هر زمان خورشید او از مشرقی سر بر کند
ماه مهر افزاش هر دم جلوه دیگر کند
از برای آنکه تا نشناسد او را هر کسی
قامت زیباش هردم کسوتی دیگر کند
صورت او هر زمانی معنی دیگر دهد
معنیش هر لحظه از صورتی سر بر کند
ابر فضلش چون ببارد بر زمین ممکنات
آنزمین و آسمان را پر زماه و خور کند
چون بتابد آفتاب حسن او بر کائنات
نور او از روزن هر خانه سر بر کند
در مظاهر تا شود ظاهر جمال روی او
هر دو عالم را برای روی خود منظر کند
هرکه از جان شد غلام درآستان گهش
حضرت اورا برفعت شاه صد کشور کند
مغربی گر سر بفرمانش درآرد بنده وار
لطفش اورا بر همه گردنکشان سرور کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن دربارهی زیبایی و جلوهی بینظیر خورشید و ماه است که با طلوع خورشید هر صبح، زیبایی و معانی جدیدی را به نمایش میگذارند. شاعر به توصیف قدرت و فضل الهی میپردازد که بر زمین و آسمان تأثیر میگذارد و همهی موجودات را تحت تأثیر قرار میدهد. او از دوگانگی زیباییهای ظاهری و معانی درونی سخن میگوید و تاکید میکند که هر که به درگاه خداوند نزدیکی کند، مورد محبت و توجه ویژه قرار میگیرد. در نهایت، شاعر اشاره میکند که وفاداری و خدمت به محبوب، باعث elevating مقام فرد در دنیا میشود.
هوش مصنوعی: هر بار که خورشید او از سمت مشرق طلوع میکند، ماه با محبت و زیباییاش هر لحظه جلوهای جدید از خود نشان میدهد.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه کسی نتواند او را بشناسد، هر بار قامت زیبای او لباس جدیدی به تن میکند.
هوش مصنوعی: چهره او در هر لحظه معنای متفاوتی پیدا میکند و هر بار میتواند از ظاهری دیگر خود را نشان دهد.
هوش مصنوعی: بارش ابر رحمت و برکت بر روی زمین، همه موجودات در زمین و آسمان را زندگی و نشاط میبخشد.
هوش مصنوعی: زمانی که آفتاب زیبایی او بر جهانیان تابیده میشود، نور او از هر پنجرهای در هر خانهای خود را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی چهره او در جلوههای مختلف نمایان شود، هر دو جهان را برای زیبایی خود به چشمنوازی و تماشا دعوت میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی که با تمام وجود و محبت، خود را خدمتگزار و بنده درگاه خداوند قرار دهد، آن خداوند او را به مقام و رفعتی فراتر از پادشاهی کشورهای زیادی میرساند.
هوش مصنوعی: اگر کسی با کمال تسلیم و فروتنی به فرمان غربی بیاید، لطف او بر سر همگان سایهافکنده و موجب میشود که او بر گردنکشان سلطنت کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر مه از عنبر معشوق من چنبر کند
هیچ کس دیدی که بر مه چنبر از عنبر کند
گه ز مشک سوده نقش آرد همی بر آفتاب
گه عبیر بیخته بر لالهٔ احمر کند
گرد زنگارش پدید آمد ز روی برگ گل
[...]
لاغری کامید اهل شرک را لاغر کند
بهر او از شهپر خود نسر طایر پر کند
رهبر احداث شد زان کارها برهم زند
همره تقدیر شد زان حالها دیگر کند
هر کرا تیغی بود برکف حنا برکف کند
[...]
باز نرگس را گلستان صاحب افسر کند
شاخ گل منبر نهد بلبل خطابت سر کند
غنچه گردد سبز مغفر سبزه زنگاری قبا
روز عرض آمد که هرکس برد خود دربر کند
از گل مستان بروید تاک می شوریده وار
[...]
زلف مشکینت دهان شانه پر عنبر کند
سرمه خاموش را چشمت زبان آور کند
آن که می گوید قیامت بر نمی خیزد، کجاست؟
تا در آن مژگان تماشای صف محشر کند
اشتیاق صفحه رخسار شبنم زیب او
[...]
با لب خشک آنکه در عشق تو دامن تر کند
می رسد گر ناز بر سلطان بحر و بر کند
می تواند غوطه زد در آبروی اعتبار
خویش را گردآوری آنکس که چون گوهر کند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.