گنجور

 
محیط قمی

فروغ بزم جهان نمود وجه حسن

جمال دولت اسلام کاظم بن حسن

سپهر شوکت و حشمت جهان عز و جلال

مه سپهر مهی شمع خاندان کهن

گرانبها گهر بحر دولت ایران

که نقد جان بودش کمترین بها و ثمن

سلیل فرخ مستوفی الممالک راد

وزیر کافی روشن دل نکو دیدن

به فرخی حسبش چون نسب بود عالی

بسان گوهر جان باشدش مبارک تن

بدند جمله نیاکان باب و مام او را

شهان روی زمین صدور اهل زمن

نیای امی او هست ناصرالدین شاه

غریق رحمت حق خسرو جنان مسکن

مهین نیای ابی صدر اعظم ماضی

عزیز مصر شرف خواجه یوسف بن حسن

جلیله مادر وی عصمت الملوک بود

که شرح منقبتش را زبان بود الکن

به روز دوم عشر سوم مه شوال

زجلوه بزم جهان کرد غیرت گلشن

ز روز جمعه دو ساعت گذشته در طهران

فروغ بزم جهان را نمود وجه حسن

مکان به برج حمل داشت مهر و ماه به جدی

زآفتاب رخش گشت چون جهان روشن

به فرق منتظران گشت آن همایون فال

به سال نیک تخافوی ئیل سایه فکن

قرین طالع مسعود گشت چون مولود

به مجمعی پی تاریک سال رفت سخن

به فرّخی پی تاریخ او سرود محیط

دهد به ملک جهان زیب کاظم بن حسن

همیشه تا بود از گل طراوت گلزار

مدام تا که زسرو سهی است زیب چمن

قرین مام و پدر در پناه حجّت عصر

به کامرانی ماناد سالم و ایمن

به هرچه رأی نماید مدد رسد او را

ز لطف حق ملک العرش ایزد ذوالمن

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عنصری

فرو شکن تو مرا پشت و زلف بر مشکن

بزن تیغ دلم را ، بتیغ غمزه مزن

چو جهد سلسله کردی ز بهر بستن من

روا بود ، بزنخ بر مرا تو چاه مکن

بس آنکه روز رخ تو سیاه کردم روز

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عنصری
فرخی سیستانی

خدای داند بهتر که چیست در دل من

ز بس جفای توای بیوفای عهدشکن

چو مهربانان در پیش من نهادی دل

نبرد و برد دلم جز به مهربانی ظن

همی ندانست این دل که دل سپردن تو

[...]

ازرقی هروی

ز تاب عنبر با تاب بر سهیل یمن

هزار حلقه شکست آن نگار عهدشکن

چه حلقه ای ؟ که معلق نهاد دام بلا

چه عنبری ؟ که معنبر نمود اصل فتن

گهی ز نافۀ مشکست ماه را زنجیر

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۵۳ مورد هم آهنگ دیگر از ازرقی هروی
قطران تبریزی

هوا همی بنکارد بحله روی چمن

صبا همی بطرازد بدر شاخ سمن

سمن شکفته فراز چمن چو روی صنم

بنفشه خفته بزیر سمن چو پشت شمن

زمین بخندد هر ساعتی چو چهره دوست

[...]

مشاهدهٔ ۱۸ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
مسعود سعد سلمان

چرا نگرید چشم و چرا ننالد تن

کزین برفت نشاط و از آن برفت وسن

چنان بگریم کم دشمنان ببخشایند

چو یادم آید از دوستان و اهل وطن

سحر شوم ز غم و پیرهن همی بدرم

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۴۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه