چو رام غافل از سیتا جدا ماند
به پشت پای خود دولت ز در راند
خطا کرد و خطا کرد و خطا کرد
که بر معشوق خود عاشق جفا کرد
به کفر عشق شد منسوب عاشق
خجل از کرده خود چون منافق
چو کاری کرد چون ناکرد کاران
خزان آورد بر گل نو بهاران
پشیمان شد ز آزار آخر کار
ز آزارش دو چندان گشت آزار
ز دل بر کند بیخ شادمانی
چو هجران گشت خصم زندگانی
به راحت خوش نخورده یکدم آب
به کام دل نکرده یک مژه خواب
به هجر یار کرده عیش پدرود
ز غم در دل شبی اندیشه بنمود
که ضایع گشت عمر نازنینم
به جای مه بت دیگر گزینم
دگر معشوقۀ خویش ب ایدم خواست
که تنهایی مسلم مر خدا راست
اگر مه پاره سیتا رفت از دست
مرا امکان خورشید دگر هست
دگر ره کرد در دل فکر معقول
بیندیشید از معقول منقول
کزین اندیشه جانم را غرض چیست
پری جان بود مر جان را عوض کیست؟
چو بر سیتا اگر گیرم دگر زن
زمین و آسمان خندند بر من
اگر بی روی او بینم به گلزار
مژه در دیده من بشکند خار
چو از کوثر بدل خواهم شرابی
نشانم ذره جای آفتابی
براقی پی کنم در راهواری
کنم زان پس به میدان خرسواری
چه افزایم به دل آزار دیگر
بباید کرد فکر کار دیگر
کنونم آنچه در راه صوابست
همین اسمید جگ کار ثوابست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره ناامیدی و پشیمانی عاشق از جدایی از معشوقش، سیتا، است. شاعر بیانگر احساسات عمیق درد و عذاب ناشی از فقدان و حسرت بر جدایی است. او از رفتارهای نادرست خود نسبت به سیتا یاد میکند و به توبه و پشیمانی میرسد. جدا شدن از سیتا باعث شده که زندگیاش خالی و بیمعنا به نظر برسد و به این نتیجه میرسد که یادآوری خاطرات خوب او منجر به آزار خود شده است. در نهایت، او به این فکر میرسد که سعی در انتخاب معشوق دیگری کند، اما میداند که هیچ کس نمیتواند جای سیتا را بگیرد و همچنان در اندوه و تفکر به سر میبرد.
هوش مصنوعی: وقتی رام، غافل از سیتا به دوری افتاد، به خاطر بیاحتیاطیاش، شانس و سعادت از پشت سر او دور شد و از دستش رفت.
هوش مصنوعی: او بارها اشتباه کرد و به معشوق خود بیمهری و بیتوجهی نشان داد.
هوش مصنوعی: عاشق به خاطر عشقش به بیدینی متهم شده و از عمل خود شرمنده و خجالتزده است، مانند شخصی که دو رو دارد و خود را پشت نقاب پنهان میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که کسی کاری انجام میدهد که شایسته نیست، مانند آن است که در میان بهار، خرمی و زیبایی را از بین ببرد و به فصل خزان برساند.
هوش مصنوعی: در پایان، فردی که همیشه به دیگران آزار میزد، به خاطر کارهای خود پشیمان شد. اما این پشیمانی نتیجهای بهتر نداشت و به جای کاهش آسیبرسانی، خود او نیز بیشتر دچار درد و رنج شد.
هوش مصنوعی: وقتی که جدایی و فاصله پیش آمد، شادی و خوشبختی از دل برچیده میشود و زندگی به دشمنی تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: آنقدر بیتاب و بیقرار بودم که حتی نتوانستم یک لحظه آرامش را تجربه کنم و در حقیقت، نه از آب دمی نوشیدم و نه خواب چشم برهم زدم.
هوش مصنوعی: در غیبت معشوق، از شادی و خوشی وداع کرده و غم در دل شب، اندیشه و تفکر را به نمایش گذاشت.
هوش مصنوعی: عمر گرانبهای من به هدر رفته است و حالا به جای معشوقه محبوبم، به سراغ شخص دیگری میروم.
هوش مصنوعی: دیگر معشوقهام را خواستم تا در کنار او باشم، زیرا تنهایی برای خداوند کاملاً مناسب است.
هوش مصنوعی: اگر ماه زیبای سیتا از دست من برود، آیا دیگر امکان ظهور خورشید هم وجود دارد؟
هوش مصنوعی: او دوباره در دل خود به تفکر و اندیشهای معقول پرداخت و از موضوعات منطقی و قابل انتقال اندیشید.
هوش مصنوعی: از این اندیشه، هدف جانم چیست؟ آیا پری جان، جایگزینی برای جان من است؟
هوش مصنوعی: اگر دوباره با سیتا ازدواج کنم، زمین و آسمان بر من خواهند خندید.
هوش مصنوعی: اگر بدون دیدار او در گلستان باشم، آنچنان دلتنگ میشوم که حتی یک خاری هم در دیدهام حس میشود و باعث درد میگردد.
هوش مصنوعی: وقتی میخواهم از چشمه کوثر شرابی بگیرم، نشانم یک ذره از نور آفتاب میشود.
هوش مصنوعی: من از این پس در مسیر روشنی خواهم رفت و بعد از آن در میدان پیروزی قدم میزنم.
هوش مصنوعی: باید به دل آزار دیگری نپرداخت و به فکر کارهای دیگر بود.
هوش مصنوعی: اکنون هر چیزی که در مسیر درست و صحیح است، همین نام توست که باعث انجام کارهای نیکو میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.