل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.