چو شد نومید رام از وصلِ جانان
فُتاد از پای، همچون جسمِ بیجان
به کین برخاست دیگر بار از جای
که بردارد به پای خاک از پای
به غیرت، کارفرما گشت کین را
که بر هم میزنم این سرزمین را
همی گیرم زمین را در تهِ تیر
که تیرم را خداداد است تأثیر
سپهرِ خیرهسر را تابِ آن نیست
زمینْ خاک است، آخر آسمان نیست
گرفتش دست و گفتش زاهدِ پیر
مَزَن تیرش که از وی نیست تقصیر
تو هم دانی نه این جُرمِ زمین بود
قضایِ آسمانی، اینچنین بود
مکن کاری چنین کز اینچنین کار
تلف گردند مخلوقاتِ بسیار
به زیرش یک جهان دارند آرام
شود چونشان وبال گردن رام
به گوش دل شنید آن نغز گفتار
نکرد از گفت ۀ او هیچ انکار
چو نقد پند زاهد در گره بست
کمان و تیر کین برتافت از دست
به ترک ملک شاه هفت کشور
سپرده وارثان را تخت و افسر
روان از عرضه گاه دشت کونپل
به طاعت رفت در کوه همانچل
نهانی خواست از مردم پری وار
به کوه اندر شده کیخسرو غار
به همت باز شست از این جهان دست
به عزم آن جهانی رخت بر بست
زکوه آن سو حدیثش کس ندانست
کسی احوال او زان پس ندانست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ فردی به نام رام است که از وصال محبوبش نومید شده و مانند جسمی بیجان به زمین میافتد. اما پس از مدتی تصمیم میگیرد به انتقام بپردازد و سرزمین را برهم زند. او در تلاش است تا با تیرش بر زمین تأثیر بگذارد، اما زاهدی پیر او را آگاه میکند که این کار باعث آزار مخلوقات بیشماری خواهد شد و چنین اقدامی تنها تقصیر او نیست، بلکه قضا و قدر آسمانی است.
رام تحت تأثیر پند زاهد، از اقدام خود منصرف میشود و ملک را به وارثانش میسپارد. او بعد از این رویداد تصمیم میگیرد از دنیا دور شود و به کوههای دوردست برود و به طاعت و عبادت بپردازد. اما بعد از رفتن او، هیچکس از احوالش آگاه نمیشود و اخبار او در پس زمین گم میشود.
هوش مصنوعی: وقتی از وصال محبوب ناامید شد، مانند جسمی بیجان به زمین افتاد.
هوش مصنوعی: از اینجا دوباره به پا میخیزم که بتوانم از زمین بردارم خاکی که بر پایم نشسته است.
هوش مصنوعی: کارفرما به خاطر غیرتش نگران شده است؛ چرا که من در حال بر هم زدن وضعیت این سرزمین هستم.
هوش مصنوعی: من در انتهای تیر نشستهام و زمین را در آغوش میگیرم، زیرا تأثیر تیر من از جانب خداست.
هوش مصنوعی: آسمان بیرحم و سرکش نمیتواند تحمل کند که زمین در وضعیت خاکستری و غمگین باشد؛ زیرا نهایت قدرت و زیبایی خود را در آسمان دارد.
هوش مصنوعی: دست او را گرفت و گفت: ای زاهد سالخورده، به او آسیبی نرسان؛ زیرا او گناهی ندارد.
هوش مصنوعی: تو هم میدانی که این گناه مربوط به زمین نیست، بلکه این سرنوشت آسمانی چنین رقم خورده است.
هوش مصنوعی: کاری انجام نده که باعث آسیب و نابودی بسیاری از موجودات شود.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زیر این فرد، کسانی وجود دارند که نگرانند و بار سنگینی بر دوش او است. هنگامی که او آرامش پیدا کند، آنها نیز آرام خواهند شد.
هوش مصنوعی: دل به دقت به آن سخن زیبا گوش داد و هیچ تردیدی در آنچه او گفت نکرد.
هوش مصنوعی: وقتی که نصیحت و اندرز زاهد در دل به کینه و دشمنی گره خورد، او کمان و تیرش را به سوی دشمن برمیافراشت و از دستش نمیافتاد.
هوش مصنوعی: به خاطر ترک کردن کشور، شاه هفت سرزمین، تخت و تاج را به وراثت سپرده است.
هوش مصنوعی: روح از محل نمایش دشت سرسبز به فرمانبرداری رفت و در کوه همان جا مستقر شد.
هوش مصنوعی: کیخسرو، پادشاه افسانهای، به طور پنهانی از مردم درخواست کرد و به کوه رفت، جایی که در غاری قرار داشت.
هوش مصنوعی: با اراده و همت خود، از این دنیا وداع کرد و به سوی جهانی دیگر رفت.
هوش مصنوعی: از آن سوی کوه، هیچکس از داستان او خبری نداشت و بعد از آن نیز کسی از حال او آگاه نشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.