گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع مهستی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

srmojab نوشته:

تیر (ستم) تو را دلم ترکش باد

امین کیخا نوشته:

از تیر چند لغت زیبا داریم برای دوستان می نویسم . یکی تُکمار یعنی تیری که نوک ندارد . سگزن تیری است که زنجکش ( زجرکش ) میکند . سوفار یعنی ته تیر جایی که پر ها را می بسته اند .توژ پوستی از درخت بوده که با آن پر عقاب یا هر پرنده ی دیگری را با آن به تیر می بسته اند . گروهه یا غالوک یک مهره بوده است که هنگام رهانیدن زه غل می خورده است ( غالوک از غالیدن و غل خوردن که امروز بیشتر قل خوردن می گوییم ) به این ترتیب هدف گیری بی تکانتر می شده است .تموک هم در لغت فرس اسدی آمده است به معنای هدف . تیر و تموک بسیار همخوانی دارند .

بهرام مشهور نوشته:

با تشکر از جناب امین کیخا که تازه هایی از ایشان آموختم ، ترکش که امروز به تکه پاره های خمپاره و بمب و نارنجک می گویند ، در قدیم به معنای تیردان بوده است یعنی همان استوانه ای که دسته تیرها را در آن نهاده و با بند به پشت می بسته اند . در اینجا منظور شاعر از تیرستم ترا دلم ترکش باد یعنی آنقدر عزیزی که تیرهایی را که پرتاب میکنی من جمع می کنم و در ترکش دل خود می گذارم

کانال رسمی گنجور در تلگرام