به فریادم رس ای جان عزیز! بان لعل شیرینت
هزاران رخنه در دین کرد مژگان کج آیینت
ز درویشان نمی پرسی، نمی دانم چه دل داری؟
ز آه ما نمی پرسی؟ بگو تا چیست آیینت؟
ز بوی سنبلت خواهد بهارستان چین رونق
ز روی چون گلت دارد گلستان و چمن زینت
به بازی زلف مشکین است گرد عارضت جولان
چه شیرین است- یارب!- زین دو ریحان برگ نسرینت
به بزم عاشقان شب چشم مستت بی قرارم کرد
هنوزم سر گران است از خمار جام دوشینت
تو خود شکر، عرق چون گل، منم زین گلشکر بی دل
خدارا دردمندان را نسیمی از عرق چینت
نگاهی کن به چشم مرحمت ای خسرو خوبان!
به تلخی جان شیرین داد چون فرهاد، مسکینت
من و دل چون «وفایی» هر دو سرگردان و مخموریم
من از چشم می آلود و دل از گیسوی مشکینت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی شاعر برای معشوقی است که زیبایی و جذابیتش او را تسخیر کرده است. شاعر از عواطف خود نسبت به معشوق میگوید و به توصیف چهره، موی زیبا و زلفهایش میپردازد. او از درد و دل خود به خاطر جدایی و عشق ناکامش صحبت میکند و به حالتی از خمار و سرگشتگی اشاره میکند. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که به او نگاهی بیندازد و به درد دلهای او توجه کند. این شعر، احساسی عمیق و عاشقانه را در توصیف عشق و آرزوهای شاعر نسبت به معشوقش به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: ای جان عزیز! به فریادم برس! زبان شیرین و دلنشینت باعث شده که هزاران نقص و ضعف در اعتقاداتم به وجود بیاید. مژگان بیوفایت هم که به ستم گرایش دارد، به این مشکلات دامن زده است.
هوش مصنوعی: تو از درویشان نمیپرسی و نمیدانی که دل در چه حال است. از درد و آه ما هم خبری نمیکنی. بفرما، چه اعتقادی داری؟
هوش مصنوعی: بوی خوش سنبلِ تو موجب رونق و زیبایی بهارستان میشود؛ همانطور که چهرهی تو همانند گل، گلستان و چمن را زینت میبخشد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زلفهای سیاه و پیچیدهات مانند بازی دلانگیزی است و زیبایی چهرهات همچون جولانی دلنشین و شیرین به نظر میرسد. ای پروردگار، از این دو گل خوشبو و لطیف، یکی ریحان و دیگری نسرین بسیار لذت میبرم.
هوش مصنوعی: شب در جمع عاشقان، نگاه پر از مستی تو مرا بیقرار کرده است. هنوز هم سرم از اثر شراب دلنشین دیشب سنگین است.
هوش مصنوعی: تو خود مانند شکر هستی و عرق تو مانند عرق گل است. من از این گل شکر بیدل هستم. خدا را شکر که برای دردمندان نسیمی از عرق زیبایی تو وجود دارد.
هوش مصنوعی: به چشمان مهربانت نگاه کن ای بهترین! من مثل فرهاد، عشق را با همه تلخیاش میپذیرم و برای تو جان شیرینم را فدای تو کردهام.
هوش مصنوعی: من و دلم هر دو در حال سردرگمی و intoxicated هستیم. من به خاطر نگاههای تو و دلم به خاطر موهای مشکیت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بهار آیینهٔ رنگیکه باشد صرف آیینت
شکفتن فرش گلزاریکه بوسد پای رنگینت
عرق ساز حیا از جبههات ناز دگر دارد
بهشبنم داده خورشیدی گهرپرداز پروینت
خجالت در مزاج بویگل میپرورد شبنم
[...]
بچیند شاخ نسرین خوشه از گیسوی پرچینت
شفق بیرنگ گردد از حنای دست رنگینت
ز شیرین بگذرد فرهاد بیند لعل شیرینت
شود مشک خطا ناچیز پیش زلف مشکینت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.