گر شبی آنماه با زلف پریشان آمدی
ذره ذره از رخش خورشید تابان آمدی
گر نبودی آدم از آئینه ذات خدا
اینهمه نور و صفا در قلب انسان آمدی
آفتاب روی آنمه گر همی کردی طلوع
ازرخش سنگ سیه لعل بدخشان آمدی
دل نمی دانست او را در زمین و آسمان
یار اگر دامن کشان در صورت جان آمدی
گر نبودی گریه کوهی چو ابر نوبهار
بلبل بیدل چرا در باغ نالان آمدی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند. او به مقایسهی معشوق با ماه و خورشید میپردازد و بر اهمیت وجود انسان و صفای دل او تأکید میکند. شاعر همچنین به شدت احساساتی چون عشق و غم را مطرح کرده و بیان میکند که عشق به معشوق باعث میشود انسان در دل و جانش احساساتی عمیق را تجربه کند. از طرفی، عشق و حسرت نیز در اشعارش به وضوح نمایان است. بهطور کلی، شعر شعف و درد عشق را در قالب تصاویری زیبا و象انی تصویری بیان میکند.
هوش مصنوعی: اگر شبی تو با موی پریشان و زیبایت بیایی، هر ذرهای از چهرهات مانند تابش خورشید درخشان خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر انسان از تجلی و ذات خدا نمیبود، این همه نور و زیبایی در دل او نمیجوشید.
هوش مصنوعی: اگر خورشید بر چهرهام میتابید، نور آن از چهرهات درخشش سیاه سنگ لعل بدخشان را به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: دل نمیدانست که او در زمین و آسمان یاری دارد اگر تو با شتاب و زیبایی در قالب جان ظهور کنی.
هوش مصنوعی: اگر گریهای همانند ابر بهاری بر کوهها نبود، چرا بلبل دلی شکسته و غمگین در باغ نالهکنان حضور دارد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
منت ایزد را که تا تو صدا دیوان آمدی
منت ایزد را که چون خورشید رخشان آمدی
منت ایزد را که منصور و مظفر دوستکام
راست چونانکه دل ما خواستچو نان آمدی
عالمی رفتی و اینک عالمی باز آمدی
[...]
گر تو محبوب سلیمان آمدی
هرچه گویم صد دو چندان آمدی
گر نسیم رحمتی از کوی جانان آمدی
قعر بحر لم یزل در موج احسان آمدی
گر نمی جستی بلای جان سرگردان ما
کار دل از سایه زلفش بسامان آمدی
گر نبودی در طریق یار حفظ مرتبت
[...]
دوش از طرف گلستان مست و غلتان آمدی
گرچه ما را کشتی اما خوشتر از جان آمدی
با که می خوردی که بیخود گشتم از بوی خوشت
از در میخانه یا از گشت بستان آمدی
از تو کافر دل امید آب حیوان داشتم
[...]
گر برون از برقع آن زلف پریشان آمدی
کارهای بی سر و سامان به سامان آمدی
از جمال خود اگر دادی به عالم ذره ای
قسمت هر مور مقدار سلیمان آمدی
گر حجاب کعبه و دیر از میان برداشتی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.