تا ببیند او خم ابروی آن مه یک به یک
در سجود افتاد هردم جمله جانها ملک
ما بیاد آن دهان در کنج خلوت شسته ایم
تا بیابیم از لب جان بخش او دلبر حنک
دیک سودای تو را پختیم ما از آب چشم
نیست اندر مطبخ ما هیچ جز آب و نمک
شمع رویت تا منور کرد عالم را هنوز
ماه و خورشیدند روشن از تو بر اوج فلک
من که در دریای وحدت غوطه خوردم در ازل
جان ما چون یونس آمد جسم مانند سمک
رست کوهی ازمن و ما تا جمال حق بدید
نیست آنرا همچو خلق این زمانه ریب وشک
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به توصیف زیبایی و جذبه معشوق میپردازد. شاعر در آن به حالتی از سجده و فروتنی در برابر زیبایی محبوب اشاره میکند و میگوید که همه جانها در این حالت افتادهاند. او به یاد آن دهان دلربا در یک مکان خلوت است و آرزو دارد از لبهای معشوق طعم بخشندگی و عشق را بچشد. شاعر همچنین به عشقش به معشوق اشاره میکند که از آب چشمش ایجاد شده و در مطبخش تنها آب و نمک وجود دارد. او بیان میکند که نور چهره محبوبش همچنان عالم را روشن میکند و ماه و خورشید نیز از او روشنی میگیرند. در پایان، شاعر به عمق احساساتش در دریای عشق و وحدت و جدا شدن از مادیات اشاره میکند و به اصل حقیقت و خلوص عشق تأکید میورزد.
هوش مصنوعی: هر بار که او خم ابروی آن ماه زیبا را میبیند، جانها یکی یکی در برابر او به سجده میافتند.
هوش مصنوعی: ما در گوشهای از تنهاییامان به یاد آن دهان نشستهایم تا از لبان دلربای او که جان را به انسان میبخشد، طعمی دلنشین بیابیم.
هوش مصنوعی: ما برای عشق تو در اشکهای خود غذا تهیه کردیم، در آشپزخانهام هیچ چیزی جز آب و نمک نیست.
هوش مصنوعی: چهره روشنت تا به حال دنیا را روشنی بخشیده است و هنوز ماه و خورشید از نور تو در آسمان درخشان هستند.
هوش مصنوعی: من در دریای اتحاد غوطهور هستم و از ابتدا، جان من مانند یونس به جسمی همانند ماهی تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: اگر از من و ما دور شدی و به زیبایی خدای رسیدی، دیگر آن کوه را نمیبینی، زیرا همچون مردم این زمان، متزلزل و مشکوک نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فتح آذربایجان امسال اینجا خوانده ام
فتح ترکستان و چین خوانم دگر سالت فرنگ
ای غبار خاک کویت سرمه چشم فلک
ای به تو محتاج خلق هر دو عالم یک به یک
یا رسول الله توئی کان ملاحت پرکمال
کزتو باید برد خوبان دو عالم را نمک
هرکه او امروز مالد روی بر خاک درت
[...]
صاحبا از نیکخواه و بدسگالت یک مثال
دیدهام از چرخ دولاب و در آنم نیست شک
میل دورش چون به گردش میدرآید دیدهای
یک طرف سوی زمین دیگر طرف سوی فلک
قصد و میل نیکخواه و بدسگالت همچنوست
[...]
گر بیفتد یک سر مویی ز خاتون زمان
بس گنه آویزه دارد بی ریا و ریب و شک
آنچه حیوان است از تأثیر او . . . شود
روسپی زاید میان آب دریاها سمک
ای حریم بارگاهت کعبه ملک و ملک !
ساحتت را روضه فردوس حدی مشترک
در خط از عکس خطوطت ، سطح لوح لاجورد
در گل از سهم اساست ، پای وهم تیز تک
از فروغ شمسه دیوار ایوانت به شب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.