غم بگذرد از من چو به من برگذری تو
آن لحظه شوم شاد که در من نگری تو
از نازکیِ پایِ تو ای یارِ دلِ من
رنجه شود ار سوسن و نسرین سپری تو
وین دیدهٔ روشن چو من از بهر تو خواهم
خواهم که بدین دیدهٔ روشن گذری تو
ای ناز جهان پیرهنی دوختی از ناز
بیم است که این پردهٔ رازم بدری تو
از غایتِ خوبی که دگر چون تو نبینم
گویم که همانا ز جهانِ دگری تو
بخْریده غمت من به دل و جان و تو دانی
شاید که دل و جانِ من از غم بخری تو
ز اندازه همی بگذرد این رنج و تو از من
چون بشنوی آن قصه بدان برگذری تو
از خود خبرم نیست شب و روز ولیکن
دارم خبر از تو که ز من بیخبری تو
سرمایهٔ این عمر سر است و جگر و دل
رنجِ دل و خونِ جگر و دردِ سری تو
چون زهر دهی پاسخ و چون شهد خورم من
وین از تو نزیبد که به دولت شکری تو
هر چند که کردی پسرا عیشِ مرا تلخ
در جمله همی گویم شیرینپسری تو
بیدادگری کم کن و اندیش که امروز
در حضرت شاه ملک دادگری تو
بیدادگران جان نبرند از تو و ترسم
کز شاه چو بیداد کنی جان نبری تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساس غم و ناکامی خود اشاره میکند و میگوید که این غم با نگاه معشوقهاش میتواند از بین برود. او از زیبایی و لطافت معشوق حرف میزند و معتقد است که فقط با یک نگاه از طرف او، میتواند شاد شود. او به ناز و کرشمه معشوق اشاره میکند و میگوید که این ناز، گاهی ممکن است باعث آسیب به گلها شود. شاعر در بین ابیات، به غم و اندوه خود اشاره میکند و از اینکه ممکن است معشوق نسبت به دلتنگیهای او بیخبر باشد، ابراز نگرانی میکند. در نهایت، او از مهربانی معشوق و تأثیر مثبت او بر زندگیاش صحبت میکند و درخواست میکند که ای کاش معشوق از بیدادگری دست بردارد و مقامی را که حق اوست، برایش حفظ کند.
در کل، شعر بیانگر عشق، غم، و امید به بازگشت شادی از طریق ارتباط با معشوق است.
هوش مصنوعی: غم از من دور خواهد شد هنگامی که تو به من نگاهی بیندازی. در آن لحظه من شاد خواهم بود.
هوش مصنوعی: پای لطیف و نازک تو، ای محبوب دل من، باعث میشود که گلهای زیبا و خوشبو مانند سوسن و نسرین تحت تأثیر قرار گیرند و رنج ببرند.
هوش مصنوعی: این چشم روشن من به خاطر تو آماده است و انتظار دارم که تو از این چشم روشن عبور کنی.
هوش مصنوعی: ای زیبای دنیا، تو از ناز و زیبایی خود پیراهنی بافتی، اما من نگرانم که این پردهٔ راز من، تو را از خود دور کند.
هوش مصنوعی: از آن حد از خوبی که تو داری، نمیتوانم هیچکس دیگری مانند تو را ببینم، پس میگویم که تو از جهانی دیگر هستی.
هوش مصنوعی: غم تو کاملاً وجودم را پر کرده و تو میدانی که دل و جان من چقدر تحت تأثیر این غم قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: این رنج و سختی از حد و اندازهاش فراتر میرود و وقتی تو داستان آن را بشنوی، به نوعی از آن عبور خواهی کرد.
هوش مصنوعی: من از حال خودم در روز و شب خبر ندارم، اما میدانم که تو از حال من بیخبری.
هوش مصنوعی: سرمایهٔ زندگی انسان، شامل سر و دل و احساسات اوست که همهٔ اینها در مقابل رنجها و سختیهای عشق و دردهای ناشی از آن قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی پاسخ تو مانند زهر است و من مانند عسل آن را میخورم، این وضعیت برای تو شایسته نیست، چرا که در وجود تو نعمت و شکری نهفته است.
هوش مصنوعی: هرچند که تو باعث شدی که زندگیام تلخ شود، اما باز هم از صمیم قلب میگویم که پسر بودن تو برایم خوشایند و شیرین است.
هوش مصنوعی: اینان ظلم و ستم را کمتر کن و به این فکر کن که امروز در پیشگاه شاه، عدالت و انصاف تو مورد توجه است.
هوش مصنوعی: بیدادگران از تو جان نمیگیرند، اما من نگرانم که اگر تو نیز مانند شاه ظلم کنی، جانت را از دست بدهی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.