گه نخجیر زوبین چنگ قوشم
نماید صید دل تاراج هوشم
کبوتر چیست شاهین قوی چنگ
بود چون صعوده در چنگال قوشم
پری از وی به صد مرغ بهشتی
اگر بدهم بسی ارزان فروشم
صدای شهپرش هنگام پرواز
چون صوت قدسیان آید به گوشم
چو این فرخنده طایر گشت رامم
مدام از جام عشرت باده نوشم
سرودم از زبان خواجه این نظم
از آن رو دلربا آمد خروشم
امین خلوت شاه زمانه
امیر نیک خوی جرم پوشم
دعای دولت شه روزگاری است
بود ورد زبان هرشب چو دوشم
نیارم دم زدن نزد امینی
محیطا زآن سبب دایم خموشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات و اندیشههای خود را درباره پرندگان و زیبایی پرواز آنها به تصویر میکشد. او کبوتر و شاهین را توصیف میکند و تشبیهاتی به زیبایی و قدرت آنها دارد. شاعر همچنین به بادهنوشی و لذت از زندگی اشاره میکند و از وجود یاری وفادار که نماد امنیت و آرامش است، یاد میکند. در پایان، شاعر به دعا و آرزوهای خوب برای دیگران میپردازد و به دلیل وجود این امین، خود را در سکوت و آرامش میبیند.
هوش مصنوعی: هر گاه که نیزهام مانند پرندهای در پی شکار برمیخیزد، دل من به خاطر هوش و ذکاوتش به تصرف در میآید.
هوش مصنوعی: کبوتر چه ارزشی دارد، زمانی که شاهینی با قدرت و قدرت چنگال وجود دارد. من مانند قوشی در اوج در چنگال این شاهین هستم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم یک پری را به یکصد پرنده بهشتی بفروشم، این کار را خیلی ارزان انجام میدهم.
هوش مصنوعی: هنگام پرواز او، صدای بال زدنش مانند آواز فرشتگان به گوشم میرسد.
هوش مصنوعی: وقتی این پرنده خوشبخت و خوشحال در دسترسم قرار میگیرد، همیشه از جام شادی و عشق مینوشم.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت اثر اشاره دارد و میگوید که به دلیل سخنانی که از زبان یک استاد یا شخص محترم بیان شده، این شعر بسیار دلنشین و دلربا به نظر میرسد. همچنین، بیان احساساتی و شور و شوق نیز در این شعر حس میشود.
هوش مصنوعی: من رازدار و نگهبان محرمانههای دربار و زمانهام و انسانی نیکوکار و درستکار هستم که گناهانم را میپوشانم.
هوش مصنوعی: دعای روزی و سازگاری با زندگی، در هر شب به یاد میآید و همچون شب گذشته در زبانها جاری است.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم در نزد کسی که محیطش امن است، صحبت کنم؛ به همین دلیل همیشه سکوت کردهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من آنگه باز یابم صبر و هوشم
که خوش گفتار تو آید به گوشم
تو دلخر باش تا من جان فروشم
تو ساقی باش تا من باده نوشم
بسی کوشیدهام تا چند کوشم
کنونش گر تو خواهی میفروشم
چو شد فاش، این حکایت را چه پوشم؟
برآرم دست و با مهرت بکوشم
همان بهتر که راز دل بپوشم
شکیبائی کنم، در صبر کوشم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.