گنجور

 
ساغر کنگاوری

چیست آن مار که طرار دل آزار بود

راه ایمان زده در قصد دل زار بود

گاه غماز که از پرده برون آرد راز

که فسون‌ساز شده محرم اسرار بود

گاه در جلوه در آید به قمر چون عقرب

گاه چون قوس که در زهره زره‌وار بود

گاه در صفحه ایمان بود او صدرنشین

گاه خود مایه کفر آمده زنار بود

گه چو طاووس بهشتی بود او بال‌فشان

گاه چون زاغ که در گوشه گلزار بود

گاه از برگ گل آویخته سنبل باشد

گاه چون سبزه در آورد چمن خار بود

گه ز افتادگیش محرم هر خار شود

گاه از سرکشیش صحبت گل عار بود

گاه آشفته چو دل‌های پریشان باشد

گاه جمع آمده همچون سر یکتار بود

گر نه تار است چرا رشته جان‌ها باشد

گر نه طور است چرا مطلع انوار بود

گر نه او مایه پیرایه حسنت و جمال

از چه رو غالیه‌سای رخ دلدار بود

گر نه بر چهره خورشید بود ابر محیط

از چه دارنده هر برق شرربار بود

گر نه چون بخت سیاه من حیرت زده نیست

از چه دائم همه شب خفته‌ نگون‌سار بود

فی المثل افعی گنج است ولی گنج مراد

نه چو گنجی که پر از درهم و دینار بود

گنج حسنی که همه ناز و غرور است در او

خازنش گوهر گنجینه قاجار بود

آن یگانه گهر پاک دل و پاک سرشت

که نکوروی و نکوخوی و نکوکار بود

گل نه هرگز به چنین حسن و لطافت باشد

سرو هرگز نه به این شیوه و رفتار بود

 
 
گوهر
منوچهری

آمد ای سید احرار! شب جشن سده

شب جشن سده را حرمت، بسیار بود

برفروز آتش برزین که درین فصل شتا

آذر برزین پیغمبر آذار بود

آتشی باید چونانکه فراز علمش

[...]

امیر معزی

تا دلم عاشق آن لعل شکربار بود

دیدهٔ من صدف لؤلؤ شهوار بود

صدف لؤلؤ شهوار بود دیدهٔ آنک

دل او عاشق آن لعل شکر بار بود

نَخَلد ناوک آن نرگس خونخوار دلم

[...]

اهلی شیرازی

عرش و معراج نه در خورد من زار بود

عرش من کرسی و معراج سردار بود

سینه گر زخم تو دوزد سپر طعنه شود

رشته کاین کار کند رشته زنار بود

زین چمن هرچه نه چون لاله درو داغ دلیست

[...]

صائب

دل اهل نظر آن به که گرفتار بود

صحت چشم در آن است که بیمار بود

جسم در دامن جان بیهده آویخته است

نور خورشید کجا خانه نگهدار بود؟

سر به بالین فراغت نگذارد هرگز

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
قائم مقام فراهانی

به سر تو که توانگر شود از مشک و شکر

هر که را با سر کلک تو سر و کار بود

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه