شبی بودم چو مه پهلوی خورشید
نهادم روی دل بر روی خورشید
مه و خورشید دیدم روی در روی
ندیدم جز قمر در کوی خورشید
فتادم در خم چوگان زلفش
همی رفتم بسر چون گوی خورشید
رسیدم در مقام قاب قوسین
نمود از ماه نو بر روی خورشید
در آن شب اجتماع مهر و مه بود
زحل پرتاب چون گیسوی خورشید
چو ترک روز برقع را برافکند
شب تاریک شد هندوی خورشید
فرو پوشید چشم جمله را نور
که تا هر کس نه بیند روی خورشید
کمان چرخ نرم از آفتاب است
ندارد هیچکس تا بوی خورشید
سحرگه چون برآمد خسرو چرخ
جهان پرشد زهای و هوی خورشید
ز مشرق تا به مغرب زوانا الشمس
که یکتایست دایم خوی خورشید
چمن شد آسمان گلها ستاره
ز باغ عرش آمد بوی خورشید
بمه رویان نظر کردم بپا کی
بدیدم طلعت دلجوی خورشید
بذلت برد کوهی قرص مه را
چو دعواهاست اندر طوی خورشید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیباییهای شب و نور خورشید میپردازد و از تعاملات میان ماه و خورشید در آسمان صحبت میکند. او توصیف میکند که در یک شب، مه و خورشید به هم نزدیک شده و زیباییهای آنها را میبیند. شاعر از احساسات عاشقانهاش در مواجهه با زیبایی ماه و نور خورشید میگوید و به تجلیات نور در طبیعت و دلانگیزی آسمان اشاره میکند. در نهایت، او به تضاد نور و تاریکی و تاثیری که نور خورشید بر جهان میگذارد میپردازد و با شعری پر از تصویرسازیهای زیبا و استعاره، احساسی عمیق و معنوی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: یک شب وقتی بودم که مانند ماه در کنار خورشید قرار گرفتم و صورتم را به دل خورشید نزدیک کردم.
هوش مصنوعی: در کوی خورشید فقط قمر را دیدم، نه ماه و نه خورشید که در کنار هم باشند.
هوش مصنوعی: به دام زلف او گرفتار شدم و بیوقفه در حال حرکت بودم، مانند گوی که به دور خورشید میچرخد.
هوش مصنوعی: به مرحلهای رسیدم که میتوانم زیباییهای معنوی را با وضوح بیشتری ببینم، مانند اینکه ماه نو بر روی خورشید میتابد و نورش را منعکس میکند.
هوش مصنوعی: در آن شب که ماه و ستارهها در آسمان جمع شده بودند، سیاره زحل مانند گیسوی درخشان خورشید به نظر میرسید.
هوش مصنوعی: زمانی که ترکش، پوشش خود را کنار زد، شب فرا رسید و تاریکی بر هندوی خورشید حاکم شد.
هوش مصنوعی: همه چشمها را از نور دور کن تا هیچکس نتواند چهرهی خورشید را ببیند.
هوش مصنوعی: کمان نرم و خمیده، تحت تأثیر نور خورشید قرار دارد و هیچکس نمیتواند تا زمانی که بوی خوش خورشید به مشامش نرسد، وجود آن را درک کند.
هوش مصنوعی: صبح که خسرو آسمان طلوع کرد، جهان پر شد از سر و صدای خورشید.
هوش مصنوعی: از مشرق تا مغرب، خورشید که تنها و همیشه در حال درخشیدن است.
هوش مصنوعی: چمن به آسمان تبدیل شده و گلها همچون ستارههایی درخشنده به نظر میرسند. بوی خوش خورشید از باغ بهشت به مشام میرسد.
هوش مصنوعی: من به رویاییهای زیبا نگاه کردم و دیدم که چه کسی را میبینم؛ چهرهای دلپذیر که مانند نور خورشید درخشان است.
هوش مصنوعی: من به کوه برف بزرگی بخشیدم که همچون نیمه ماه در آسمان است، در حالی که در دل این طوفان دعواهایی برپا است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.