افتخار اهل تیغ ای صاحب اهل قلم
شمع سادات عرب خورشید احرار عجم
ای امین شاه غازی صاحب دیوان هند
روشن از رای تو بینم کار تاریک حشم
ای عمید ملک سلطان بوالفرج اهل فرج
ناصر دین و دیانت خواجه نصر روستم
گنج دانش دایم از بحر دلت پر گوهر است
باغ طبع اهل فضلت گشت چون باغ ارم
چاکر کلک تو گشته بنده رایت شده
هر که هست اندر همه عالم ز اعیان محتشم
جاودان بشکفته بستان گل اقبال تو
زانکه دارد باغ ایران ز ابر تو همواره نم
جاه تو بر اوج کیوان سر برآورد از زمین
جود تو بر فرق فرقد بر نهاد ایدون قدم
آب مهر دوستانت خورده زان خوش گشت عود
خون بدخواهانت خورده گشت از آن رنگین بقم
ناصحان پیوسته از فر تو شاد و بی غمند
حاسدان همواره ز اقبال تو در تیمار و غم
چون تو در عالم نیامد صاحبی با داد و دین
گشته ای از داد و دین اندر همه عالم علم
تا دلت شد بحر معنی لفظ تو در و گهر
خوار شد پیش دل و دستت همه زر و درم
تا تو را دادار داد انصاف و داد اندر جهان
گشت چون سیمرغ پنهان از جهان جور و ستم
نامه ای شد فتح و دولت جود تو بر وی خطاب
دفتری شد عز و ملت جاهت اندر وی رقم
خسرو خسروشکن در مملکت همچون جم است
باز چون آصف تویی روز و شب اندر فضل جم
نیست همچون شاه عالم محتشم شاه ملوک
نیست از ارکان دولت همچو تو کس محتشم
سید اقران خویشی در کفایت روز فضل
همچنان چون صاحب گردان بهیجا روستم
گردش گردون نیارد همچو تو نیکو سیر
دیده گردون نبیند همچو تو عالی همم
از یم طبع تو خیزد گوهر عقل و خرد
گوهر عقل و خرد نیکوترست از در یم
پسته و فندق ز مهر و کین تو آگه شدند
این فم از مدحت گشاد و آن ز بیمت بست فم
هر که در راه خلاف و خشم تو بنهاد پای
رفتنش چون مار بر پشت زمین گشت از شکم
ایزد از خلق تو آرد در جهان پیدا بهار
زان چونیسان اندر آمد زآن شود گیتی خرم
همچو تو مخدوم ناید فضل را هرگز پدید
زین قبل گشتند افاضل مر تو را یکسر خدم
ای همایون طبع تو پیرایه جود و هنر
وی مبارک خاطر تو مایه فضل و کرم
از تو زیباتر نیاید در جهان صاحب بلی
از تو والاتر نباشد در زمین مهتر نعم
ظلمت این شعر رای روشن تو نور کرد
هر کجا آثار نور آمد شود روشن ظلم
بنده بر تو گشتم حلقه در گوش ای عمید
زانکه برناید ز من جز آفرینت هیچ دم
بس فراوان بینوا از فر تو گشته غنی
من هم از فر تو گشتم فارغ از رنج و الم
از تو در هندوستان یافتم من نام جود
قد بختم راست از تو شد کجا بد پر ز خم
در حوالی طوف خواهی کرد بر کام ولی
تا کنی بدخواه شاه از دولت سلطان دژم
تا بود بی قدر دایم در مسلمانی شمن
تا بود در پیش ایزد خار جاویدان صنم
بر بساط سرورانی جاودان دایم بمان
در بهشت ناحیت دلشاد جاویدان بچم
باد میمون و مبارک بر تو این عید جلیل
دشمنان را کن بسان گوسپند و گاو کم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به مدح و ستایش شخصیتهای برجستهای میپردازد که در دین، علم و فضیلت ارجمند هستند. شاعر از خصوصیات مثبت و کارهای خیرخواهانه آنها یاد کرده و مقام والای آنها را در زمینههای مختلف از جمله حکومت و عدالت برجسته میسازد. شاعر به خصلتهای نیک مانند بخشندگی، سرسپردگی به علم و انصاف اشاره دارد و آنها را الگوهایی برای دیگران میداند. در نهایت، او به آرزوی کامیابی و شکوفایی برای این افراد و همچنین به بیان از پشتیبانی خداوند در برابر بدخواهان میپردازد.
هوش مصنوعی: بیت به تمجید از کسانی میپردازد که در عرصههای مختلف، به خصوص میدان جنگ و دانش، نقش برجستهای ایفا کردهاند. «اهل تیغ» به جنگجویان و دلاوران اشاره دارد و «اهل قلم» به نویسندگان و دانشمندان. همچنین به شمع سادات عرب و خورشید احرار عجم اشاره میکند، که به نمادهایی از روشنایی و آزادی خواهان در میان اقوام مختلف اشاره دارد. بهطور کلی، این بیت بر احترام و ارادت نسبت به افرادی که در راه افتخار و آزادگی تلاش میکنند، تأکید دارد و نشاندهنده همسویی و همدلی این دو گروه است.
هوش مصنوعی: ای فرمانروای جنگجو، که اعتماد و امانت را در دستان تو دارم، از نظر روشن و دقیق تو میتوانم مشکلات و پیچیدگیهای اطرافم را مشاهده و درک کنم.
هوش مصنوعی: ای بزرگوار و سرور، سلطان بوالفرج، که برای اهل فضل و نیکیها نجاتبخش هستی و حامی دین و ایمان، خواجه نصر روستایی.
هوش مصنوعی: در دل تو دریای دانش و علم وجود دارد که هر لحظه پر از گنجینههای باارزش است. همچنین، ذوق و طبع تو به اندازهای پر از فضیلت است که شبیه به باغی زیبا و پررنگ و لعاب میماند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در این دنیا وجود دارد و دارای مقام و منزلت است، در واقع به خاطر وجود تو و زیر سایه تو قرار گرفته است. در حقیقت، من خدمتگزار تو هستم و به تو وابستهام.
هوش مصنوعی: گلهای موفقیت و شادابی تو همیشه در بستان زندگی میشکفند، زیرا باغ ایران همواره از رحمت و بارش تو بهرهمند است.
هوش مصنوعی: درخشش و عظمت تو به حدی است که مانند ستارههای بلند آسمان از زمین بالا رفته و بر فراز آنها قرار گرفته است. بخشش و سخاوت تو نیز به اندازهای است که بر سر ستارههای درخشان جای دارد. به همین شکل، قدمهای تو در این راستا قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: دوستیهای تو شگفتانگیز و دلچسب است، اما حسادت و بدخواهی دیگران باعث شده رنگ و بوی تو تغییر کند و تیرهتر شود.
هوش مصنوعی: راهنماها و نصیحتکنندگان همیشه از زیبایی تو خوشحال و بدون غم هستند، اما حسودان همیشه به خاطر خوشبختی تو در اندوه و نگرانی به سر میبرند.
هوش مصنوعی: وقتی که در جهان هیچ کس به اندازه تو با انصاف و دیانت نیامده است، تو در سراسر دنیا جایگاه علم و دانش را با همین انصاف و دیانت پر کردهای.
هوش مصنوعی: وقتی که دلت به عمق معنا رسیده باشد، ارزش کلمات تو بسیار کاهش پیدا میکند؛ در آن صورت، دل و دست تو از طلا و نقره هم گرانتر میشود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خالق تو، عدالت و انصاف را در این دنیا برقرار کند، تو نیز مانند سیمرغ، از ظلم و ستم پنهان خواهی بود.
هوش مصنوعی: نامه ای که به وجود آمده، نشانگر موفقیت و نعمت بخشش توست. در آن، عظمت و شخصیت تو به وضوح نوشته شده و نشانی از شرف و مقام تو را در خود دارد.
هوش مصنوعی: خسرو، که پادشاهی برتر در سرزمین خود است، به مانند جم (شاهنامه) در مقام و عظمت قرار دارد، و تو مانند آصف (دستیار و مشاور حکیم) همواره در روز و شب در بخشش و فضل برتر از او هستی.
هوش مصنوعی: هیچ کسی در جهان به اندازه تو محترم و بزرگوار نیست و هیچ کس در ارکان حکومت به پای تو نمیرسد.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصیتی میپردازد که در روزهای فضل و نیکی، همچون سایر بزرگان و شخصیتهای با فضیلت، به همگان کمک و یاری میرساند. او در واقع توانمندیهایی دارد که باعث میشود به دیگران امید بدهد و راهنمای خوبی برای آنها باشد. به عبارت دیگر، این فرد به دیگران قدرت و دلگرمی میدهد و در مواقع سختی همواره در کنار آنهاست، درست مانند یک قهرمان که آماده است تا به دیگران یاری رساند.
هوش مصنوعی: سیر و حرکت آسمان هرگز شخصی را چون تو نمیبیند که به خوبی و زیبایی تو باشد. آسمان نیز کسی را با ویژگیهای عالی و برجسته تو نمیشناسد.
هوش مصنوعی: از دل و طبع تو، جواهر خرد و عقل برمیخیزد. جواهر عقل و خرد از هر چیزی که به دست بیاید، بالاتر و ارزشمندتر است.
هوش مصنوعی: پسته و فندق از عشق و دشمنی تو باخبر شدند. این یکی به خاطر ستایش تو دهانش باز شده و آن یکی به خاطر ترس از تو دهانش بسته شده است.
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسیر نادرست و عصبانیکردهات قدم بگذارد، با سرنوشت بدی روبهرو میشود و مانند ماری که بر روی زمین خزیده است، از درد و مشکلات رنج میبرد.
هوش مصنوعی: خداوند از خلق تو در جهان بهاری روشن و آشکار میآفریند، به همین خاطر است که زمین و دنیا سرسبز و شاداب میشود.
هوش مصنوعی: هیچ کسی به اندازه تو شایستگی فضل و دانش را ندارد؛ از زمانهای قدیم، افراد برجسته به خاطر تو به خدمت درآمدهاند.
هوش مصنوعی: ای انسان نیکو طبع، زیباییهای تو و بخشندگی و هنر تو موجب افتخار است. برای تو آرزوی خوشبختی و بزرگواری دارم که منبع بخشش و فضیلت هستی.
هوش مصنوعی: هیچ کس زیباتر از تو در دنیا نمیتواند بیاید و هیچ کس از تو برتر در زمین نیست. تو بهترین هستی.
هوش مصنوعی: تاریکی این شعر به روشنی تو تابیده است و هر جا نشانی از نور هست، آنجا نیز تاریکی روشن خواهد شد.
هوش مصنوعی: من به خاطر تو به بندگیات درآمدهام، ای بزرگوار. چرا که جز ستایش و نیکی به تو، هیچ کلامی از من بیرون نمیآید.
هوش مصنوعی: زیادند افرادی که به برکت وجود تو، بینیاز شدهاند. من نیز به وسیله تو از درد و رنج آزاد گشتهام.
هوش مصنوعی: در هند، من نام نیکی و generosity تو را یافتم. قامت من به خاطر تو راست و درست شده، پس چطور میتواند این وضعیت ناخوشایند باشد در حالی که تو چنین تاثیری داشتهای؟
هوش مصنوعی: در نزدیکی طوفان، به دنبال خوشی خواهی بود، اما برای اینکه به شاه آسیب برسانی، باید بدخواهی خود را از قدرت و حکمرانی او نشان دهی.
هوش مصنوعی: تا وقتی که ارزش و اعتبار در مسلمانی کمتر است، مانند بت بیارزش در حضور خداوند جاودان به حساب میآید.
هوش مصنوعی: در محفل سروران همیشه جاویدان بمان و در بهشتی که دل را شاد میکند، همواره خوشبخت باش.
هوش مصنوعی: باد خجسته و مبارک بر تو در این عید بزرگ بوزین و ترس دشمنانت را مانند گوساله و گوسفند بکن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرکه دائم با نگار خویشتن باشد به هم
دلش ناویزد به درد و جانش ناویزد به غم
پشتش از هجران نباشد چون دو زلف او دو تا
دلش از انده نباشد چون دو چشم او دژم
من بدل کردم بشادی غم بوصل یار خویش
[...]
هفت چیز از خسرو عالم همی نازد به هم
دین و ملک و تاج و تخت و رایت و تیغ و قلم
آن خداوندی که مغرب دارد او زیر نگین
وان شهنشاهی که مشرق دارد او زیر علم
سایهٔ یزدان ملک شاه آنکه اندر ملک خویش
[...]
چون به صحرا شد جمال سید کون از عدم
جاه کسرا زد به عالمهای عزل اندر قدم
چون نقاب از چهرهٔ ایمان براندازد زند
خیمهٔ ادبار خود کفر از خجالت در ظلم
کوس دعوت چون بزد در خاک بطحا در زمان
[...]
ای حریم صدر تو ترسندگان را چون حرم
از تو گشته بیضهٔ خوارزمشاهی محترم
طایر عدل ترا صحن زمین زیر جناح
ناظر قدر ترا سطح فلک زیر قدم
چرخ گردان بر ندارد جز بفرمان تو گام
[...]
محترم شاه شریعت آمد از بیت الحرم
آمد از بیت الحرم شاه شریعت محترم
آنکه از وی محترم تر زایر آمد رونداست
تا پدیدار آمدست آمد شد بیت الحرم
صدر قارون نقی نسبت که اندر دین حق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.