منم کز دل وداع کشور امن و امان کردم
ز ملک وصل اسباب اقامت را روان کردم
منم کانداختم در بحر هجران کشتی طاقت
رسیدم چون به غرقاب بلا لنگر گران کردم
منم کاورد کوه محنتم چون زور بر خاطر
تحمل را به آن طاقت شکن خاطرنشان کردم
منم کاویخت چون هجران کمان خویش از دعوی
بزور صبر جرات در شکست آن کمان کردم
منم کز صرصر هجران چه شد میدان غم رفته
ز دعوی با صبا آسودگی را همعنان کردم
منم کایام چون گشت از کمان کین خدنگ افکن
فکندم جوشن طاقت ببر خود را نشان کردم
منم کز سخت جانی بر دل هجران گزین خود
جفا را جرات افزودم بلا را کامران کردم
منم صبر آزمائی کز گرههای درون چون نی
کمر بستم به سختی ترک آن نازک میان کردم
منم مرغی که چون بر آشیانم سنگ زد غیرت
به بال سعی پرواز از زمین تا آسمان کردم
منم کز گفتن نامی که میمردم برای آن
چو شمع از تیغ غیرت نطق را کوتهزبان کردم
منم کز محتشم آئین صبر آموختم اول
دگر سلطان غیرت هرچه فرمود آنچنان کردم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که دربارهٔ احساسات عمیق و درد ناشی از جدایی و هجران سخن میگوید. شاعر از وضعیت خود در این حالت میگوید که از سرزمین امن و آرامش دور شده و با چالشهای بزرگ و سختیها مواجه است. او از احساسات خود مانند غم و تحمل مینویسد و به جرات و صبر خود در مقابل مشکلات اشاره میکند. شاعر به قیاسهای مختلفی از جمله دریا، کوه، و پرنده استفاده میکند تا عمق درد و مبارزه خود را به تصویر بکشاند و در نهایت به آموختن صبر و غیرت میپردازد. این شعر به خوبی نشاندهندهٔ چشمانداز تلخ و عاطفی انسان در مواجهه با جدایی و مصائب زندگی است.
هوش مصنوعی: من کسی هستم که از دل، بهخاطر ترک کردن سرزمین امن و آرامش، از سرزمین وصال و پیوند، تمام وسایل اقامتم را به راه انداختم.
هوش مصنوعی: من در دریای جدایی قایقی ساختهام و وقتی به عمق مشکلات و گرفتاریها رسیدم، لنگر سنگینی را انداختم تا بتوانم در آنجا بمانم.
هوش مصنوعی: من شبیه کوه سختیها هستم، زیرا با وجود تمام فشارها و مشکلات، بر ذهنيت خود تسلط یافتهام و به خودم یادآوری کردهام که میتوانم آنها را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: من مانند کمانداری هستم که به خاطر جدایی، کمان خود را کشیدهام و با وجود اینکه صبر و استقامت میکنم، به خاطر شکستن آن کمان جرات به خرج میدهم.
هوش مصنوعی: من کسیام که از وزش سخت و سرد جدایی آگاه هستم. احساس غم و درد از من دور شده و با نسیم صبحگاهی، آرامش را به هم آوردهام.
هوش مصنوعی: من همان کسیام که وقتی از کمان رزم تیر را پرتاب میکنم، به مانند یک جنگجو زره خود را به نمایش میگذارم و قدرت و توانایی خود را نشان میدهم.
هوش مصنوعی: من آن کسی هستم که به خاطر دلتنگی و دوری از محبوب، سختیهای زندگی را بر خود هموار کردهام و勇ت پیدا کردهام تا با بیرحمی و مصیبتها روبرو شوم و آنها را به پیروزی تبدیل کنم.
هوش مصنوعی: من، صبوری هستم که با دردهای درون خود، مانند نی، کمرم را محکم بستهام و با سختی آن بخش نازک و آسیبپذیر را ترک کردم.
هوش مصنوعی: من مرغی هستم که وقتی بر لانهام سنگ پرتاب کردند، به خاطر غیرتم سر از پا نمیشناسم و با تلاش بسیار سعی میکنم از زمین به آسمان پرواز کنم.
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که به خاطر نامی که برای آن جان میدادم، مانند شمعی که از تلخی غیرت شعلهاش خاموش میشود، زبانم را به سکوت فرو بردم.
هوش مصنوعی: من کسی هستم که از محتشم یاد گرفتم صبر کنم. هرچه سلطان غیرت به من گفت، بدون تردید انجام دادم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بنایی از حباب اشک چشم خون فشان کردم
هوایت را درو از دیده مردم نهان کردم
ز جان بیرون نمی شد لذت عشقت بآسانی
مرا گفتی که ترک عشق من کن ترک جان کردم
دل خون گشته میل خاک پایت داشت دانستم
[...]
ز هر نوعی که خاطرخواه او بود آنچنان کردم
که تا با خود به رغم دشمنانش مهربان کردم
ز شرح اشتیاق دوست، تا حرفی بیان کردم
سراپا خویشتن را چون قلم صرف زبان کردم
چنان کاول شناساند الف، استاد کودک را
من اول ناوک او را، به دل خاطر نشان کردم
شدم در مکتب دل تا گلستان خوان حسن او
[...]
اگر حرفی ز سوز آتش عشقش بیان کردم
به رنگ شمع محفل خویش را صرف زبان کردم
فغانم از گداز آتش غم اشک حسرت شد
بحمدالله که درس ناله را امشب روان کردم
کشیدم بر سر آخر پردهٔ رسوایی عشقش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.