دارم از ترک برسر خود تاج
به فقیری ستانم از شه باج
سلطنت را ببین که در شب و روز
دارم از ماه و آفتاب سراج
شستم از غیر لوح باطل را
دارم ای جان دلی چو تخته عاج
هر چه او خواست آنچنان کردم
نه بطبع خود و برأی مزاج
همه مرغان سبق ز گل گیرند
بلبل و کبک و قمری و دراج
حضرت حق محیط بر اشیاست
دارد این بحربی عدد امواج
کعبه وصل حق دل است ای دوست
ما از این رو شدیم مسیر به حاج
یار دانست درد کوهی را
کرد از این رو به بوسه ایش علاج
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و ارادت به خداوند و حقیقت است. شاعر از تاج سلطنت و نور ماه و آفتاب به عنوان نمادهایی از قدرت و نور درونی صحبت میکند و بیان میکند که در پی دستیابی به حقیقت، خود را از هر چیزی غیر از البته باطل جدا کرده است. او میگوید که هر چه را خدا بخواهد، همان را انجام میدهد و نه به میل خود. همچنین، اشارهای به عشق و رنج خود دارد و در نهایت به کعبه و نیاز انسان به وصال حق اشاره میکند که نماد راهیابی به حقیقت و عشق الهی است. در کل، این شعر به جستجوی معنای حقیقی زندگی و ارتباط با خداوند پرداخته است.
هوش مصنوعی: من بر سر خود تاجی دارم که از تجمل و زیبایی است، اما از پادشاه چیزی نمیخواهم و به فقر عادت کردهام.
هوش مصنوعی: در شب و روز، روشنایی و سلطنت من به اندازهی تابش ماه و آفتاب است.
هوش مصنوعی: من از هر چیزی جز صفحهای که باطل است، دست برداشتهام، ای جان! دلم مانند تختهای از عاج صاف و خالی است.
هوش مصنوعی: من هر چه او خواست انجام دادم، نه با توجه به خواستههای خودم و نه به توجه به حال و احوال خودم.
هوش مصنوعی: تمام پرندگان از گل الهام میگیرند، از جمله بلبل، کبک، قمری و دراج.
هوش مصنوعی: حق تعالی بر همه چیز تسلط و احاطه دارد و به مانند دریا، تعداد امواج آن همواره بیشمار و فراوان است.
هوش مصنوعی: کعبه، یعنی مکان مقدس و نقطه وصل با حقیقت، قلب ماست. به همین دلیل، ما به سمت این مکان حرکت کردیم تا حاجتمان را برآورده کنیم.
هوش مصنوعی: دوست میدانست که دردهای عمیق و سنگین مانند کوه، تنها با عشق و محبت قابل درمان است، به همین دلیل با بوسهاش به آن دردها پایان داد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
قلتبان چون گرفت خشم و لجاج
زود گردد روان ز هر سو کاج
ای دل نیک مذهب و منهاج
به تو اسرار هر دلی محتاج
بر فلکها به کشف ماه ترا
از حقیقت منازل و ابراج
مبطلم گشت از حقیقت حق
[...]
تاج اسلام شمس الدین ، گشتست
خاک صدر تو آسمان را تاج
تحفه داده ترا عنایت حق
سیرت و نام صاحب المعراج
هست عزم ترا مضای حسام
[...]
ای فلک سوخته داده بر کف تاج
هیچ نیکی ز تو نداشته ماج
بخت نیکت چو بچه ماج دهان
در نهاده بآستان تو ماج
دل اعدات در تنوره غم
[...]
ای ز روز سپید تا شب داج
به مددهای فیض تو محتاج
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.