گنجور

 
کوهی

خسبیده چند مانی در جامه خواب غافل

بر تو بخواند حضرت یا ایها المزمل

از خواب و خور حذر کن در جسم و جان گذر کن

باید همیشه باشی با وصل یار واصل

ازگفتگو چه حاصل کردار باید اینجا

بگذر ز علم و دعوی میباش مرد عاقل

قربان راه حق شو تا عید وصل یابی

هر لحظه نفس خود را بی تیغ ساز بسمل

شد حاصل حقیقت جان تو در دو عالم

یعنی صفات حق را هستی بذات حاصل

برداشتی امانت نفست خیانتی کرد

ز انرو خدای گفتت هم ظالمی و جاهل

سبحان من عرفناک ورد زبان اشیا است

دیوانه کی شناسد یا عقل و هیچ عاقل

چندانکه سیر کردیم در حکم حرف الله

جز حلقه دو زلفش روحم نساخت منزل

در سیر شام اسری ما زاغ می شنیدیم

جانم بهر دو عالم زانرو بگشت مایل

بگذشتم از دو عالم در قید خویش ماندم

آمدند از حضرت کز غیر ما چه حاصل

فعل و صفات و اسما در کوهی است ظاهر

انسان کسی بود او کز ذات هست کامل

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
اثیر اخسیکتی

بفراخت رایت حق، برتافت روی باطل

الب ارسلان ثانی، شاه ارسلان طغرل

پر خار قهر بادا، چشم بدان که الحق

ملکی است بس برونق، شاهی است سخت عادل

هر دم عقاب فتنه، در خون خود بغلتد

[...]

کمال‌الدین اسماعیل

ای در محیط عشقت، سر کشته نقطۀ دل

وی از جمال رویت، خوش گشته مرکز گل

زلف تو بر بنا گوش، ثعبان و دست موسی

خال تو بر نخدان ، هاروت و چاه بابل

دو رسته درّ دندان، چون از رخت بتابد

[...]

ابن یمین

ای لعل آبدارت آتش فکنده در مل

بر باد داده حسنت چون خاک خرمن گل

هم خط مشکبارت اثبات دور کرده

هم زلف تو دلایل آورده بر تسلسل

خطیست گرد لعلت یا طوطی شکر چین

[...]

سلمان ساوجی

زنجیر بند زلفت زد حلقه بر در دل

خیل خیال ماهت در دیده ساخت منزل

ای گل ز حسن رویت گشته خجل به صد رو

وی غنچه بر دهانت عاشق شده به صد دل

زلف و خط تو با هم هندوستان وطوطی

[...]

جهان ملک خاتون

تا چند حال ما را آشفته داری ای دل

از زلف خوبرویان در بند و در سلاسل

تا چند باشم از غم شوریده حال و بی دل

تا چند باشی ای جان از حال بنده غافل

دل را ز دست دادم بی فکر الله الله

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه