از شمع ماه روی تو پر زیور آفتاب
در مشعل فلک بمثل اخگر آفتاب
خورشید لایزال ز لاشرق چون بتافت
گشتند ذره ها همه مه پیکر آفتاب
از آب و رنگ لعل لب آب دار تو
دارد بجام لعل می انور آفتاب
هر جا قدم نهد صنم مه لقا روان
از خاکپای دوست برآرد سر آفتاب
از پرتو جمال تو ای پرتو اله
ذرات کاینات بسوزد در آفتاب
عشقت چو در دو کون خروسی بود سفید
چون آسمان و بیضه دراو اصفر آفتاب
از رشک روی ماه تو ای آفتاب جان
بیرون کشد ز جسم بشر جان در آفتاب
از آفتاب روی تو کوهی چو ماه شد
بخشد به آفتاب اکرم زیور آفتاب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و نور جذاب معشوقهاش میپردازد. او معشوقه را به خورشید و آفتاب تشبیه میکند و بیان میکند که از تابش او، ذرات جهان نیز نورانی و درخشان میشوند. همچنین اشاره میکند که زیبایی معشوقه باعث بروز احساسات عمیق عشقی در دل او میگردد. در نهایت، شاعر عشق خود را به گونهای توصیف میکند که میتواند حتی وجود انسان را تحت تأثیر قرار دهد، به طوری که روح آدمی را به درخشش آفتاب نزدیک میکند.
هوش مصنوعی: پرتو زیبای چهرهات مانند روشنی خورشید است که در آسمان میدرخشد، و همچون شعلهای از آتش، زیباییات درخشان و مشعلوار است.
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید همیشه در حال تابش از سمت شرق برآمد، ذرات نور به شکلی زیبا و شگفتانگیز مانند ماه درخشان شدند.
هوش مصنوعی: این بیت به زیباییها و جذابیت بینظیر لبان معشوق اشاره دارد. دقت کنید که رنگ و جلوهی لبان او به قدری زیبا و شفاف است که آب و رنگ آنها میتواند در جامی از شراب خود را نمایان کند و در واقع گویی آفتاب در آن جام درخشیده است. به همین دلیل، لبان معشوق به مثابه یک الماس درخشان و پر جلوه توصیف میشود.
هوش مصنوعی: هر جا که محبوب زیبای من قدم بگذارد، تابش آفتاب از خاک پای او بلند میشود.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و نور وجود تو، ای روشنایی الهی، تمام ذرات جهان در تابش آفتاب میسوزند.
هوش مصنوعی: عشق تو مانند خروس است که در دو عالم جلوهگری میکند؛ سپید مانند آسمان و زرد مانند نور خورشید.
هوش مصنوعی: از زیبایی چهرهات، ای آفتاب زندگی، جان انسانها همچون پرتوهای آفتاب از بدنشان خارج میشود.
هوش مصنوعی: از نور چهرهات، کوهی مانند ماه شده است، و به آفتاب زیور و زیبایی خاصی دادهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای از کمال حسن تو جزوی در آفتاب
خطت کشیده دایرۀ شب بر آفتاب
زلف چو مشک ناب ترا بنده مشک ناب
روی چو آفتاب ترا چاکر آفتاب
آنجا که زلف تست همه یکسره شبست
[...]
ای از کمال حسن تو جزوی در آفتاب
خطت کشیده دائرهٔ شب بر آفتاب
زلف چو مشک ناب ترا بنده مشک ناب
روی چو آفتاب ترا چاکر آفتاب
آنجا که زلف تست همه یکسره شب است
[...]
گر مایه گیرد از رخت ای دلبر آفتاب
عاشق شود زمانه بصد دل، بر آفتاب
هر بامداد گیرد بر بوی روی تو
نه کلّه فلک را در زیور آفتاب
در رشک جیب تو بدردّ صبح پیرهن
[...]
ای جلوه کرده روی تو خود را در آفتاب
وی گشته نور روی ترا مظهر آفتاب
ای حلقهٔ در تو بهَر خانه ماه نو
وی نایب رخ تو بهر کشور آفتاب
گردان ز شوق تست بهر جانب آسمان
[...]
بفراشت صبحدم علم از خاور آفتاب
لشکر براند گرم به هر کشور آفتاب
رم خورد ادهم شب از آفاق چون ببست
بر نقره خنگ گردون زین زر آفتاب
از شام لشکری که سیاهی همی نمود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.