گنجور

 
منوچهری

آمد ای سید احرار! شب جشن سده

شب جشن سده را حرمت، بسیار بود

برفروز آتش برزین که درین فصل شتا

آذر برزین پیغمبر آذار بود

آتشی باید چونانکه فراز علمش

برتر از دایرهٔ گنبد دوار بود

چون ز گردون بر ازین سلسلهٔ زر اندود

قرص خورشید، فرو خفته، نگونسار بود

آتش و دود چو دنبال یکی طاووسی

که بر اندوده به طرف دم او قار بود

وان شرر گویی طاووس به گرد دم خویش

لؤلؤ خرد فتالیده به منقار بود

چون یکی خیمهٔ مرجان ز برش نافهٔ مشک

که سمنبرگ بر آن نافهٔ عطار بود

یا چو زرین شجری در شده اطراف شجر

که بر او بر ثمر از لؤلؤ شهوار بود

باغبان این شجر از جای بجنباند سخت

تا فرو بارد باری که براشجار بود

می خور ای سید احرار، شب جشن سده

باده خوردن بلی از عادت احرار بود

زان می ناب، که تا داری در دست و چراغ

باز دانستنشان از هم دشوار بود

هرکه را کیسه گران ، سخت گرانمایه بود

هرکه را کیسه سبک ، سخت سبکسار بود

من بر خواجه روم تا دهدم سیم بسی

تا مرا نیز به نزدیک تو مقدار بود

هست جبار ولیکن متواضع گه جود

متواضع که شنیده‌ست که جبار بود

طالب شعر و جوانمردترین همه خلق

آن جوانمردست کو طالب اشعار بود

 
 
انتشار کتاب «گنجور، قدرت بی‌نهایت کوچک‌ها» نوشتهٔ مهدی سلیمانیه
امیر معزی

تا دلم عاشق آن لعل شکربار بود

دیدهٔ من صدف لؤلؤ شهوار بود

صدف لؤلؤ شهوار بود دیدهٔ آنک

دل او عاشق آن لعل شکر بار بود

نَخَلد ناوک آن نرگس خونخوار دلم

[...]

اهلی شیرازی

عرش و معراج نه در خورد من زار بود

عرش من کرسی و معراج سردار بود

سینه گر زخم تو دوزد سپر طعنه شود

رشته کاین کار کند رشته زنار بود

زین چمن هرچه نه چون لاله درو داغ دلیست

[...]

صائب

دل اهل نظر آن به که گرفتار بود

صحت چشم در آن است که بیمار بود

جسم در دامن جان بیهده آویخته است

نور خورشید کجا خانه نگهدار بود؟

سر به بالین فراغت نگذارد هرگز

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
قائم مقام فراهانی

به سر تو که توانگر شود از مشک و شکر

هر که را با سر کلک تو سر و کار بود

ساغر کنگاوری

چیست آن مار که طرار دل آزار بود

راه ایمان زده در قصد دل زار بود

گاه غماز که از پرده برون آرد راز

که فسون‌ساز شده محرم اسرار بود

گاه در جلوه در آید به قمر چون عقرب

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه