بخش ۹۵ - بیدار کردن کنب کرن برادر خود را از خواب برای جنگ رام و بیدار شدن کنب کرن
کمر بشکست راون را ز اندوه
که چون آورد هنونت آنچنان کوه
به دل گفتا که وقت کنب کرن است
که این ساعت گران بر ما چو قرن است
کنم بیدار از خواب گرانش
که دشمن خسپد از تیغ و سنانش
گران خوابش، یقین خواب عدم نیست
ولی زو در درازی هیچ کم نیست
بود پیوسته با خوابش سر و کار
چو چشم عاشقان همواره بیدار
چنان چشمش ز بیداری رمیده
که جز در خواب بیداری ندید ه
به راون کنب کرن آ تشین تاب
برادر بود همچون مرگ با خواب
به خفتن داشت عشق آن مرگ پیکر
برادر را بود مهر برادر
چو بخت بد همیشه بود در خواب
ز غفلت همچو مرده سر به سر خواب
بسا کس نامزد شد بهر این کار
که گردد کنب کرن از خواب بیدار
که روزی مرگ آید خواب تا کی ؟
جهانی غرق شد، این آب تا کی؟
اگرچه خفته در خواب گران بود
دمش با نعرهٔ صد پاسبان بود
دمش را نفخ صور انگاشت صد بار
ز خواب مرگ می شد مرده بیدار
کسی کو تا در قصرش رسیدی
چو برگ باد از دم پریدی
فرستاده برون در بماندند
پریشان خاطر و اب ت ر بماندند
فکندند از عقب دیوار خانه
درون رفتند آخر زین بهانه
هزاران بوق و کوس طبل شاهی
به گوشش کوفتندی خود کماهی
از آن غوغا که گشتی گوشها ریش
چو از افسانه می شد خواب او بیش
گل آتش به بستر برفشاندند
هزاران پیل بر سینه دواندند
نمک در دیده اش سودند چندان
که چون دریا نمک را دیده شد کان
به بیداری نکرده دیده اش رو
نه غلطیده خود از پهلو به پهلو
ازان خواب گران دلگیر راون
به دیوان کرد این تقریر راون
جزین تدبیر دیگر نیست معلوم
که این آهن به آن آتش شود موم
بباید برد چندین حور منظر
معطر کسوت اندر مشک و عنبر
به خوبی بر همه با ماه خویشان
به مغزش چون در آید بوی ایشان
ازان نکهت ز خواب خوش بر آید
پی نظاره چشمان برگشاید
به شهر اندر زنی کو نازنین بود
اگر مستور در محفل گزین بود
بسان غنچه عطر اندود گشته
روان در خلوت موعود گشته
ز بس در جلوه هر سو پیکر ماه
به موج نور تنگ آمد گذرگاه
خرامیدند کبکان حصاری
به رنگ و بو چو گلهای بهاری
به بوی گلرخان عطرپیرای
از آن خواب گران برخاست از جای
مگر دور قمر آمد پدیدار
کزان خواب گران شد فتنه بیدار
چو آن دیوانه دیو از خواب برخاست
ستون آسمان از قامت آراست
صبوحی بهر او کردند موجود
طعام و باده بر آیین معهود
هزاران خم شراب ارغوانی
سب وی خود فزون تر ز آنچه دانی
برای نقل او کرده مهیا
طعامی توده توده کوه بالا
ز دریا بیش خورده بادهٔ خون
برو ن قل و کباب از کوه افزون
هم ازخون و هم از می گشت بد مست
به پیش تخت راون رفت بنشست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری درباره یک شخصیت به نام "راون" است که به خاطر اندوهی عمیق و خوابهای سنگینش دچار مشکلات و غفلت شده است. او در خوابهایش دچار مرگ احساسات و عشق است و نمیتواند از خواب بیدار شود. دوستان و نزدیکان او تلاش میکنند تا او را بیدار کنند و این خواب غفلت را بشکنند. آنها از روشهای مختلفی مانند ایجاد سر و صدا، روشن کردن آتش و پخش عطر برای بیدار کردن او استفاده میکنند.
شعر به زیبایی وصف خواب راون و تلاشهای دیگران را برای برگرداندن او به زندگی و واقعیت نقل میکند. بیدار شدن راون به معنای رویارویی با عشق و زیباییهای زندگی است و نماد تحولی عمیق در وجود اوست. بیداری او نه تنها او را از غفلت رهانیده، بلکه به او این امکان را میدهد که دوباره به دنیای واقعی و زیباییهای آن بازگردد.
هوش مصنوعی: کمر او از غم و اندوه شکست، زیرا که چنان حالتی به او دست داد که مانند کوه استوار و محکم بود.
هوش مصنوعی: به دل گفتم که زمان خوشی و شادمانی است، زیرا این زمان سنگین و دشوار برای ما همچون یک قرن به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: میخواهم او را از خواب عمیقش بیدار کنم تا دشمن نتواند به راحتی از تیغ و نیزهاش استفاده کند.
هوش مصنوعی: این شخص به شدت خوابش سنگین است، اما این خواب به معنای عدم وجود او نیست. با این حال، زمان خواب او طولانی است و هیچ چیزی از آن کم نمیشود.
هوش مصنوعی: او همیشه درگیر خوابش است، مانند چشمان عاشقان که همیشه بیدارند.
هوش مصنوعی: چنان چشمانش از بیداری فراری است که تنها در خواب، خواب بیداری را تجربه میکند.
هوش مصنوعی: برادر باید همچون مرگ با خواب آشتی کند تا آرامش بیابد، درست مانند آتش که به اشیای اطراف خود تابش میکند.
هوش مصنوعی: عشق باعث شد که برادر با مرگ برادرش آرامش داشته باشد و در دلش او را دوست بدارد.
هوش مصنوعی: هرگاه بخت بد همیشه در خواب باشد، فرد به دلیل غفلت و ناآگاهی مانند مردهای است که در خواب عمیق به سر میبرد.
هوش مصنوعی: بسیاری هستند که برای این کار به عشق و علاقهای نامزد میشوند، اما پس از مدتی، آنچنان از خواب غفلت بیدار میشوند که متوجه میشوند راهی که انتخاب کردهاند، مناسب آنها نبوده است.
هوش مصنوعی: مرگ روزی به سراغ همگان خواهد آمد؛ پس چقدر میخواهیم در خواب و غفلت بمانیم؟ دنیا در این آب غرق شده و این وضعیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: با اینکه در خواب عمیقی به سر میبرد، اما نفس او مانند فریاد صد پاسبان قوی و رسا بود.
هوش مصنوعی: او به همین سادگی دمیده شدن صدا را به صورت نفخ صور تصور کرد و چندین بار از خواب مرگ بیدار شد.
هوش مصنوعی: هر کس که به قصر او نزدیک شوی، مانند برگ بادی از دمش میپرد و دیگر نمیمانی.
هوش مصنوعی: فرستادهها به بیرون رفتند و در راه نگران و دلنگران ماندند.
هوش مصنوعی: آنها از پشت دیوار خانه چیزی را پرتاب کردند و در نهایت به همین بهانه داخل شدند.
هوش مصنوعی: صدای بوق و طبلهای سلطنتی به گوش او میرسید، اما او مانند ماهی بیخبر و غرق در خود بود.
هوش مصنوعی: به خاطر سر و صدای زیاد، گوشها دچار آسیب میشوند، همچنان که خوابش از قصهها بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: گلی را روی برف ها قرار دادند و هزاران فیل را بر سینه اش به حرکت درآوردند.
هوش مصنوعی: چشمهای او به قدری پر از اشکاند که مانند دریا از نمک پر شدهاند.
هوش مصنوعی: او در حالت بیداری است و چشمانش را ندیده، از خواب به خواب رفتن نکند و تنها از یک سمت به سمت دیگر تغییر حالت دهد.
هوش مصنوعی: این خواب سنگین و ناپسند را به دیوانی زبان حال و بیان تبدیل کرد.
هوش مصنوعی: جز این تدبیر دیگری نیست که مشخص کند آیا این آهن تحت تأثیر آتش به شکل موم درخواهد آمد یا نه.
هوش مصنوعی: باید دختران زیبا و خوشبو را که لباسهایشان از مشک و عنبر است، به همراه داشته باشیم.
هوش مصنوعی: اگر کسی با خوبان و دوستانش رابطه داشته باشد و در دل او بوی رفتار و صفات آنان بپیچد، در این صورت به خوبی در ذهن و قلبش جا میگیرد.
هوش مصنوعی: عطر دلانگیز خواب خوش، باعث میشود که انسان به تماشای زیباییها بپردازد و چشمانش را باز کند.
هوش مصنوعی: اگر در شهر عاشق کسی باشی که دلربا و زیباست، هرچند اگر او در مجلسی پنهان شود، باز هم تو انتخابش خواهی کرد.
هوش مصنوعی: مثل یک غنچه خوشبو که در تنهایی بهشت خود را آماده کرده است.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و نمای دلنواز ماه، هر طرف که نگاه کنی، نور آن به قدری تابناک است که گذرگاههای تنگ و باریکی را ایجاد کرده است.
هوش مصنوعی: کبکها با زیبایی و ناز به آرامی در حال حرکتند، انگار که دیواری از رنگ و عطر را مانند گلهای بهاری ایجاد کردهاند.
هوش مصنوعی: با رایحهی دلانگیز گل روشان، خواب عمیق من از جای برخواست.
هوش مصنوعی: آیا پای درخشش ماه به چشم میآید که از خواب سنگین در آمده و فتنهای را بیدار کرده است؟
هوش مصنوعی: زمانی که آن دیوانه از خواب بیدار شد، بهگونهای ایستاد که گویی قامت او، ستونی برای آسمان شده است.
هوش مصنوعی: صبحی برای او برپا کردند و به رسم عادت، غذا و نوشیدنی آماده شد.
هوش مصنوعی: هزاران لیوان شراب ارغوانی که بوی دلانگیز آن به مراتب بیشتر از چیزی است که تصور میکنی.
هوش مصنوعی: برای نقل او، غذایی آماده کردهاند که به اندازه تودههای کوه بالا است.
هوش مصنوعی: از دریا بیشتر از نوشیدنیهای خوشمزه و لذیذ که حاصل خونی از آن است، بیاور و همچنین از کوه، غذاهایی لذیذتر از کباب بیاور.
هوش مصنوعی: او به خاطر خون و می، به حالت مستی به سمت تخت راون رفت و در آنجا نشسته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.