دارم از زلف و خال تو در دل هزار داغ
جانم بسوخت ز آتش روی تو چون چراغ
بر آستان خاک تو ای سرو گلعذار
ما را فراغت است ز گلهای صحن باغ
پرورده ام بساعد شه باز روح را
تا برکند دو دیده این نفس بدکلاغ
ای دل بقول سید کونین کار کن
زانرو که بر رسول نباشد بجز کلاغ
بر یاد چشم آهوی سرمست آن غزال
کوهی تو را رسد که نهی سر بباغ وراغ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و داغهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از زلف و خال معشوق روایت میکند و میگوید آتش عشق او جانش را سوزانده است. او به خاک پای معشوق به عنوان باغی اشاره میکند که از گلهای آن فراغت دارد. شاعر همچنین به تلاش روح خود برای رهایی از غم و اندوه اشاره میکند و به دل خود توصیه میکند که به گفتههای رسول عمل کند. در نهایت، او یادآور چشمان زیبای معشوق است و حسرتی عمیق را در دل خود احساس میکند.
هوش مصنوعی: من از زلف و خال تو در دلم هزاران درد و رنج دارم. جانم از آتش زیبایی تو میسوزد، مانند چراغی که در آتش میسوزد.
هوش مصنوعی: ای سرو گلعذار، ما در آستان خاک تو آرامش داریم و از گلهای باغ بینیازیم.
هوش مصنوعی: من به کمک فرمانروایی، روح را پرورش دادهام تا بتواند این نفس بد را که چون کلاغی است، از دو چشمانم دور کند.
هوش مصنوعی: ای دل، به گفتهی سید کونین (پیامبر)، عمل کن، زیرا نتیجهی کار جز به مانند کلاغی نخواهد بود که برایش در نظر گرفته شده است.
هوش مصنوعی: به یاد چشمان آن آهوی سرمست، همچون غزال کوهی، تو به دنبال آرامش و زیبایی میگردی که در باغ و دشت میکوشی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل شاد دار و پند کسایی نگاه دار
یک چشمزد جدا مشو از رطل و از تفاغ
تا مهر بر فروخت ببرج حمل چراغ
پر شمع و پر چراغ شد از لاله باغ و راغ
دیو است زاغ گوئی مقری است عندلیب
کز بانک او ز باغ هزیمت گرفت زاغ
از بوستان کلاغ هزیمت گرفت راست
[...]
امروز روز شادی و امسال سال لاغ
نیکوست حال ما که نکو باد حال باغ
آمد بهار و گفت به نرگس به خنده گل
چشم من و تو روشن بیروی زشت زاغ
گل نقل بلبلان و شکر نقل طوطیان
[...]
برخیز تا تفرج بستان کنیم و باغ
چون دست میدهد نفسی موجب فراغ
کاین سیل متفق بکند روزی این درخت
وین باد مختلف بکشد روزی این چراغ
سبزی دمید و خشک شد و گل شکفت و ریخت
[...]
دل برد دلبر و به دلم برنهاد داغ
دارد کنون ز حال من خسته دل فراغ
بی روی دلفریب تو خون می رود دگر
اندر میان چشم و دل ای چشم و ای چراغ
عمری گذشت بر دلم ای عمر نازنین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.