ساقی بجام باده گلرنگ در صباح
در صحن بوستان ز کرم گفت الصلاح
تا آفتاب طلعت ساقی طلوع کرد
کردیم دیده بر رخ خورشید افتتاح
با روح او که گفت الست بربکم
جانم چشید از لب ساقی روح راح
تا طفل جام لعل لبش شیر گیر شد
من یافتم ز چنگ سگ نفس بدفلاح
در باغ وراغ آمد و کوهی چو مشت کاه
مشکات را بسوزان از شعلهها صباح
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف لحظات زیبای صبح و نوشیدن شراب در باغ میپردازد. ساقی با جامی از باده گلرنگ به صحن باغ میآید و به محفل میپیوندد. با طلوع آفتاب، چهرهی او چون خورشید میدرخشد و شاعر از این زیبایی روح زندگی میگیرد. او از بوسهها و لبهای ساقی لذت میبرد و در این حال خود را از بند نفس رها میکند. در ادامه، شاعر به زیباییهای باغ و شعلههای آتش اشاره میکند و میخواهد که آنها را بسوزاند تا زیبایی و نشاط را بیشتر حس کند. این شعر به طور کلی دربارهی لذتهای زندگی، زیبایی و معنویت است.
هوش مصنوعی: ساقی، در صبح زود و در فضای زیبای بوستان، جامی از شراب خوشرنگ به دست گرفته و با مهربانی از خوبیها و اصلاح احوال صحبت میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که آفتاب زیبای ساقی طلوع کرد، ما نگاهی به چهرهی او انداختیم و دل را به دیدار آن نور گشودیم.
هوش مصنوعی: در این مصرع، به روحی اشاره شده که از سخن خداوندی که به انسانها گفت "آیا من پروردگار شما نیستم؟" آگاه شده و از نوشیدنی شهوانی و معنوی ساقی زندگی، لذت میبرد. این بیان به تجربه شیرینی اشاره دارد که از درک عمیق وجود و ارتباط با حقیقت شکل میگیرد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که لبهای زیبا و دلربای او مرا مجذوب خود کرده بود، من از بدبختی و ناتوانی خود آگاه شدم.
هوش مصنوعی: در باغ، نسیم خوشی وزید و کوهی همچون مشت کاه زودتر از شعلهها بسوزید و صبح را روشن کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شبنم نشسته بر ورق گل علی الصباح
خواهی که روح تازه برآید بیار راح
جهّال نشنوند ولی ممتنع بود
جز از خواص راح طلب کردن ارتیاح
از گردن خروس صراحی بریز خون
[...]
ز ایوان کاخ میکده آمد علی الصباح
مرغی گرفته نامه اقبال در جناح
مضمونش آنکه هر که نه می را مباح داشت
خونش بود به فتوی پیر مغان مباح
سرمایه فلاح چه باشد شراب لعل
[...]
برداشتیم از کف ساقی روح راح
درجام آفتاب می لعل هر صباح
شادیم وخرمیم ز صبح ازل مدام
چونکرده ایم دیده بروی تو افتتاح
ساقی ز روی ما و منی همچو آفتاب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.