هنوز از نالهام بنیادِ جان نابود میگردد
هنوز از آه من شبها جهان پُر دود میگردد
هنوز از بس هجوم درد و غم در سینه تنگم
همه شب تا سحر راه نفس مسدود میگردد
بلای عشق طرح دوستی افکند و میدانم
که آخر دشمن این جانِ غمفرسود میگردد
ز غمزه چند بر هستی ما ناوک زنی؟ رحمی!
که این صحرا پُر از پیکانِ زهرآلود میگردد
نگویم دل در این ویرانه تن دشمنی دارم
که هر روزم از آن بنیاد جان نابود میگردد
به دردی سر به سر کردی دو عالم شادباش ای دل
که در سودای عشق آخر زیانها سود میگردد
ز زلف خویش زنجیری بیا بر گردن شب نِهْ
که باز امشب به رغم من فلک خوشرود میگردد
به طنز اشراق را گویی که خوشنودی ز ما یا نه
بلی از چون تو خونخواری کسی خشنود میگردد؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و غم ناشی از عشق میپردازد. شاعر از نالهها و آههایی سخن میگوید که باعث ویرانی روحش میشود و شبها را پر از دودی میکند. احساس میکند که با هجوم درد و غم، تنفسش مختل شده و عشقش به دوستی تبدیل به دشمنی شده است. او به وجود پیکانهای زهرآلود عشق اشاره میکند و از ویرانی روحش مینالد. شاعر به دلش یادآوری میکند که در این عشق سخت، در نهایت زیانها به سود تبدیل میشود. در انتها، او به زنجیری از زلف معشوق اشاره میکند و نگرانیاش را از شادی فلک در این زمینه ابراز میدارد. به طور کلی، شعر بیانگر تضاد عشق و درد، و انتظار برای تسکین و آرامش است.
هوش مصنوعی: نالههایم همچنان جانم را به خطر میاندازد و هنوز آههای من باعث میشود شبها دنیا پر از دود و غم شود.
هوش مصنوعی: درد و غم به قدری در دل من سنگینی میکند که تمام شب تا صبح احساس خفگی و تنگی نفس دارم.
هوش مصنوعی: عشق باعث شد که دوستی و رابطهای به وجود بیاید، اما میدانم که در نهایت، آن کسی که در این رابطه دوست به نظر میرسد، ممکن است دشمن حقیقی این روح آزرده من شود.
هوش مصنوعی: چند بار با نگاههای زیبا و جذابت به ما آسیب میزنی؟ کاش کمی رحم کنی، زیرا این دنیا پر از تیرهای زهرآلود میشود.
هوش مصنوعی: من نمیگویم که در این ویرانه دلی دارم که هر روز به خاطر آن، جانم نابود میشود.
هوش مصنوعی: به خاطر درد و رنجی که تحمل کردهای، به تو و به دنیا تبریک میگویم ای دل! چون در آرزوی عشق، در نهایت زیانها به نفع تبدیل میشوند.
هوش مصنوعی: از موهای خود زنجیری بساز و آن را به گردن شب بینداز، زیرا امشب با وجود من، ستارهها به دور خود خوش میچرخند.
هوش مصنوعی: ظاهراً این ظرافت را به طنز بیان کرده که آیا خوشنودی تو از ما مهم است یا نه. همچنین سوالی مطرح میکند که آیا کسی میتواند از خشنودی یک فرد خونآشام خوشحال شود؟ این به نوعی به تضاد در احساسات و رفتار اشاره دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هنوزت ناز گرد چشم خوابآلود میگردد
هنوز از تو شکیب عاشقان نابود میگردد
چرا دیوانگی نارد مرا در گرد کوی او؟
که در هر گوشه چندین جان ناخشنود میگردد
به صد جان بندهام آن غمزه را با آنکه میدانم
[...]
خط مشکین که بر گرد رخت چون عود میگردد
بدان ماند که در بالای آتش دود میگردد
ز تاب مهر تابان جمالت پرتوی دارد
شب این مشعل که بر ایوان دود اندود میگردد
صباگویی که از چین سر زلف تو میآید
[...]
نداری غم، دلم گر از تو ناخشنود میگردد
ز بس کز ناامیدیها تسلّی زود میگردد
چنان در جنگ داد بیوفایی داد آن بدخو
که نام آشتی نشنیده شرمآلود میگردد
به راه انتظارش هر دم از بیاعتمادیها
[...]
هوس پروانه است اما به گرد دود میگردد
نظر خوبست اما دل غبارآلود میگردد
ز کاوشهای مژگان تو پرخون دیدهای دارم
که گر شویم به آب بحر خونآلود میگردد
دلم را کرده ذوقت خوش دگر نگذارم از دستش
[...]
دلم در عاشقی با زخم زهر آلود می گردد
که از دنبال درد آوارهٔ بهبود می گردد
به مرهم کلفتی نو می شود، هر گه که می بینم
که داغ سینهٔ پروانه آتش سود می گردد
ز طالع تا قیامت برگ غم دارم ، ولی داغم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.