دارد از جان و دل ما لعل او صد گونه رنگ
بسکه از چشم سیه با ما کند مستانه جنگ
چون ز تیر چشم او گشتیم آخر کشته باز
دوستان تابوت ما سازند از چون خدنگ
چون سواد الوجه فی الدارین ماگردیدختم
نیست دل را در دو عالم هیچ فکرنام و ننگ
عشق چوندریاست در وی هفتگردون قطره ایست
در کشد کشتی عالم را دم او چون نهنگ
گفتمش کوهی ز پا افتاد شاها دست گیر
گفت چون سر می رود در راه ما باری ملنگ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و تاثیر عمیق آن بر دل و جان انسان صحبت میکند. او عشق محبوبش را به عنوان سنگینی رنگهای مختلف توصیف میکند که همچون تیر چشم او، دلهای عاشقان را هدف قرار میدهد. پس از آنکه عاشقان به خاطر عشق کشته میشوند، دوستانشان برایشان تابوتی میسازند. شاعر به این نکته اشاره میکند که در دو جهان (این جهان و آن جهان) هیچ چیزی به جز عشق برای دل مهم نیست و عظمت عشق را در مقایسه با فراخی و قدرت دریاها میبیند. او به محبوب میگوید که اگر به کمک او بیاید، حتی کوهها هم از پا میافتند. در نهایت، او به شوخی میگوید که وقتی عشق در راه میآید، همه چیز دیگر بیاهمیت میشود.
هوش مصنوعی: عشق و محبت او در دل ما به اندازهای تأثیرگذار است که مانند یک لعل گرانبها به رنگهای مختلف در میآید؛ آنچنان که چشمان سیاه او با ما به بازی و جدال میپردازند و ما را سرمست میکنند.
هوش مصنوعی: چشم او مانند تیر به ما ضربه زد و ما در نهایت قربانی شدیم. حال دوستان ما برای ما تابوتی خواهند ساخت که شبیه به یک تیرک است.
هوش مصنوعی: اگر در دنیا و آخرت هم کسی به فکر نام و ننگ باشد، دلش را به هیچ چیز نخواهد سپرد. دنیا و آخرت را در نظر گرفتن و به دنبال افتخار و سرشکستگی رفتن، بیفایده است.
هوش مصنوعی: عشق مانند قدرتی است که در آن، هفت آسمان و زمین را در بر میگیرد و در مقایسه با آن، وجود ما فقط به اندازه یک قطره در دریا مینماید. صدای عشق همچون نهنگ، کشتی عالم را به حرکت درمیآورد و زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: گفتم که یک کوه از جایش کنده شده است، ای پادشاه، به کمک ما بیا. او پاسخ داد: وقتی سرِ (کار) میرود، ما چه کنیم؟ پس بیخیال و سرمست جلو میرویم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از دل و پشت مبارز می بر آید صد تراک
کز زه عالی کمان خسرو آید یک ترنگ
یاسمن آمد بمجلس، با بنفشه دست سود
حمله کردند و شکسته شد، سپاه با درنگ
با سماع چنگ باش، از چاشتگه تا آن زمان
کز فلک پروین برآید همچو سیمین شفترنگ
از دل و پشت مبارز، می برآید صد تراک
[...]
بینی آن ترکی که او چون برزند بر چنگ، چنگ
از دل ابدال بگریزد به صد فرسنگ، سنگ
بگسلد بر اسب عشق عاشقان بر تنگ صبر
چون کشد بر اسب خویش از موی اسب او تنگ تنگ
چنگ او در چنگ او همچون خمیده عاشقی
[...]
ای رخ رخشانت چون آئینه نادیده زنگ
زنگ بزدا از دل عاشق ببکمازی چو زنگ
آنکه رومی آرزو کرده عطایش چون عرب
آنکه ترکی آرزو کرده بساطش همچو زنگ
مادرش بوده است همچون زنگی زنگارگون
[...]
آمد آن ماه دو هفته با قبای هفت رنگ
زلف پربند و شکنج و چشم پرنیرنگ و رنگ
لؤلؤ اندر لاله پنهان داشت چون رویم بدید
چنگ را بر لاله زد لؤلؤ و برهم سود چنگ
گفت مهر از من گسستی با تو جای جنگ هست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.